از شوق زدگی سروش صحت تا دعا برای راهیابی «پیرپسر» به اسکار/ در جشن بزرگ منتقدان چه گذشت؟_آینده
به گزارش آینده
در این مراسم ، چهرههایی همچون رضا بابک، رسول صدرعاملی، حبیب اسماعیلی، حسن پورشیرازی، امین حیایی، حامد بهداد، پریناز ایزدیار، هوتن شکیبا، آزاده صمدی، پژمان جمشیدی، سروش صحت، امیرحسین فتحی، مستانه مهاجر، اکتای براهنی، نصرالله مدقالچی، علی زرنگار، مجید برزگر، سارا بهرامی، سارا حاتمی، سجاد بابایی، ستاره پسیانی، مهسا حجازی، بابک خواجه پاشا، بانیپال شومون، بهزاد خلج، ناصر ممدوح، تورج الوند، محمد ولیزادگان، سهیل دانش اشراقی، کاظم دانشی، امید شمس، ایمان شمس، فرزین محدث، بامداد افشار، ناهید مسلمی، علیرضا ثانیفر، فاطمه محمدی مدیرعامل موزه سینما، ندا جبرئیلی، نفیسه روشن، سهیل موفق، داریوش فرضیایی، صدف اسپهدی، مجید صالحی، مهران احمدی، کوروش تهامی، سید ابراهیم عامریان، امیر غفارمنش، بهنوش بختیاری، میرسعید مولوی، و مسعود نجفی وجود داشتند.
به نقل از روابط عمومی ، فرزاد حسنی که اجرای این مراسم را برعهده داشت، بعد از سخن بگوییدهای ابتدایی خود، حاضران در سالن را دعوت کرد تا ویدئویی درمورد مرور ادوار جشن بزرگ منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران را تماشا کنند.
حسنی در ادامه یاد احمد پژمان آهنگساز و شاپور عظیمی منتقد فقید سینما را گرامی داشت و بعد از آن از جعفر گودرزی دبیر این دوره از جشن دعوت کرد تا برای گفتن سخن بگوییدهای خود روی صحنه بیاید.
جعفر گودرزی دبیر پانزدهمین جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران در ابتدای سخنان خود فرمود: هنرمندان و سینماگران گرامی، اهالی شریف رسانه، میهمانان ارجمند و اعضای گرامی انجمن منتقدان، امشب ما در تالار قلم گرد هم آمدهایم، نه فقط برای برگزاری یک جشن، بلکه برای پاسداشت جادویی که نامش سینماست. سینما، حافظه زنده یک ملت است؛ آینهای که ناکامی و شکوفه، غمها و نشاطهایمان را بازمیتاباند و ما را مجدد با خودمان مواجه میکند. زخمی است که همزمان مرهم است و فانوسی که در تاریکترین راهروهای تاریخ، جرقهای از امید را روشن میکند و این همان معجزهایست که سینما را یگانه و جاودانه کرده است.
او همین طور گفت: پانزدهمین جشن منتقدان، فرصتی است برای ایستادن مجدد کنار هم، برای یادآوری این که سینمای ایران، با همه رنجها و تنگناها، تا این مدت شرافتمندانه میتپد و زندگی را بیصدا به ما بازمیگرداند. امشب، بیشتر از آنکه مراسمی برای تقدیر باشد، لحظهایست برای مجدد باور کردن نیروی سینما؛ همان نیرویی که ما را کنار هم نگه داشته و چراغ فردا را روشن میکند.
گودرزی در ادامه گفت: در این دوره از جشن منتقدان، برای نخستینبار آکادمی جشن، مسئولیت سنگین قضاوت سه سال اکران سینمای ایران را برعهده گرفت. کاری طاقتفرسا و دقیق که ثمرهاش، برسی ۲۰۷ فیلم در گسترهای گسترده از ژانرها، زبانها و جهانبینیها می بود. ما باور داریم که سینمای ایران، در این بزنگاه تاریخی، نه تنها به تندباد شهرت و بازار، که به بادهای پالایشگر کیفیت نیاز دارد.
او گفت: در این چنین زمانهای، بیشتر از همیشه نیازمندیم به دلهای پاک، به قلمهای بیتعارف و به وجودهای دلسوزی که چشم به حقیقت دارند، نه منفعت. بیایید کنار هم بمانیم. نگذاریم هر جریان یا هیاهویی بین ما، بین دلسوزان سینمای نجیب ایران، درهای از سوءتفاهم و جدایی حفر کند. سینما، پیش از هر چیز، خانه دلهای روشن است و منتقد، فانوسدار این خانه در تاریکیها.
دبیر پانزدهمین جشن بزرگ انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی او گفت: سینمای ما سالها است از تکصدایی ملالآور رنچ می برد، از تکرار بیآخر جهانهایی که نه تازهاند، نه راستین. گویی دوربینها جرأت عبور از قاب امن عادت را ندارند. ما، به جای تنوع طعمها، یک غذا را در صد بشقاب سرو میکنیم و تا این مدت انتظار داریم مخاطب، با اشتیاق، لقمه آخر را هم ببلعد. نه! سینما با تکصداها نمیبالد. با فراموشی مخاطب زنده نمیماند. هنگامی ژانرهای فراموششده، هنگامی طنز به ابتذال و درام به زاری بدل میشود، یعنی ما به شعور و ذائقه تماشاگر پشت کردهایم.
وی نقل کرد: مخاطب ما بیسلیقه نیست، تحقیرش کردهاند. با آثاری که نه تخیل را قلقلک خواهند داد، نه اندیشه را. نه میخندانند، نه میگریانند. بلکه فقط میگذرند؛ همانند نسیمی که یادش نمیماند. سینمای ما، اگر بخواهد برخیزد، باید مجدد به تنوع، شهامت و تواناییگری بازگردد. باید جسارت کند، در روایت، در فرم، در لحن، در فهمیدن مخاطب. و این اغاز نمیشود مگر با صدای منتقد، با واژههایی که نه از سر خشم، که از سر عشق، آینده را صدا میزنند.
گودرزی در ادامه گفت: ما در کشوری با اقلیمهای متنوع، فرهنگهای رنگارنگ، اسطورههای زنده و زخمهای عمیق، چرا باید فقط یک قصه را در صد فرم یکسان تکرار کنیم؟ و در این میانه، سینمای ما از زخمی عمیق رنج میبرد: فقر ژانر، یعنی فقر تخیل. ما در کشوری با صدای هزار روایت، چرا فقط یک لحن را تکرار میکنیم؟ هنگامی کمدی به هجو بدل میشود، ملودرام به زاری و عاشقانه به سانسور، یعنی خطر از قاب قبل و به روح رسیده است. سینمای ما از فقر ژانر نمیرنجد؛ در آن جان میسپارد. هنگامی هفت هنر را به چهار نما تقلیل میدهیم و خیال را در یک قاب بسته محبوس میکنیم، نه درام رشد میکند، نه کمدی میخنداند، نه عشق میسوزاند. این فقر، فقط فقدان تکنیک نیست؛ فقدان شهامت است. شهامت نگاه تازه، شهامت تواناییگری، شهامت پذیرفتن مخاطبی که میفهمد و شعورش را به بازی نمیگیرد.
وی او گفت: ما به نام مردم، از مردم دور شدهایم. مخاطب، قربانی سهلانگاری ما شده؛ نه چون او ذائقه ندارد، بلکه چون ما طعم تازهای به او نچشاندیم. نه چون او خام است، بلکه چون ما خامفروشی کردیم و این درد، درد یک نسل است که به جای سینما، فقط سایهاش را دیده؛ سایهای بیژانر، بیخون، بیغرور. سینمای ما، اگر بخواهد برخیزد، باید از روی خاکستر خودش عبور کند. باید مجدد یاد بگیرد که هراس را بیافریند، عشق را بیپرده روایت کند، کمدی را از لودگی نجات دهد و مرگ را، نه با آه، بلکه با سکوتی سینمایی به عکس بکشد.
دبیر پانزدهمین جشن بزرگ منتقدان در ادامه سخن بگوییدهای خود او گفت: اینجا، نقطه جوش است. یا تبخیر میشویم یا تبدیل و در این میانه، باید چشم باز کنیم به حقیقت سخت تشکیل. امروز، هزینههای سرسامآور، قسمت خصوصی را فلج کرده است. جریان تشکیل، در گلمانده است و تعداد بسیاری، دیگر نه به ساختن، که به بقا فکر میکنند. ما در زمانهای ایستادهایم که فردا، مبهمتر از همیشه است. بلاتکلیفی، در همهجا خانه کرده؛ در اندوختهگذاری، در مجوز، در نمایش و حتی در مطمعن و با این همه، تا این مدت یک چیز هست که میتوان به آن دل سپرد: سینما. سینما، در دل این آشوب فقط هنر نیست؛ پناه است. احتمالا آخرین امید جمعی ما باشد برای این که مجدد باور کنیم به دیدن، به فهمیدن، به بودن. به پانزدهمین جشن منتقدان خوش آمدید. با افتخار، با امید و با ایمان به سینما.
جعفر گودرزی سپس از حمایتکلینیک مهرافروز حمایتکننده این جشن و همکاران و عوامل این برنامه سپاس کرد.
بعد از سخن بگوییدهای دبیر این دوره از جشن، کلیپ درگذشتگان سینما پخش شد.
در ادامه این مراسم از بیتا موسوی که در جریان جنگ ۱۲ روزه عزیزان خود را از دست داده است، دعوت شد تا به همراه برادرزاده خود به روی صحنه بیاید.
بیتا موسوی با وجود روی صحنه گفت: از انجمن منتقدان بابت برگزاری این گرامیداشت سپاس میکنم. از روز ۲۵ خرداد که این اتفاق افتاد، تعداد بسیاری از همکاران در سینما و مطبوعات مدام کنار من بودند که از همه آنها سپاس میکنم. از محمدمهدی عسگرپور، مهدی کوهیان و همکارانم در روزنامه شرق سپاس میکنم که نام و یاد شهدا را گرامی داشتند.
او همین طور گفت: امیدوارم در سرزمین من هیچ زمان هیچ آدم مظلومی قربانی جنگ و سیاست نشود. امیدوارم هیچ شخصی در یک ظهر تابستانی همراه با خانوادهاش قربانی جنگ نشود. از آن خانواده فقط محمد به یادگار برای من باقی مانده است. محمد نور زندگی من است و امیدوارم با پشتیبانی شما نگهدار خوبی برای این یادگار مورد قیمت باشم.
سپس جعفر گودرزی فرمود: زیاد از ایرانیان گرامی زندگیشان به قبل و سپس از جنگ ۱۲ روزه تقسیم شده است و زندگی بیتا موسوی نیز دیگر همانند پیش از جنگ نمیشود. امیدوارم دیگر رنگ و بوی جنگ در این سرزمین نباشد.
محمد موسوی فرزند شهید سعید موسوی در ادامه او گفت: از گرامیداشتی که برای خانوادهام گرفتهاید، زیاد سپاس میکنم. از آقای مهدی کوهیان، سمیرا علایی، زینب کاظمخواه و همه دوستان سینما و مطبوعات سپاس میکنم. امیدوارم سایه جنگ برای همیشه از سرزمین ما دور شود.
سپس مراسم بزرگداشت فرشته صدرعرفایی بازیگر سینما برگزار شد که وی به علت سفر در این مراسم وجود نداشت.
صدرعرفایی در ویدئویی که پخش شد، گفت: متاسفم که امشب در خدمت شما عزیزان نیستم. من خرداد عازم سفری بودم و به علت تعویق زمان برگزاری مراسم نتوانستم در ایران وجود اشکار کنم. از انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران سپاس میکنم. این شانس یک بار برای یک بازیگر اتفاق میافتد که برایشان بزرگداشت برگزار کنند.
او همین طور گفت: از کارگردانان، فیلمنامه نویسان، همکاران پشت صحنه و همبازیان عزیزم سپاس میکنم. امشب برای من هم شب بزرگی است چون بزرگداشت دوست قدیمی و گرامی من حسن پورشیرازی نیز برگزار میشود. بازی درخشان او در فیلم «پیر پسر» برای همه ما همانند کلاس درس است.
مهناز افضلی به نمایندگی از فرشته صدرعرفایی لوح تقدیر او را دریافت کرد.
در ادامه جایزه اختصاصی جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران، توسط مازیار فکری ارشاد و کوروش تهامی به سروش صحت برای کارگردانی فیلم «صبحانه با زرافهها» اهدا شد.
سروش صحت بعد از دریافت جایزه او گفت: زیاد خوشحال و شوقزده هستم، چون این جایزه زیاد مهم است؛ چون ازطرف منتقدان و نویسندگان سینما است. متاسفانه من باید سریعتر بروم چون تا همین الان هم سر صحنه بودم و اکنون هم باید برای ضبط برنامه اکنون بروم.
او همین طور گفت: هر فیلمی یک کار تیمی است و من به نمایندگی از همه عوامل اینجا هستم. هرکدام از ما یک بهشتی در ذهنمان داریم که دوست داریم در آنجا صبحانه بخوریم. بهشت ذهنی من و ایمان «صبحانه با زرافهها» می بود.
در ادامه جایزه بهترین دستاورد فنی با وجود امیر فکرالهی، امید نجوان و حبیب اسماعیلی به سهیل دانش اشراقی طراح صحنه فیلم «خائن کشی» اهدا شد.
دانش اشراقی بعد از دریافت جایزه خود او گفت: این جایزه زیاد مورد قیمت است چون اگر منتقدان نبودند، سینما نبوده است. از علی اوجی و استاد کیمیایی گرامی سپاس میکنم که من را به گفتن طراح صحنه پذیرفتند.
جایزه بهترین مهندسی صدا با وجود نصرالله مدقالچی و عزیزالله حاجیمشهدی به مهرشاد ملکوتی و مسیح حدپور سراج برای فیلم «موقعیت مهدی» اهدا شد.
بابک خواجه پاشا به نمایندگی از مهرشاد ملکوتی و مسیح حدپور این جایزه را دریافت کرد.
عباس پشتیبانی و بهزاد خلج برای اهدای جایزه بهترین موسیقی روی صحنه آمدند.
عباس پشتیبانی او گفت: هنگامی این تندیس و لوحها را تماشا میکردم یادم آمد که سال ۷۷ در اولین دوره اهدای جوایز انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایرانی یک روز جمعه امیر اثباتی و من به دفتر مجله فیلم رفتیم و دیپلمهای افتخاری آماده کردیم تا به آقای بیضای، انتظامی، سوسن تسلیمی و علیرضا زرین دست تقدیم کنیم. آقای زرین دست دیپلم افتخارشان را گم کردند و سالها به ما میانها گفتند که یک دیپلم دیگر به ما بدهید. هنگامی آقای گودرزی بیانه را خواندند به یادم آمد که ما از همان ابتدا در بیانیههایی خواست راه اندازی خانه سینما و سازمان سینمایی داشتیم. یادی میکنم از رفیق رفته مسعود محرابی گرامی که بعدفردا تولدش است اما بین ما نیست و تا زمان رفتنش اجازه نداد تیم سهنفره مجله فیلم از هم بپاشد.
در ادامه دیپلم افتخار بهترین موسیقی به مسعود سخاوتدوست برای فیلم «موقعیت مهدی» و تندیس بهترین موسیقی متن به ستار اورکی برای فیلم «خائنکشی» اهدا شد.
ستار اورکی بعد از دریافت جایزه خود او گفت: خوشحالم که امشب در کنار شما عزیزان هستم. درگذشت استاد احمد پژمان را به جامعه هنری تسلیت میگویم. ما امروز بزرگی را از دست دادیم که فکر نمیکنم دیگر همانند ایشان زاده شود. خانم بیتا موسوی به شما هم تسلیت میگویم. ما امروز در این ضیافت خوشحال هستیم اما از در که بیرون برویم غمها سراغمان میآیند. این جایزه را به استاد مسعود کیمیایی تقدیم میکنم که پای پیانو زیاد از ایشان آموختم.
در ادامه جایزه بهترین تدوین توسط مستانه مهاجر و محسن بیگآقا به حسن حسندوست برای فیلم «پرویزخان» اهدا شد.
بیگآقا گفت: منتقدان با عشق زندگی میکنند و این عشق اکنون دیگر به مرز جنون رسیده است. در جشنوارههای خارجی از ما میپرسیدند که هزینه پرواز و هتل شما را چه فردی میدهد و هنگامی میگفتم خودمان، به من میانها گفتند که شما دیوانه هستید. منتقدان با عشق فیلم و سریال میبینند و نقد مینویسند.
جایزه بهترین فیلم اول توسط اکتای براهنی و کامران ملکی به آرمان خوانساریان برای فیلم «جنگل پرتقال» اهدا شد.
خوانساریان بعد از دریافت جایزه فرمود: زیاد از گرفتن این جایزه خوشحالم. از هنگامی که فیلم ما آماده شد زیاد حال و هوای جشن نداشتیم اما امروز بعد از ۳ سال از همه افرادی که برای ساخت این فیلم کنار ما بودند، سپاس میکنم.
سپس مراسم تشکر از حسن پورشیرازی بازیگر سینما با پخش ویدئویی اغاز شد.
مهناز افضلی، حامد بهداد و رضا صائمی برای تشکر از این هنرمند روی صحنه آمدند.
حسن پورشیرازی بعد از دریافت لوح خود او گفت: این جایزه با اهمیت ترین جایزهای است که میگیرم. از منتقدان گرامی سپاس میکنم که سالها است مرا حمایتمیکنند و از شبی که در برج میلاد آن اتفاق برای ما افتاد تا امروز از ما و فیلم ما حمایتکردهاند.
او همین طور گفت: دوست دارم در اینجا این را بگویم که امروز هم استانی گرامی من آقای پژمان را از دست دادیم و از این بابت زیاد متاسف هستم.
پورشیرازی فرمود: این تقدیر را به روح بزرگ داریوش مهرجویی تقدیم میکنم که زیاد از او آموختم. این چنین از همه افرادی که من را تا اینجای کار حمایتکردند، زیاد سپاسگزارم. اکتای براهنی از تو ممنونم که به من مطمعن کردی تا در کنار هنرمند درجه یک سینما حامد بهداد، لیلا حاتمی، محمد ولیزادگان و همه عزیزان کار کردیم.
در ادامه حامد بهداد درمورد حسن پورشیرازی نقل کرد: این مطلبی که آقای پورشیرازی انها گفتند داغ دل من را تازه کردند. جایزه های بسیاری بین ما سینماگران رد و بدل شده ولی شبی را برای دارم که از دست آقای داریوش مهرجویی جایزه گرفتم. کلیپ درگذشتگان را که می بینیم فهمید می شویم چه اعتبارهایی در سینما بودند که از دست داده ایم.
او گفت: بازیگری بعضی اوقات ساده و بعضی اوقات طاقت فرسا است. چهار فیلم سینمایی و یک تئاتر با حسن پورشیرازی کار کردهام. ورود همه بازیگران برای وجود در این فیلم سخت می بود و در سکانس آخر و در ماه های آخر همه ما ناظر اتفاقی بودیم که برای حسن پورشیرازی افتاد و او با اعصابی خراب هر روز به جنگ این نقش می آمد. حسن را نگاه می کردم و می دیدم که در ماه آخر جان خود را از دست داده و دیوانهوار به صحنه میآمد. همان روزها میدیدم که حسن مزد خود را برمیدارد. نقش های رنگارنگی که ایفا کرده است و می دیدم این رنجی که میکشد به بار خواهد نشست. همیشه چشم به راه بودم او مزد و اجر خود را بردارد و ایمان داشتم و این روز که همه جلوی پا او ایستادند را می دیدم. امیدوارم یگانه شدن با نقش و هنر از دل همدیگر و شهر بگیریم.
حسن پورشیرازی فرمود: از حامد گرامی ممنونم. دعا کنید که فیلم ما به اسکار برود.
در ادامه دیپلم افتخار بهترین فیلمبرداری با وجود امیر عابدی و مهدی احمدی به آرمان فیاض برای «برف آخر» و تندیس این قسمت به مسعود سلامی برای فیلم «خائنکشی» اهدا شد.
سلامی بعد از دریافت جایزه خود او گفت: برای دومین بار این جایزه را دریافت کردم و زیاد خوشحالم که این جایزه را برای فیلم آقای کیمیایی میگیرم. امیدوارم امثال آقای کیمیایی سالیان سال برای این سینما بمانند و فیلم بسازند.
جایزه بهترین بازیگر مکمل زن با وجود ناهید مسلمی، پریناز ایزدیار و حسن لطفی به صدف اسپهبدی برای فیلم «علفزار» اهدا شد.
وی بعد از دریافت جایزه او گفت: از انجمن منتقدان ممنونم که من را امروز به آرزویم رساندند. خوشحالم که این لوح را دارم. از شما خواهش میکنم که به افتخار پدر و مادر من که امروز در سالن می باشند، دست بزنید. همیشه می گویند که اگر در جمعی ۱۰۰ نفر آدم باشند و ۹۹ نفر به تو بگویند نمیشود و نمیتوانی اما ۱ نفر به تو بگوید که میشود، تو حتما موفق میشوی. آن یک نفر برای من کاظم دانشی می بود. این جایزه را به کاظم دانشی تقدیم میکنم.
دیپلم افتخار بهترین نقش مکمل مرد با وجود ناصر ممدوح و مهران احمدی به علیرضا ثانیفر برای فیلم «علت مرگ نامعلوم» و تندیس این قسمت به مجید صالحی برای فیلم «برف آخر» اهدا شد.
ثانیفر فرمود: من بازیگری را کنار حامد بهداد یاد گرفتهام. نگرش او این می بود که من بعد از ۴۰ سالگی موفق میشوم اما امروز که آقای پورشیرازی را دیدم یاد گرفتم که باید زیاد تر تحمل کنیم. علی زرنگار فیلمش را با خون دل ساخت و این دیپلم را به نمایندگی از همه بازیگران این فیلم دریافت و این جایزه را به علی زرنگار تقدیم میکنم.
مجید صالحی نیز گفت: دوست دارم اعتراف کنم که من مجید دلبندم را از علیرضا ثانیفر دزدیدم که سرنوشت من را عوض کرد. امروز از او حلالیت میطلبم. این جایزه برای من زیاد باارزش است.
او همین طور گفت: منتقدان از یکجایی مسیر زندگی من را عوض کردند. سالها کمدی بازی میکردم اما یکجایی دچار تکرار شدم. ۲ نقد برای من نوشته شد و بعد از آن تلاش کردم مسیر بازیگریام را عوض کنم. در فیلم «استراحت مطلق» با بابک حمیدیان و ترانه علیدوستی همبازی شدم. همین جا بگویم که واقعا دلمان برای ترانه علیدوستی، فاطمه معتمدآریا، باران کوثری، کتایون ریاحی، پانتهآ پناهیها تنگ شده است. امیدوارم شرایط برای وجود این عزیزان فراهم شود.
صالحی در آخر او گفت: من از همان سنین کم و با دانش کم خود مجذوب بازی بازیگری شدم که من را به بازیگری علاقهمند کرد و دوست دارم این جایزه خود را به او تقدیم کنم؛ او فردی نیست جز آقای بهروز وثوقی.
در ادامه دیپلم بهترین بازیگر نقش اول زن با وجود رسول صدرعاملی، ستاره پسیانی و جعفر گودرزی به الناز شاکردوست برای فیلم «بیبدن» و تندیس این قسمت به سارا بهرامی برای فیلم «جنگل پرتقال» اهدا شد.
سارا بهرامی بعد از دریافت جایزه خود او گفت: این افتخار را دارم که برای بار دوم این جایزه را دریافت میکنم. از آقای صدرعاملی و آرمان خوانساریان و از انجمن منتقدان زیاد سپاس میکنم.
جایزه خلاقیت در بازیگری با وجود حامد بهداد و هوشنگ حسینی به امین حیایی برای فیلم «برف آخر» اهدا شد.
این چنین دیپلم افتخار بازیگر مرد به بانیپال شومون برای فیلم «علت مرگ نامعلوم» و تندیس این قسمت به میرسعید مولویان برای فیلم «جنگل پرتقال» اهدا شد.
بانیپال شومون بعد از دریافت جایزه او گفت: این اولین جایزه سینمایی من است. زیاد خوشحالم و از انجمن زیاد ممنونم. از علی زرنگار بابت اعتمادی که به من داشت زیاد ممنونم. از مجید برزگر و بازیگران این فیلم زیاد ممنونم.
او گفت: من از ۳ هنرمند آشوری ایران یاد میکنم و آرزو دارم فارغ از هر مذهب، نژاد و قومیتی بتوانیم روزی آزادانه با هم در این خاک کار کنیم. به گفتن یک بازیگر آشوری این جایزه را به جامعه آشوریها و هنرمندان بیصدایمان تقدیم میکنم.
امین حیایی نیز فرمود: از انجمن زیاد ممنونم. افتخار داشتم که یک بار دیپلم افتخار را برای فیلم «شعله ور» دریافت کردم. درست است که تعداد بسیاری از بزرگان سینما از کنار ما رفته اند اما باید قدر همین خانواده و قدر داشتههایمان را بدانیم و آنها را در این خانواده تنها نگذاریم.
میرسعید مولویان نیز بعد از دریافت جایزه خود گفت: آروزی من این می بود که اولین جایزه ام، جایزه انجمن منتقدان باشد چون هنر مدام یک امر علمی بوده است. من این جایزه را روی قلبم میگذارم و این تندیس را به شیوای عزیزم تقدیم میکنم.
سومین بزرگداشت این جشن به جواد طوسی منتقد سینما تعلق داشت.
طهماسب صلحجو و غلامعباس فاضلی برای این قسمت از برنامه روی صحنه آمدند. صلحجو نقل کرد: به گفتن عضو کوچک انجمن به همه دوستان برگزارکننده دستمریزاد و خسته نباشید، میگویم. درمورد جواد طوسی باید بگویم که رفاقت و آشنایی ما به چهل سال قبل بر میگردد و بهانه آشنایی و پیوند ما سینما می بود ولی علت ادامه این رفاقت به مرام و روحیه خود جواد طوسی برمیگردد. هیچ زمان از او دورنگی و بدخواهی ندیدم. در قضاوت و قضاوت زیاد حواسجمع است و تا بحال ندیدهام درمورد فردی بد بگوید. برخی در روزهای تازه نقد را با بد بدهنی و فحاشی آلوده کردهاند ولی آقای طوسی با سابقه طویل خود نزاکت و ادب نقد را مراعات میکند و این زیاد مورد قیمت است. او هیچ چشمداشتی مالی و مقامی ندارد و نوشتن و نقد عشق اوست.
غلامعباس فاضلی نیز فرمود: صحنه نمایش برای یک بازیگر تئاتر مقدس است و او هیچ زمان اهمیت نمیدهد که عکس و صدایش ضبط نمیشود و ذات تئاتر و صحنه برای او مهم است. ازجهتی او را به بازیگر تئاتر تشبیه میکنم که در طول دوران طویل کار خود هیچ زمان از ارتباطات خود منفعت گیری نکرده است. او منتقد گلخانهای نیست و بزرگ شده پرده سینماست و سینما را با همه ابعاد آن لمس کرده است. جواد طوسی جامعالاطراف است و آدمی با این همه جنبههای اجتماعی و نشست و برخاستها در درون خود همیشه تنهاست. امیدوارم این جشن بهانه ای باشد که تنهایی او را پر کنیم.
جواد طوسی در ادامه این برنامه روی صحنه آمد و او گفت: ادای احترام دارم به افرادی که برای نگه داری استقلال و پایداری این سرزمین رخ در نقاب خاک کشیدند و غریبانه رفتند. یاد درگذشتگان قدیم و تازه سینمای ایران و استاد احمد پژمان و کبری سعیدی گرامی باد. در گذر از کابوس جنگ ۱۲ روزه و فضای پرتنشی که مکانیزم ماشه بالای سر ماست بزرگداشت برای من حقیر معنایی ندارد. بزرگداشت را باید برای مردم این سرزمین برگزار کرد که صبورانه این روزگار سخت را قبول میکنند. امیدوارم شرایط فراهم شود تا ما بتوانیم بدون هیچگونه حب و بغض از این بحران عبور کنیم و در یکهمدلی و همراهی بالنده نقطهای امن و اسایشقسمت برای لبخند زدن به یکدیگر اشکار کنیم. معتقدم که نظر لطف و سپاس صنفی برای من به گفتن نماینده یک نسل پربار و مورد قیمت است. تا این مدت جای امید روحانی، هوشنگ گلمکانی، شهرام جعفرینژاد و بهزاد عشقی خالی است. این چنین به نسل تازه منتقدان خوشآمد میگویم.
این چنین مسعود کیمیایی در شب تشکر از جواد طوسی برای این منتقد مطلب مکتوبی ارسال کرده می بود.
سپس مسعود نجفی و هیات مدیره انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران برای اهدای ۳ قسمت از جوایز روی صحنه آمدند.
تندیس بهترین فیلمنامه به علی زرنگار برای فیلم «علت مرگ نامعلوم» اهدا شد.
وی بعد از دریافت جایزه او گفت: از انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران سپاس میکنم. نفس این جایزه را به همه فیلمهای توقیف شده در طول این سالها و به خصوص سالهای تازه تقدیم میکنم. فیلمهایی که هیچ زمان رنگ پرده را ندیدند و فیلمهایی که سینمای ایران بخشی از اعتبارش را به آنها مدیون است.
تندیس بهترین کارگردانی نیز به علی زرنگار برای فیلم «علت مرگ نامعلوم» اهدا شد.
زرنگار بعد از دریافت این جایزه او گفت: تشکر مجدد از این فیلم برای من تشکر از سینمای جدا گانه است که فقط با وجود هنرمندان جدا گانه به وقوع میپیوندد.
آخرین جایزه این جشن و تندیس بهترین فیلم به مجید برزگر برای فیلم «علت مرگ نامعلوم» اهدا شد.
مجید برزگر گفت: از همه بچههای تیم درخشان «علت مرگ نامعلوم» سپاس میکنم. اکران آنلاین هم بخشی از سینمای ایران است. انجمن می تواند در جشن بعدی فیلمهای فرد دیگر هم لحاظ کند. دوست داشتم امروز بهتاش صناعی ها اینجا باشد تا این جایزه به «کیک محبوب من» اهدا شود.
برندگان این دوره از جشن منتقدان بهشرح زیر است:
جایزه اختصاصی جشن منتقدان: سروش صحت برای کارگردانی «صبحانه با زرافهها»
جایزه بهترین دستاورد فنی: سهیل دانش اشراقی برای طراحی صحنه فیلم «خائن کشی»
جایزه بهترین مهندسی صدا: مهرشاد ملکوتی و مسیح حدپور سراج برای مهندسی صدای «موقعیت مهدی»
دیپلم افتخار بهترین موسیقی متن: مسعود سخاوتدوست برای «تمساح خونی»
جایزه بهترین موسیقی متن: ستار اورکی برای «خائنکشی»
جایزه بهترین تدوین: حسن حسندوست برای «پرویزخان»
جایزه قسمت خلاقیت و توانایی های درخشان اختصاصی فیلمسازان اول: آرمان خوانساریان برای «جنگل پرتقال»
دیپلم افتخار بهترین فیلمبرداری: آرمان فیاض برای «برف آخر» و تندیس این قسمت: مسعود سلامی برای فیلم «خائنکشی»
جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن: صدف اسپهبدی برای «علفزار»
دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد: علیرضا ثانیفر برای «علت مرگ نامعلوم»
جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد: مجید صالحی برای «برف آخر»
دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن: الناز شاکردوست برای «بیبدن»
تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن: سارا بهرامی برای «جنگل پرتقال»
جایزه خلاقیت در بازیگری: امین حیایی
دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد: بانیپال شومون برای «علت مرگ نامعلوم»
جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد: میرسعید مولویان برای «جنگل پرتقال»
دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکارها
منبع