فاکتورهای نجومی برای نیازهای حیاتی؛ شلیک به سلامت مردم زیر سایه جنگ/ کودکان، زنان و سالمندان قربانیان گرانی_آینده
به گزارش آینده
در روزهایی که اخبار منطقه بر مدار تنشهای نظامی و معادلات دیپلماتیک میچرخد، لایههای زیرین اقتصاد ایران با جریانی از فرسایش روبهرو شده است که مستقیماً «رفاه خرد» خانوادهها را مقصد قرار میدهد. اگرچه ویترین داروخانهها و قفسه فروشگاهها تا این مدت نشانی از قحطی ندارند، اما حقیقت این است که بازار محصولات سلولزی (پوشک و نوار بهداشتی) داخل یک دوره «بیثباتی فعال» شده است. این حالت ناشی از اختلالی است که در زنجیرهای از واحدهای پتروشیمی و بنادر دچار در تنش اغاز شده و به فاکتورهای خرید نجومی در دستان شهروندان ختم میشود.
مثلث ضروری: کودکان، بانوان و سالمندان
بحران جاری دیگر محدود به یک کالا نیست. ما با یک بحران عرضی در سه قسمت حیاتی روبهرو هستیم. نخست، نوزادان؛ پوشک کودک خط مقدم این بحران است. کالایی که نرخ مصرف آن در سالهای نخست زندگی، بههیچوجه تابع نوسانات درآمدی خانواده نیست. والدین ناچارند تحت هر شرایطی این کالا را فراهم کنند، حتی اگر به قیمت حذف پروتئین از سفرهشان باشد.
دوم، بانوان؛ محصولات بهداشتی بانوان (نوار بهداشتی) که طی سالهای تازه با تغییرات مداوم در ابعاد، کیفیت و یقیناً قیمت روبهرو بودهاند. این کالا مستقیماً با «امنیت سلامت» نیمی از جمعیت سرزمین گره خورده است.
سوم هم سالمندان و بیماران؛ پوشک بزرگسال، غریبترین قسمت این بازار است. افزایش جمعیت سالمند ایران و نیاز مبرم بیماران به این کالا، آن را به یک نیاز استراتژیک تبدیل کرده که افتیا گرانی آن، مستقیماً «کرامت انسانی» فرد را نشانه میرود.
گره خوردن این سه ضلع به یک منبع فراهم واحد (خمیر سلولزی و مشتقات پتروشیمی)، علتشده تا کوچکترین شوک ارزی، کل این مثلث را تحت تأثیر قرار دهد.
شوک نظامی و سکته در زنجیره فراهم
تنشهای نظامی هفتههای تازه در منطقه، فراتر از جنبههای سیاسی، شریانهای تجاری ایران را تحت سختی قرار داده است. در حالی که پیشتر مشکل مهم «تخصیص ارز» می بود، اکنون دو متغیر تازه داخل معادله شده است.
افزایش هزینه بیمههای کشتیرانی و امتناع برخی خطوط حملونقل از ورود به مناطق پرخطر و از نظر دیگر محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا علتشده تا محمولههای خمیر سلولزی وارداتی یا به بنادر سرزمین نرسند یا با تأخیرهای چند هفتهای و هزینههای ترانزیتی دوبرابری به بنادر برسند.
افزون بر این، نوسانات جهانی قیمت نفت ناشی از گمان درگیری مجدد، قیمت پایه مواد اولیه را صعودی کرده است. تولیدکننده داخلی اکنون باید ماده اولیهای را بخرد که قیمت آن نه با دلار رسمی، بلکه با دلار انتظاری و نرخهای جهانی نفت جابهجا میشود.
ماراتن قیمتها و اتفاق تورم نهان
گزارشهای میدانی حاکی از رشد قیمتی بین ۶۰ تا ۱۰۰ درصدی در اقلام سلولزی طی چند ماه تازه است. اما آنچه امروز در بازار دیده میشود، فراتر از برچسب قیمت است. اتفاق کوچکسازی محصول به شدت دلواپسکننده شده است. تولیدکنندگان برای بقا در فضای قیمتگذاری دستوری، ناچار به افت تعداد پدها در هر بسته، نازک کردن لایههای جاذب و منفعت گیری از چسبهای با کیفیت پایینتر شدهاند. مصرفکننده عملاً برای محصولی ضعیفتر، هزینهای دوبرابری پرداخت میکند؛ وضعیتی که سختی مضاعفی بر دهکهای پایین جامعه داخل آورده و آنها را به سمت محصولات غیربهداشتی و زیرپلهای سوق میدهد.
روانشناسی خرید تدافعی در شرایط نیمهجنگی
جامعه ایران در شرایط حساس جاری و زیر سایه گمان برگشت جنگ، به شدت داخل فاز «ذخیرهسازی خانگی» شده است. هراس از مسدود شدن مسیرهای وارداتی و نایاب شدن اقلام بهداشتی، علتشده تا تقاضای کاذبی در بازار شکل بگیرد. هنگامی یک شهروند به جای یک بسته، پنج بسته نوار بهداشتی یا پوشک خریداری میکند، موجودی انبار خردهفروشی که برای نیاز یک ماه پیشبینی شده، ظرف چند ساعت تخلیه میشود. این قحطی خودساخته در کنار احتکار احتمالی برخی توزیعکنندگان، اعتدال بازار را در اغاز انفجار قرار داده است.
گره کور گمرک و برتریبندیهای تازه ارزی
در شرایطی که منبع های ارزی سرزمین به علت شرایط خاص منطقه سهمیهبندی سختگیرانهتری را توانایی میکند، کالاهای سلولزی در صف انتظار بعد از دارو و کالاهای اساسی قرار گرفتهاند. گزارشها حاکی از دپوی طویلزمان مواد اولیه در بنادر جنوبی است. فرآیند قبول منشأ ارز که در قبل ۳۰ روز زمان میبرد، اکنون در پیچوخمهای تازه نظارتی طویلتر شده است. تولیدکننده ایرانی در این چنین شرایطی با عدم قطعیت کامل روبروست؛ او نمیداند ماده اولیهای که امروز مصرف میکند، با چه قیمتی و در چه وقتی جانشین خواهد شد.
قیمتگذاری دستوری؛ مسکنی که تبدیل به سم شد
اصرار نهادهای نظارتی بر تثبیت قیمتها در حالی که همه نهادههای تشکیل (از دستمزد تا انرژی و مواد اولیه پتروشیمی) رشد جهشی داشتهاند، خروجی جز توقف تشکیل یا توزیع قطرهچکانی ندارد. شکاف بین قیمت واقعی و قیمت مصوب، بستر را برای رشد بازار سیاه فراهم کرده است. در حالی که قفسه برخی فروشگاههای بزرگ خالی به نظر میرسد، پلتفرمهای آنلاین، کالاها را با قیمتهای آزاد و زیاد بالاتر به وفور اراعه میکنند؛ این یعنی یارانه دولتی به جای سفره مردم، به جیب دلالان سرازیر میشود.
بهداشت، حق است یا امتیاز؟
اگر در هفتههای اینده تدبیری برای تشکیل یک کریدور سبز ارزی جهت اقلام سلولزی اندیشیده نشود، سلامت عمومی جامعه با مخاطرهای جدی روبهرو خواهد شد. جایگزینی اقلام بهداشتی استاندارد با پارچهها و مواد غیربهداشتی در طبقات فرودست، موجی از بیماریهای عفونی و پوستی را به همراه خواهد داشت که هزینههای درمانی آن به مراتب بیشتر از بودجه مورد نیاز برای واردات مواد اولیه خواهد می بود.
بازار محصولات بهداشتی ایران امروز بر لبه تیغ حرکت میکند. امنیت بهداشتی نباید وجهالمصالحه تنشهای سیاسی یا بوروکراسیهای ارزی شود. مادرانی که در میانه اخبار جنگ، دلواپس فراهم اولین نیاز نوزادشان می باشند یا زنانی که بهداشت اولیه خود را در خطر میبینند، بزرگترین بازندگان این فرآیند فرسایشیاند. پشتیبانی به تامین مواد اولیه و خروج از حالت حساس جاری نه یک انتخاب اقتصادی، بلکه یک ماموریت حاکمیتی برای نگه داری اسایش روانی جامعه است. قفسهها نباید به نمادی از فاصله طبقاتی تبدیل شوند؛ چرا که بهداشت، حق است، نه یک امتیاز برای طبقات خاص.
دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکارها
منبع