کارگران سفرههای خود را با سیبزمینی هم نمی توانند پر کنند!_آینده
به گزارش آینده
«فرامرز توفیقی» با گفتن این که مهار تورم حتی دیگر در حد وعده هم نقل نمیشود، او گفت: متاسفانه دولت، از رئیس جمهور گرفته تا معاون اول ایشان و وزرای اقتصادی، همه انها در مقام معترض ظاهر خواهد شد و فقط به شرایط حاضر اعتراض میکنند! این که اعتراض بکنند که چرا شرایط اینگونه است، دردی از مردم دوا نمیکند. او گفت و گو این است که چه باید کرد؛ آقای پزشکیان در زمان انتخابات ادعا میکرد برای مشکلات اقتصادی سرزمین، مطرح و فرمول دارد و قرار است کارشناسان به میدان همراه شوند؛ اکنون گویا راه حلی برای مشکلات از جمله ناترازیها و گرانیها ندارند!
این فعال کارگری افزود: حقیقت این است که در زمان ورشکستگی اقتصادی، دولتها سه ابزار در اختیار دارند، یکی چاپ اوراق قرضه برای جمع کردن پولهای سرگردان است که کوپن آن در دولت احمدینژاد سوخت شد. دومین راه حل، دامپینگ نرخ ارز است و سومین راه حل دامپینگ طلا و مسکوکات است که امروز میبینیم طلا آب میکنند و اراعه میکنند تا نقدینگی مردم را جمعآوری کنند.
توفیقی با گفتن این که «تامین هزینههای دولت فربه و چاق آسان نیست» در ادامه گفت: رئیس جمهور باید بداند که دولت فربه منفعتوری پایینی دارد؛ حذف بودجههای تحمیلی بر بودجههای سرزمین که اتفاق نیفتاد، میتوانست تعداد بسیاری از مشکلات را حل کند. صرف سخن بگویید کردن در رابطه مشکلات اقتصادی و ناترازیها، نه اقتصاد را شکوفا میکند و نه از درد و رنج مردم میکاهد. گفتن کردن مشکلات از تریبونهای رسمی، به معنی عوض کردن جای شاکی و متشاکیست. مجلسیها هم گویا چشمشان را روی مشکلات اقتصادی مردم بستهاند.
به حرف های وی، مجلسیها به جای این که به سخنرانی فلان فرد در کنفرانس داووس بپردازند، باید به سراغ مشکلات معیشتی مردم و کارگران بروند؛ مشکلاتهایی که آنچنان عمیق شده که زیادها از حل آنها نومید شدهاند.
در حقیقت چند خانه برای کارگران ساختند؟
این فعال کارگری با اصرار بر این که «بحران معیشت، مردم به خصوص دهکهای فرودست را عذاب میدهد» میگوید: آیا دولتمردان و نمایندگان مجلس نیمنگاهی به آمارهای نزاعهای خانوادگی و نرخ بالای طلاق انداختهاند؟ آیا میدانند که نرخ ازدواج پایین آمده است و ابتداییترین رکن اجتماع یعنی خانواده در معرض خطر است؟ آیا نمیدانند که مزدبگیران گوناگون از پرستاران گرفته تا تکنیسینهای فنی و کارگران نفت، گروه گروه دست به مهاجرت میزنند؛ و کوتاه که آرمانشهرهای مهاجرت از اروپا و کانادا به همین کشورهای اطراف در حاشیه خلیج فارس تبدیل شده! آیا اینها را نمیبینند؟!
او همین طور گفت: آیا هیچ عمل ملموسی برای تامین مسکن شده؛ این همه قرارگاه و کمیته که راه اندازی دادند و نشست که برگزار کردند، آوردهاش چه می بود؟ در حقیقت چند خانه برای کارگران ساختند؟ در شرایطی که نرخ اجارهخانه زیاد تر از دستمزد کارگر است، از شورایعالی کار و کمیته دستمزد چه برمیآید؟ امروز حتی کارمندان که فرزندخوانده دولت می باشند، مشکل معیشتی دارند و مجبورند برای زندگی به حاشیههای کلانشهرها بروند.
مردم برای تامین هزینه داروهای شیمی درمانی، ماشین و آپارتمان میفروشند!
توفیقی به گرانیهای تازه از جمله گرانی دارو اشاره کرد و او گفت: آقایان پشت بلندگو مدعی خواهد شد ۹۳ درصد روستانشینان و ۹۸ درصد شهرنشینان سرزمین تحت پوشش بیمه درمان قرار دارند اما نمیگویند این بیمههای درمانی دیگر کارکردی ندارند؛ بیمهها ابتر می باشند، ابتداییترین هزینهها را نمیپردازند و دارو به تنهایی تا مرز ۴۰۰ درصد گران شده است. مردم ناچارند سراغ بیمه تکمیلی بروند ولی بازهم برای دارو و درمان از جیب هزینههای سنگین خواهند داد؛ هنگامی مدعی خواهد شد درمان بیماری های صعبالعلاج رایگان است، زیاد تر به شوخی میماند؛ مردم برای تامین هزینه داروهای شیمی درمانی، ماشین و آپارتمان میفروشند!
«و در این بین مدعی خواهد شد که تامین اجتماعی دچار ورشکستگی شده»؛ این فعال کارگری با گفتن این جمله اضافه میکند: تامین اجتماعی صندوقی بینالنسلی و غیرانتفاعی است و منِ کارگر و پدران و مادران من در آن اندوختهگذاری کردهاند و امروز زمان برداشت این اندوختهها است، چرا گذاشتید این صندوق که حقالناس است، ورشکسته شود؟ چرا وروردیها و خروجیهای آن را کنترل نکردید؟ اگر انچه که مدعی هستید آمار بیکاری در سرزمین پایین آمده، باید ورودیهای تامین اجتماعی افزایش مییافت؛ بعد چرا دچار بحران شد؟!
آیا میدانید کارگران فقط ۱۰ تا ۱۲ میلیون حقوق میگیرند؟!
توفیقی میافزاید: آقای پزشکیان میگوید چطور در تهران با ۲۰ میلیون میشود زندگی کرد؛ باید به آقای رئیس جمهور او گفت آیا میدانید کارگران فقط ۱۰ تا ۱۲ میلیون حقوق میگیرند؟!
وی با اصرار بر این که «دولت، دولت سخن درمانیست» در ادامه گفت: راه حلی برای مسائل مهم زندگی مردم و معیشت بحرانی کارگران ندارند؛ تعداد بسیاری از کالاها از سبد خرید مردم حذف شده است؛ مردم دلواپس قیمت سیبزمینی و روغن می باشند؛ در این شرایط، دعوا و جدلها بر سر هیچ و پوچ، زندگی مردم را نمیگرداند. آیا اسایش و سلامت، حق مسلم مردم نیست؟ آیا کارگری که از صبح تا شام کار میکند و عرق میریزد نباید خیالش از سقف بالای سر و نان داخل سفره راحت باشد؟
کارگران نمی توانند سفرههای خود را حتی با سیبزمینی پر کنند!
او با گفتن این که «دلنشین این است که پیشروی نرخ تورم دیماه، سبزیجات بوده»؛ افزود: این یعنی ما در کنترل قیمت سیبزمینی و سبزیجات هم عاجزیم! سیبزمینی کیلویی ۶۰ هزار تومان شده؛ کارگران نمی توانند سفرههای خود را حتی با سیبزمینی پر کنند!
این کارشناس دستمزد در ربط با تورم سبد معیشت در ماههای تازه او گفت: تورم واقعی سبد معیشت که مربوط به گرانی کالاهای تاثیرگذار در زندگی کارگران است، بالای ۵۰ یا ۶۰ درصد است. در آیندهای زیاد نزدیک، گوشت قرمز در سفره کارگران حتی ماهی یکبار هم اشکار نمیشود؛ قیمت نان، گوشت و لبنیات بالا رفته؛ تخم مرغ در یکی دو ماه تازه ۸۰ درصد گران شده؛ مرکز آمار این قیمتهای میدانی را اظهار نمیکند؛ تورم واقعی زندگی کارگران بالای ۵۰ یا ۶۰ درصد است.
توفیقی در آخر اصرار کرد: این شرایط علتازدیاد بیماریهای متابولیکی و پایین آمدن سن این بیماریها شده. چرا برای حل تورم هیچ کاری نمیکنند؟ نه تنها تورم را مهار نمیکنند بلکه عامدانه نرخها را بالا میبرند تا درآمدزایی داشته باشند.
دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکارها
منبع