چرا مشورت‌گرفتن از دیگران اغلب به تجربه‌ای ناخوشایند منتهی می‌شود؟

فلسفه مشورت‌دهی: چرا پشتیبانی بهتر از دستورالعمل‌هاست؟

جاشوا هبگود-کوت، فیلسوف و محقق، در تحلیلی از ماهیت مشورت‌دهی می‌گوید که این کار بسیار پیچیده‌تر از آنچه به نظر می‌رسد است. اگرچه هیچ‌کس از دریافت مشورت بی‌نیاز نیست، اما اکثر افراد از اینکه دیگران به آن‌ها بگویند چه کنند، رنج می‌کشند. حتی وقتی مشورت‌دهنده دانش لازم و نیت خوبی داشته باشد، مشورت می‌تواند آزاردهنده باشد.

مشکلات رایج در مشورت‌دهی

یکی از چالش‌های اصلی، مشورت‌های افراطی است. برخی افراد هر شکوه و گلایه‌ای را فرصتی برای سخنرانی طولانی می‌دانند و بیش از حد توضیح می‌دهند. برخی دیگر به صورت آمرانه رفتار می‌کنند و مستقیما دستور می‌دهند که چه کار باید انجام شود. نویسنده از تجربه شخصی خود اشاره می‌کند که یاد گرفته بیش از حد مشورت ندهد، چرا که اغلب تلاش برای کمک، وضعیت را بدتر می‌کند.

دیدگاه دیوید گوتیه درباره مشورت

فیلسوف دیوید گوتیه (فوت شده در نوامبر ۲۰۲۳) در اثر کمتر شناخته‌شده‌اش عقلانیت عملی (۱۹۶۳)، مشورت‌دهی را متمایز از تکلیف‌کردن و امرکردن می‌داند. به باور گوتیه، هدف اصلی مشورت، پشتیبانی از افراد در حل مسائل آن‌هاست بدون اینکه مشورت‌دهنده در مسئولیت تصمیم‌گیری شریک شود.

تفاوت مشورت با برنامه‌ریزی مشترک

گوتیه با مثالی این تفاوت را تشریح می‌کند اگر دوستی برای دو ماراتن ثبت‌نام کند و از یک دویدۀ باتجربه برنامه تمرینی بخواهد، مشورت‌دهنده نباید مسئولیت پیشرفت دوستان را بر عهده بگیرد. در برنامه‌ریزی مشترک هر دو طرف مسئولیت دارند، اما در مشورت، تنها مشورت‌گیرنده مسئول تصمیم نهایی است. نویسنده این پدیده را تأمل‌ورزی مشترک می‌نامد.

چرا مشورت‌های سرخود آزاردهنده‌اند؟

مشورت‌های سرخود حریم خصوصی افراد را نقض می‌کنند. وقتی کسی بدون درخواست مشورت می‌دهد، در واقع ادعا می‌کند حق دارد در مسائل شخصی فرد دیگر دخالت کند. این نوع مشورت‌ها از طریق اشکال زبانی امر و نهی، تصمیم‌گیری را به فرد تحمیل می‌کنند.

روش بهتر مشورت‌دهی

نویسنده با مثال دوم (برنارد که برای ماراتن ثبت‌نام کرده) نشان می‌دهد که پرسیدن سوالات درباره هدف، تجربیات قبلی و مشکلات خاص فرد، به جای دادن راه‌حل‌های آماده، مشورت موثر‌تری است. این رویکرد به مشورت‌گیرنده اجازه می‌دهد ابتکار عمل در دست او بماند و مشورت‌دهنده تنها از کنار او پشتیبانی کند.

نتیجه‌گیری هبگود-کوت این است که درک بهتر ماهیت مشورت می‌تواند از مشورت‌های افراطی پیشگیری کند و وقتی کسی پشتیبانی می‌خواهد، نیاز واقعی او برآورده شود.