تحلیل علل نابرابری دستمزدی میان زنان و مردان

چرا زنان و مردان دستمزدهای نابرابر دریافت می‌کنند؟

قانون کار مصوب ۱۳۶۹ بر تساوی حقوق زن و مرد تأکید دارد، اما آمارهای واقعی با این اصل هم‌سو نیستند. بر اساس گزارش جاب‌ویژن که با تحلیل داده‌های بیش از ۱۰۰ هزار شاغل در شهرها، محل‌های کار و سطوح ارشدیت تهیه شده، میانگین درآمد زنان در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۸ درصد کمتر از مردان ثبت شده است. بر این اساس، میانگین حقوق ماهانه مردان ۲۷.۱ میلیون تومان و زنان ۱۹.۵ میلیون تومان بوده، یعنی شکافی معادل ۷.۶ میلیون تومان.

مریم بهادری، حقوقدان و استاد دانشگاه، اولین گام موثر برای خرد کردن این فاصله را تدوین قانون جامع برابری دستمزد می‌داند. او می‌گوید: «ابتدا باید قانونی تصویب شود که صراحتاً تبعیض در پرداخت مزد بر پایه جنسیت را ممنوع کند و جریمه‌های سنگین برای کارفرمایان متخلف پیش‌بینی نماید. هم‌چنین راه‌اندازی کمیته‌های اختصاصی در وزارت کار جهت بررسی شکایات تبعیض جنسیتی و انتشار گزارش‌های سالانه از وضعیت شکاف درآمد، می‌تواند راهنمای سیاست‌گذاران باشد. قدم بعدی، حمایت از زنان در قراردادها موقت است.» برای کاهش شکاف جنسیتی در مناصب مدیریتی نیز اقدامات مشابه لازم است.

به اعتقاد بهادری، سهمیه‌بندی جنسیتی موقت و بازنگری آیین‌نامه‌های استخدامی باید در اولویت قرار گیرد. حذف شروط تبعیض‌آمیز در آگهی‌های استخدام — مانند ترجیح دادن مردان برای سمت‌های مدیریتی در حالی که زنان واجد شرایط‌اند — از ضروریات است. گام سوم، اجرای برنامه‌های گسترش حرفه‌ای شامل دوره‌های آموزشی تخصصی برای زنان شاغل با تمرکز بر مهارت‌های رهبری و مدیریت، تحت نظارت معاونت امور زنان و خانواده، می‌تواند به شکل کاملاً حرفه‌ای پیاده شود.

این حقوقدان معتقد است معاونت امور زنان و خانواده می‌تواند با همکاری رسانه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد، کمپین‌هایی برای ترویج مفهوم عدل جنسیتی در محیط کار آغاز کند. تعداد زیادی از زنان به دلیل وظایف خانوادگی از پیشرفت شغلی بازمی‌مانند؛ در این خصوص بهادری راهکارهای حقوقی ارایه می‌دهد: «افزایش مرخصی زایمان برای زنان و اختصاص مرخصی به پدران، تأسیس مهدکودک در محل کار به‌گونه‌ای که دستگاه‌های دولتی، شرکت‌های بزرگ و بخش قابل‌توجهی از کارفرمایان ملزم به ارائه خدمات مهدکودک رایگان یا یارانه‌ای برای حمایت از مادران شاغل گردند.» وی افزود که معاونت امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری می‌تواند به‌عنوان هماهنگ‌کننده اصلی اصلاحات عمل کند.

بهادری ادامه می‌دهد: «در مرحله اول می‌توان یک بانک اطلاعاتی شکاف جنسیتی برقرار کرد تا داده‌های دقیقی از دستمزد و حضور زنان در پست‌های مدیریتی در بخش‌های دولتی و خصوصی جمع‌آوری شود تا سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد امکان‌پذیر گردد. در مرحله دوم، بخش خصوصی را با مشوق‌های مالیاتی به شرکت‌هایی که استانداردهای عدل جنسیتی را رعایت می‌کنند — مانند برابری مزد یا افزایش استخدام زنان در سطوح مدیریتی — تشویق نمود. در مرحله سوم، از همکاری‌های سازنده بین‌المللی و بهره‌گیری از تجارب موفق سازمان‌هایی چون سازمان بین‌المللی کار (ILO) یا سازمان همکاری‌های اسلامی برای تدوین برنامه‌های کاهش تبعیض جنسیتی استفاده کرد.»

ریشه‌های شکاف از کجا ریشه می‌کشد؟

هادی محمدآبادی، فعال بازار کار و کارشناس اجتماعی، در ارتباط با آمار ۲۸ درصدی شکاف درآمد، اشاره می‌کند که علاوه بر عوامل فردی چون سابقه کار و گروه شغلی، دلایل دیگری نیز در ایجاد این فاصله دخلالت دارد. داده‌ها نشان می‌دهند این نابرابری تحت تأثیر مجموعه‌ای از عواملی پیچیده قرار دارد که برخی قابل اندازه‌گیری‌اند و برخی در لایه‌های پنهان بازار کار نهفته‌اند.

به عنوان مثال، بر اساس داده‌های موجود، ۱.۶ میلیون تومان از ۷.۶ میلیون تومان اختلاف درآمد ناشی از تفاوت سابقه کار است؛ اما پرسش باقی می‌ماند که چرا زنان سابقه کمتری دارند. دلایل شامل خروج‌های موقت یا طولانی‌مدت زنان از بازار کار برای مراقبت از فرزندان و محدودیت‌های فرهنگی می‌باشد.

او با اشاره به عامل پست‌های ارشد و مدیریتی توضیح می‌دهد: «زنان به‌صورت آماری در موقعیت‌های مدیریتی و ارشد کمتر حضور دارند و ۱.۵ میلیون تومان از تفاوت حقوق به این عامل برمی‌گردد. زنان و مردان در گروه‌های شغلی متفاوت تمرکز دارند؛ زنان بیشتر در مشاغل عمومی‌تر فعال هستند که به‌طور سنتی مزد کمتری دارند، در حالی که مشاغل تخصصی‌تر با حقوق بالاتر بیشتر در دست مردان متمرکز است. گزارش جاب‌ویژن نشان می‌دهد ۱.۱ میلیون تومان از اختلاف ناشی از تفاوت در گروه‌های شغلی است.»

محمدآبادی ادامه می‌دهد: «یکی از مهم‌ترین عواملی که مستقیماً بر درآمد تأثیر می‌گذارد، ساعات کاری است. زنان به‌ طور معمول ساعات کاری کمتری نسبت به مردان دارند، به‌ویژه در مشاغلی که مستقیماً با مسئولیت‌های خانوادگی و مراقبتی مرتبط‌اند. همچنین بسیاری از زنان به دلایل متنوعی مانند بارداری، مراقبت از فرزندان یا اعضای مسن خانواده، به‌صورت موقت از بازار کار خارج می‌شوند.»