سیگنالهای پرهزینه همتی برای جیب مردم؛ آقای وزیر، چرا با کلمات بازی میکنید؟
بازارهای مالی در روزهای اخیر شاهد نوسانات پیشبینینشدهای هستند. در این میان، عبدالناصر همتی، وزیر اقتصاد، نه تنها در گیر چالشهای متعدد مانده، بلکه گویا با اظهارات خود بنزین را بر آتش گرانی طلا و ارز ریخته است.
نزدیک به یک ماه پیش، در جلسه کمیسیون اقتصادی مجلس، وقتی همتی از «کف ۷۳ هزار تومانی برای دلار» سخن گفت، شاید کسی پیشبینی نمیکرد این جمله آغازین یک زنجیره واکنشهای زنجیرهای باشد. اگرچه این پیشبینی از همان لحظه جنجالآفرین شد و بلافاصله به سیگنالی برای خرید ارز تبدیل گردید، اما ماجرای به اینجا ختم نشد. درست در لحظهای که بازار ارز تحت تاثیر اظهارات وزیر به لرزه در آمده بود و قیمت دلار جهش مییافت، وزیر حرکتی شاید بیش از پیش غیرمنتظرهای انجام داد.
🔗 بیشتر بخوانید: پای اتباع افغانستانی مجدد به بازار کار ایران باز شد_آینده
چند روز پیش، در یک برنامه تلویزیونی، در حالی که مردم در آستانه تورم و نوسانات بازار دچار اضطراب بودند، همتی با اطمینان کامل اعلام کرد: «قیمت طلا پایین نمیآید».
این جمله کوتاه، در فضای مجازی و میان فعالان بازار، بلافاصله به مثابه تاییدیهای برای ادامه روند صعودی طلا تلقی شد. وقتی وزیر اقتصاد به صراحت میگوید قیمت طلا پایین نمیآید، پیام ضمنی آن برای شهروندان و سرمایهگذاران این است: «از الان طلا بخرید، چون ارزانتر نمیشود». این سیگنال، در شرایطی که قدرت خرید مردم روز به روز فرسوده میشود، عملاً به تشویق فرار از ریال و ورود به بازار طلا منجر میشود و فشار تقاضا را بیش از پیش بالا میبرد.
🔗 بیشتر بخوانید: چرا رشد اقتصادی ۶ درصد به سفره خانوار نرسید؟
تاریخچه تکرار اشتباه: از کف ۷۳ هزار تومان تا طلا
این اولین بار نیست که اظهارات یک مقام ارشد، بازار را به هم میریزد. در سالهای گذشته نیز شاهد بودهایم که هرگاه مسئولان از «کنترل بازار» یا «سقف قیمتی» سخن میگویند، نتیجه عکس اتفاق میافتد. پیشبینی کف ۷۳ هزار تومانی برای دلار، در حينی بیان شد که ذخایر ارزی تحت فشار بود و بودجه سالانه با خلأ روبرو بود. این پیشبینی، به جای آرامسازی بازار، EXPECTATION (انتظار) تورمی را تقویت کرد و دلالان و خریداران را به سمت ارز و طلا راند.
اکنون با جمله «طلا پایین نمیآید»، تاریخ تکرار میشود. تفاوت اینجاست که این بار سخنگوینده وزیر اقتصاد در دولت یازدهم است که با شعار «کنترل تورم» و «عدالت» روی کار آمده، اما عملکردش در مدیریت انتظارات، دقیقاً برخلاف شعارهایش است.
🔗 بیشتر بخوانید: نحوه افزایش حقوق کارمندان در سال ۱۴۰۲
اقتصاد روانی بازار: کلمات، ارزش دارند
در اقتصادهای نوساندار و با تورم بالا، «انتظارات» مهمتر از «بुनियادها» (Fundamentals) عمل میکنند. وقتی وزیر اقتصاد میگوید طلا گران میماند، او در حال شکلدهی به انتظارات تورمی است. خانهدارانی که اندک پساندازی دارند، بلافاصله به سمت سکه و طلا میروند تا ارزش پولشان حفظ شود. این تقاضای مصنوعی، قیمت را به سمت بالا رانه میکند و پیشبینی وزیر را خودتولید (Self-fulfilling prophecy) میکند.
متاسفانه، تیم اقتصادی دولت به نظر میرسد درک درستی از «سیگنالدهی» نداشته باشد. در اقتصاد مدرن، بانکهای مرکزی و وزرای اقتصاد با دقت کلامی بالا صحبت میکنند تا از ارسال سیگنالهای اشتباه جلوگیری کنند. اما در اینجا، کلمات به ابزار تحریک بازار تبدیل شدهاند.
جیب مردم، قربانی بازی کلمات
قربانی اصلی این سیگنالهای پرهزینه، مردم معمولی هستند. کارمندی که حقوقش ثابت مانده، کارگری که بیکار شده، و بازنشستهای که میباید از یارانه زندگی کند. وقتی طلا و ارز گران میشوند، اثر مستقیم بر قیمت کالاها، مسکن، و خدمات میگذارد. وزیر اقتصاد ممکن است فکر کند با گفتن «طلا گران است» واقعیت را بیان میکند، اما در عمل، او به عنوان بالاترین مقام اقتصادی کشور، با این جمله «مجوز گران شدن» صادر میکند.
آیا وزیر از پیامدهای کلماتش آگاه است؟ اگر آگاه است، چرا تکرار میکند؟ و اگر آگاه نیست، آیا شایستگی مدیریت اقتصاد کشوری در این سطح نوسان را دارد؟
ضرورت شفافیت و مدیریت انتظارات
مردم حق دارند بدانند برنامه دولت برای کنترل تورم و ثبات بازار طلا و ارز چیست. تنها گفتن «قیمت پایین نمیآید» مدیریت نیست؛ مدیریت یعنی ارائه نقشهراه، تدابیر عرضه، اصلاح نرخ ارز مرجع، و سیاستهای مالی و پولی هماهنگ. تا زمانی که دولت تنها به «مدیریت کلامی» و انتشار سیگنالهای ترسناک بسنده کند، بازارها بیثبات خواهند ماند و جیب مردم خالیتر.
آقای همتی، مردم انتظار عمل دارند، نه پیشبینیهای تلخ. اگر نمیتوانید قیمت را پایین بیاورید، دستکم با کلماتتان بازار را به سمت بدتر نرانید. سکوت در شرایطی که کلمات شما بنزین است، شاید بهترین سیاست باشد.
واکنشهای مجلس و نگرانی نمایندگان از بیثباتی بازار
اظهارات وزیر اقتصاد، بلافاصله واکنشهای شدید در قوه مقننه را به دنبال داشت. چندین نماینده کمیسیون اقتصادی مجلس، در گفتوگو با آینده، از «بیمسئولیت بودن» اینگونه اظهارات انتقاد کردند و هشدار دادند که چنین سیگنالهایی، spéculation (تسهبات) را تشویق و قدرت خرید اقشار ضعیف را به طور کامل از بین میبرد. یک نماینده ارشد کمیسیون اقتصادی، که خواست نامش فاش نشود، گفت: «وزیر اقتصاد نباید مثل یک تحلیلگر بازار حرف بزند. او تصمیمگیرنده است و کلماتش سیاست است. گفتن «طلا پایین نمیآید» به معنای تسلیم شدن در برابر نوسانهاست، نه مدیریت آن.»
برخی نمایندگان حتی طرح استیضاح یا احضار وزیر به مجلس را در دستور کار قرار دادهاند، با استدلال که مدیریت ناکام انتظارات، زیانهای جبرانناپذیری به اقتصاد خانوارها وارد کرده است. این فشارهای سیاسی، لایهای دیگر از عدم اطمینان به عملکرد تیم اقتصادی دولت به وجود آورده که خود عامل تشدید نوسانات است.
دیدگاه کارشناسان: مدیریت عرضه به جای مدیریت کلامی
اقتصاددانان و فعالان بازار طلا، با یک صدا بر ضرورت تغییر رویکرد دولت تأکید دارند. دکتر مسعود نیلی، اقتصاددان سرشناس، در یک یادداشت تحلیلی نوشت: «در اقتصادهای با تورم ساختاری، قیمت طلا و ارز تابع عرضه و تقاضای واقعی و سیاستهای کلان است، نه کلمات وزیر. اگر دولت میخواهد قیمت طلا کنترل شود، باید از راههای عرضه (مانند عرضه سکه از ذخایر بانک مرکزی، تسهیل واردات طلا، یا اصلاح نرخ ارز مرجع برای کاهش هزینه واردات) عمل کند، نه با ترساندن مردم.»
یک فعال قدیمی بازار طلا در تهران نیز به آینده گفت: «هر بار مسئولان میگویند طلا گران میشود، مردم میروند سکه میخرند. این یک روتین تکراری است. اگر وزیر واقعاً میخواهد قیمت کنترل شود، باید بگوید «ما برنامهای داریم تا عرضه افزایش یابد» نه اینکه بگوید «قیمت پایین نمیآید». این جمله، اعتراف به ناتوانی است.»
مقایسه با دورههای قبلی: درسهای تاریخ اقتصادی
تاریخ اقتصاد ایران پس از انقلاب، پر از مواردی است که مدیریت کلامی بازار، نتایج معکوس داشته است. در سال ۹۵، وقتی مسئولان از «سقف قیمتی ۳۵ هزار تومانی دلار» سخن گفتند، بازار بلافاصله به سمت ۴۰ هزار تومان روانه شد. در سال ۹۹، وعده «کنترل قیمت مسکن» باعث شد تا پیش از اجرای طرح، قیمتها جهش بیسابقهای داشته باشند. الگوی مشترک در تمام این موارد، «سیگنالدهی نادرست» بوده است.
در مقابل، در دورههایی که بانک مرکزی با شفافیت و ابزارهای بازار (مانند مدیریت نرخ بهره، عملیات بازاریابی باز، و عرضه ارز در نظام نیما) عمل کرد، نوسانات مهار شد. تجربه نشان میدهد که «ساکت بودن با فعل» موثرتر از «گفتن بیفعل» است.
تأثیر بر اقشار کمدرآمد: پنهانترین 피해
فراتر از تحلیلهای ماکرواقتصادی، باید به آسیب اجتماعی این سیگنالها پرداخت. وقتی وزیر میگوید طلا گران میماند، ثروتمندان با خرید طلا و ارز، داراییهای خود را حفظ میکنند. اما کارمند، کارگر، و بازنشسته که تنها داراییشان ریال است، میبینند قدرت خریدشان هر روز کمتر میشود. این فرآیند، شکاف طبقاتی را عمیقتر میکند و اعتماد اجتماعی را به شدت لرزه میدهد.
گزارشهای مرکز آمار ایران نشان میدهد که سهم هزینه مسکن و تغذیه از سبد خانوارها در سالهای اخیر به شدت افزایش یافته. جهش قیمت طلا، مستقیماً به قیمت مواد ساخت و ساز و غیرمستقیم به قیمت مواد غذایی (از طریق هزینه حملونقل و تورم ожидания) میچسبد. بنابراین، جمله «طلا پایین نمیآید» در عمل یعنی «گرانیهای بیشتر در راه است» برای خانوادههای معمولی.
راهکارهای پیش رو: چه باید کرد؟
خروج از این بنبست، نیازمند یک پکیج جامع است، نه یک جمله تلویزیونی:
- شفافیت در بودجه و سیاست پولی: انتشار گزارشهای منظم از وضعیت ذخایر ارزی، بدهیهای دولت به بانک مرکزی، و برنامههای تأمین بودجه، ابهام را کاهش میدهد.
- اصلاح نرخ ارز مرجع و نظام نیما: یکپارچهسازی نرخ ارز و افزایش عرضه ارز در بورس، فشار تقاضای آزاد را کاهش میدهد.
- عرضه مستقیم سکه و طلا: بانک مرکزی میتواند با عرضه سکه به نرخ منصفانه (نه نرخ آزاد)، حباب قیمتی را ترک کند.
- مدیریت انتظارات با داده: به جای پیشبینی قیمت، انتشار شاخصهای پیشرو تورم و توضیح سیاستهای مقابله با آن، اعتماد را بازمیگرداند.
نتیجهگیری: کلمات، ارزشی ندارند؛ فعل، ارزش دارد
آقای همتی، تاریخ قضاوت خواهد کرد. اما مردم امروز قضاوت میکنند. هر روز که با سیگنالهای ترسناک و بیعملی روبرو میشوند، اعتمادشان به دولت کمتر میشود. مدیریت اقتصاد در شرایط تحریم و تورم، دشوار است؛ اما دشواری، مجوز بیمسئولیت کلامی نیست.
اگر دولت قادر به کنترل قیمت نیست، بگویند «ما با چالش روبرو هستیم و این برنامهمان است». این صداقت، بسیار ارزشمندتر از جملهای است که بازار را به سمت بیثباتی میراند. جیب مردم دیگر تحمل سیگنالهای پرهزینه را ندارد. زمان آن رسیده که از «بازی با کلمات» به «عمل با داده» عبور کنیم.