راز دستکاری روانی «گسلایتینگ» چیست؟

راز دستکاری روانی «گسلایتینگ» چیست؟_آینده

[ad_1]
به گزارش آینده

 گروهی از دانشمندان به پشتیبانی یک مدل نظری تازه در مطالعه خود توانستند توضیح دهند که چطور فریبکاران با دستکاری روانی «گسلایتینگ» یا «تحریف حقیقت» کم کم قربانیان خود را به شک انداختن در فهمیدن خود از حقیقت وادار می‌کنند. این مدل تازه مشخص می کند که افراد فریبکار با منفعت‌برداری از یک فرآیند یادگیری، قربانیان خود را فریب خواهند داد.

گسلایتینگ یا تحریف حقیقت یا وارونه نمود دادن حقایق، یک نوع دستکاری روانی است که در آن فردی یا گروهی تلاش می‌کنند ادراک، حافظه یا حقیقت فرد دیگر را زیر سوال ببرند و او را درمورد عقل، حافظه یا قضاوت خودش به شک بیندازند. این کار طبق معمولً با مقصد کنترل کردن، قوت‌نمایی یا فریب دادن فرد روبه رو انجام می‌شود. این روش با نام «اتفاق چراغ گاز» هم شناخته می‌شود.

به نقل از اس‌تی‌دی، «ویلیس کلین»(Willis Klein)، دانشجوی مقطع دکتری مؤسسه روانشناسی «دانشگاه مک‌گیل»(McGill) در تورنتو و پژوهشگر ارشد این مطالعه و تعدادی از همکارانش نشان دادند که گسلایتینگ می‌تواند برای هر فردی که به فرد اشتباهی مطمعن می‌کند، اتفاق بیفتد. اگرچه این دستکاری روانی در سال‌های تازه به طور گسترده در فرهنگ عام مورد او گفت و گو قرار گرفته، اما کلین نشان داد که هم چنان در مطالعات علمی دقت مستمری به آن نشده است.

[elementor-template id="11114"]

گسلایتینگ به گفتن یک فرآیند یادگیری

دانشمندان این مطالعه، فرآیند گسلایتینگ را نوعی فرآیند یادگیری که توسط «افت خطای پیش‌بینی»(PEM) شکل گرفته است، معارفه کردند. افت خطای پیش‌بینی به تمایل مغز برای ساخت مدل‌های درونی از جهان، منفعت گیری از آن مدل‌ها برای پیش‌بینی رویدادهای آینده و سپس تنظیم انتظارات و جواب‌ها وقتی که پیش‌بینی‌ها با حقیقت مطابقت ندارند، اشاره دارد. زیاد تر مباحث‌ درمورد گسلایتینگ تا بحال بر دیدگاه «روان‌پویه‌شناسی»(Psychodynamics) متکی بوده‌اند.

روان‌پویه‌شناسی بر این اندیشه محکم است که افکار و شوق‌ها، علل مهم حرکت می باشند. این رویکرد در درجات گوناگون بر این فکر محکم است که حرکت قابل‌ مشاهده، تابعی از فرایندهای روانی داخلی است. رویدادهای درونی و منبع های تحریک محیطی که از سوی نظریه‌پردازان این رویکرد نقل شده‌اند، با هم متفاوت می باشند. با وجود این، آنها در این باره توافق دارند که شخصیت انسان، ترکیبی از وقایع داخلی و خارجی است واز نظر آنها وقایع درونی در این عرصه نقش عمده‌تری دارند.

کلاین گفت: شما هنگامی به فردی مطمعن می‌کنید یا او را دوست دارید، انتظار دارید که به شیوه خاصی حرکت کند. افراد فریبکار با منفعت گیری از روش گسلایتینگ، از نظر ما به روشای غیرمعمول حرکت می‌کنند که تا حدودی غافلگیرکننده است و از آن غافلگیری برای هدایت یادگیری افراد مورد نظر منفعت گیری می‌کنند.

او گفت: آنها علاوه بر رفتاری که خلاف انتظارات شما است، این حس را القا می‌کنند که علت شگفتی شما به فهمیدن کلی شما از حقیقت مربوط می‌شود و علتخواهد شد حس «ناتوانی معرفتی»(epistemically incompetent) را توانایی کنید. این کار چندین دفعه و چندین دفعه تکرار می‌شود تا وقتی که قربانی واقعاً این ایده را پذیرفته باشد که فهمیدن خوبی از حقیقت ندارد.

ناتوانی معرفتی به وضعیتی اشاره دارد که در آن فرد حس می‌کند توانایی خود را برای دانستن، فهمیدن کردن یا قضاوت صحیح درمورد حقیقت از دست داده است. افراد در این حالت، به دانش و قضاوت‌های خود شک دارند و حس می‌کنند که فهمیدن درستی از جهان اطراف خود ندارند.

[elementor-template id="11220"]

نقش افراد نزدیک

این مطالعه بر این ایده نیز تکیه دارد که ما برای شکل‌دهی حس و حقیقت خود، به دیگران به اختصاصی افراد نزدیک وابسته هستیم. کلاین اصرار کرد: این کار همراه با دیدگاه گسلایتینگ به گفتن یک فرآیند یادگیری، به این معنی است که هر فردی می‌تواند قربانی این اتفاقات شود. در مطالعه ما، لزوماً هیچ ویژگی خاصی در رابطه قربانی گسلایتینگ وجود ندارد که وی را به طور خاص در برابر آن صدمه‌پذیر کند و این دستکاری روانی می‌تواند برای هر فردی که به فرد اشتباهی مطمعن کند، اتفاق بیفتد.

دانشمندان این مطالعه امید دارند که مطالعات آینده در این عرصه بتوانند نشان دهند که برخی از ویژگی‌های شخصی همانند سبک‌های دلبستگی خاص یا سابقه ترومای شخصی می‌توانند بر صدمه‌پذیری فرد در برابر گسلایتینگ تأثیر بگذارند. مطالعات آینده می‌توانند اجزای گوناگون این مدل را نیز قبول کنند و به حمایتبهتر از افرادی بینجامند که قربانی گسلایتینگ بوده‌اند.

دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکارها

خبرهای ورزشی

خبرهای اقتصادی

اخبار فرهنگی

اخبار تکنولوژی

اخبار پزشکی

[ad_2]