بیکاری در جامعه ایرانی: درمان با کارآفرینی
ماکان آریا پارسا در ادامه بیان کرد: سالهاست که جامعه ما دچار بیکاری جوانان است و اگرچه هر روز هزینههای سنگین آن را میپردازیم، اما این چالش همچنان حل نشده مانده است. بیکاری جوانان تنها زیانهای اقتصادی و اجتماعی به بار نمیآورد، بلکه ضربات فرهنگی و اخلاقی عمیقی به جامعه وارد کرده است. جامعهشناسان و کارشناسان بیکاری را یکی از دلایل اصلی رشد بزهکاری در میان جوانان میدانند. از این رو، باید برای این مسئله اساسی چارهاندیشی کرد و با راهکارهای صحیح و در اسرعوقت امکانات اشتغال را برای جوانان فراهم آورد.
چه کسانی میتوانند بیکاری را برطرف کنند؟
اقتصاد ایران سهبخشی است: دولتی، تعاونی و خصوصی. بیشتر جوانان فکر میکنند دولت موظف است کسبوکار و اشتغال برای آنها ایجاد کند و کمتر به بخش خصوصی و تعاونی توجه میکنند. حتی با دانستن اینکه حقوق در بخش دولتی پایین است و کارکنان دولت با مشکل افزایش حقوق روبرو هستند، همچنان بسیاری در جستجوی کار در ادارات دولتیاند.
🔗 بیشتر بخوانید: نرخ رشد اقتصادی با نفت ۳.۴ درصد؛ بدون نفت ۲.۳ درصد_آینده
نکتهای که باید برای جوانان و مردم روشن شود این است که دولت نه توان جذب نیروی انسانی جدید را دارد و نه باید اجازه داده شود تعداد نیروهای خود را بیش از این افزایش دهد. امروز بخش عمدهای از درآمد و بودجه کشور صرف حقوق و دستمزد نیروی انسانی گسترده بخش دولتی میشود. در هیچ کشوری نمیتوان دولتی یافت که به اندازه دولت ایران نیروی انسانی داشته باشد. در حال حاضر حدود ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر (بدون احتساب نیروهای مسلح) حقوقبگیر دولت هستند و پرداخت حقوق این جمعیت عظیم بار سنگینی بر دوش دولت گذاشته است.
در سالهای اخیر، اگرچه درآمدهای نفتی یا مالیاتی افزایش یافته، اما به دلیل همین نیروی انسانی عظیم، تنها بخش کوچکی از این درآمدها به عمران و آبادانی اختصاص یافته و بیشتر برای پرداخت حقوق صرف شده است. اگر تعصب ملی داشته باشیم، نباید اجازه دهیم مهمترین درآمد ملی تنها برای حقوق کارکنان دولت خرج شود، بلکه باید از دولت بخواهیم این منابع را برای رشد و گسترش اقتصادی که به نفع همه ملت است، به کار گیرد.
🔗 بیشتر بخوانید: سلاحورزی برکنار شد؟/ شورایعالی نظارت به برکناری رئیس اتاق ایران رای داد، سلاحورزی تکذیب کرد
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که اقتصاد دولتی و حکومتی در هیچ کشوری نتیجه خوشایند نداشته و تنها با شکست روبرو شده، بلکه یکی از عوامل اصلی فسادهای مالی و اخلاقی در جوامع بوده است. به همین دلیل در دو دهه اخیر شاهد هستیم که اکثر کشورهایی که اقتصادشان به صورت دولتی مدیریت میشد، ناچار شدند سیستم اقتصادی خود را متحول کنند و به بخش خصوصی و تعاونی توجه بیشتری کنند.
کشورهای روسیه، چین، کره و… از جمله این موارد هستند. بر اساس اظهارات سفیر چین در ایران، چین در دو دهه اخیر با جذب ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی، بیش از صدها هزار شرکت را تاسیس و راهاندازی کرده است. طبیعی است که از این راه نه تنها بیکاری گسترده را حل کرده، بلکه اقتصاد چین را رونق بخشیده و درآمدهای عظیمی در بازارهای جهانی کسب کرده است. صادرات چین تنها به آمریکا در سال گذشته نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار بوده است.
🔗 بیشتر بخوانید: تبعات نوسان نرخ ارز بر زندگی اقشار صدمه پذیر/ دولت برای کنترل اوضاع چه میکند؟_آینده
کره جنوبی نیز انقلاب بزرگی در اقتصاد خود ایجاد کرده و کشوری که مساحت کل آن کمتر از استان خراسان رضوی ایران است، در سال گذشته صادرات غیرنفتی حدود ۲۴۰ میلیارد دلاری داشته است.
امروز دولتهای wszystkich کشورها متوجه شدهاند که خود قادر به ایجاد رشد و گسترش نیستند. به همین دلیل اکثر دولتها سیاستهایی را اتخاذ میکنند که کارآفرینان در کشورشان رشد و نمایی آشکار داشته باشند؛ یعنی بخش خصوصی را توسعه میدهند تا فضای کسبوکار شکل گیرد. ایجاد شغل یا باید توسط دولت، یا شرکتهای موجود، یا شرکتهای جدید انجام شود. اما امروز برای همه روشن است که نیروی انسانی دولت بیش از حد سنگین شده و دیگر قادر به استخدام نیروی جدید نیست. از سوی دیگر، شرکتهای موجود نیز ظرفیتهای محدودی دارند و نمیتوانند نیروی جدید جذب کنند.
هرچند دولت بگوید برای جذب هر نفر سه میلیون تومان میدهد، فایدهای ندارد، زیرا شرکتهای موجود نه تنها توان جذب نیروی جدید را ندارند، بلکه برخی برای کاهش هزینهها ناچار به تعدیل نیروی انسانی خود شدهاند.
بنابراین تنها راهحل بیکاری و جذب نیروی جدید و ایجاد اشتغال این است که کارآفرینی در کشور توسعه یابد و شرکتهای جدید غیردولتی تاسیس شوند.
اکنون این سوال پیش میآید که چه کسانی باید این کار را انجام دهند؟ پاسخ ما: افرادی که ما آنها را کارآفرین مینامیم. وقتی از بسیاری از مردم و حتی نخبگان پرسیده میشود «کارآفرینی» چیست یا «کارآفرین» چه کسی است، معمولاً میگویند کارآفرینی یعنی ایجاد کار و شغل و کارآفرین کسی است که کار ایجاد میکند؛ در حالی که تعریف واقعی کارآفرینی و کارآفرین این نیست.
به عقیده متخصصان، کارآفرینی داستان زندگی انسانهای موفق هر جامعه است که به جای اینکه در جایی استخدام شوند، خود کسبوکار راه میاندازند و قهرمانان گسترش اقتصادی-اجتماعی جوامع محسوب میشوند.
اولین قدم برای شناخت و تبیین هر مفهوم، ارائه تعریفی روشن از آن است. کارآفرینی مانند سایر واژههای علوم انسانی، وقتی قابل تحلیل است که تعاریف شفاف و مشخصی از آن ارائه شود. از آنجا که مفاهیم علوم انسانی قطعی نیستند، ارائه تعریف واحد و قطعی برای آنها دشوار و حتی غیرممکن است.
کارآفرینی نیز از واژههایی است که تعریف واحدی ندارد و از آغاز ورود به محافل علمی، تعاریف متفاوت و حتی متضادی از دیدگاههای گوناگون برای آن ارائه شده است. این تنوع از یک سو نشاندهنده گستردگی و اهمیت مفهوم است که میتواند از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد و از سوی دیگر نشاندهنده پویایی مفهومی است که فضای ارائه مدلها، تعاریف و نظرات متفاوت را فراهم میآورد.
بسیاری فکر میکنند کارآفرینی به معنی آفرینش و ایجاد کار است، در حالی که این برداشتی نادرست است. کارآفرین فردی است که ایده و تفکر نوین دارد و از طریق تاسیس کسبوکاری که با ریسک مالی و اجتماعی همراه است، با بسیج منابع، محصول یا خدماتی نوین را به بازار عرضه میکند. کارآفرین سه وظیفه اصلی دارد: اول، خلق خلاقیت و نوآوری؛ دوم، راهاندازی یک شرکت یا کسبوکار و طی فرآیند تاسیس آن؛ سوم، عرضه محصول یا خدمت خود به بازار.
بنابراین اگر در جامعه فردی برای اولین بار دستمال کاغذی را تولید کند، به دلیل نوآوری او یک کارآفرین است. به عبارت دیگر، کسانی که در هر زمینه پیشگام هستند و با نوآوری جدیدی در اقتصاد کشور راه میگشایند، کارآفرین محسوب میشوند.
کارآفرین فردی است که ریسکپذیر است و قابلیت برقراری ارتباط بین تولیدات و خدمات، توانایی سازماندهی و نظارت بر تولید، ارائه راهحلهای نوین، محصولات جدید و یافتن بازارهای تازه را دارد.
مدیر کارآفرینی سازمان گسترش صنعتی ملل متحد (یونیدو) نیز گسترش بخش خصوصی در اقتصاد ایران را در کاهش یا افزایش نرخ بیکاری موثر میداند و میگوید: معضل بیکاری ایران تنها از پنجره کارآفرینی حل میشود.
یکی از موفقترین کارآفرینان ایران، دکتر ماکان آریا پارسا است که با مدیریت خوب، گروه بینالمللی پارسپندار نهاد را بعد از نزدیک به ۱۸ سال از تاریخ تاسیس، به یکی از مهمترین مراکز کارآفرینی در کشور و حتی خارج از کشور تبدیل کرده است. این هلدینگ در حوزههای آموزشی، کاریابی (با مجوز رسمی وزارت کار و رفاه اجتماعی)، مهاجرت، فرانچایز با شرکت پارسی کانادا، و حتی املاک و اقتصاد فرهنگی، در شعب تهران، اصفهان، مشهد، کانادا، شیراز و… قدمهای بلند و مؤثری در ایجاد اشتغال و ارتقای تواناییهای فردی و کسبوکار برای ایرانیان در داخل و خارج از کشور برداشته است.
دریافت متوالی ۵ تندیس ملی مراعات حقوق مصرفکننده از وزارت صمت دلیلی بر این ادعاست که هدف این مجموعه، آموزش و انتقال نیروی کار به کشورهای دیگر برای کسب مهارت و توانایی بوده است تا با بازگشت آنها بتوان از ترقی کشور پشتیبانی کرد.
بیشترین پیشرفت کشورهای چین و آمریکا ناشی از مهاجرت نیروهای کار خود به کشورهای دیگر و سپس بازگشت آنها بوده است. در سالهای اخیر، موسسات متعددی در کشورهای غربی آغاز به کار کردهاند که روی بازگشت دانشجویان مهاجر و افراد مشغول به کار در کشورهای دیگر به وطن خود سرمایهگذاری کردهاند و میکنند.
بنابراین، تجربههای جهانی و بومی یکسانی را تأیید میکنند: راهحل پایدار بیکاری در 확장 اقتصاد دولتی نیست، بلکه در تقویت اکوسیستم کارآفرینی، تسهیل ورود سرمایههای داخلی و خارجی به بخش خصوصی، و ایجاد بستر قانونی-مالی حمایتی برای ایدهپردازان و نوآوران نهفته است. دولتمردان باید با درک این واقعیت، سیاستهای ماکرواقتصادی را از «مدیریت Verwendung» به «تسهیل تولید» تغییر مسیر دهند.
در این مسیر، نقش نهادهای آموزشی، رسانهها و संगههای Zivil Gesellschaft نیز تعیینکننده است. تغییر فرهنگ_use از «جویای کار» به «سازماندهنده کار» نیازمند آموزش کارآفرینی از مراحل ابتدایی، رواج قصص موفقیت بومی، و حذف موانع اداری در برابر ثبت و رشد استارتاپهاست. تنها با همگرایی این ارکان میتوان انتظار داشت که جمعیت جوان ایران — که ثروت واقعی کشور هستند — از بار بیکاری رها شده و به موتور محرک توسعه و رونق ملی تبدیل گردند.
نوشته ماکان آریا پارسا، کارآفرین و بنیانگذار گروه پارسپندار
این رویکرد بازگرداندن 엘یتها و نیروی متخصص، که در ادبیات اقتصاد به «مهاجرتی برگشتی» یا «گردش مغز» معروف است، میتواند برای ایران نیز الگوی عملی باشد. با وجود چالشهای موجود، پتانسیل بالای دیاسپورای ایرانی در سراسر جهان، ثروتِ نادیده گرفته شدهای است که با ایجاد بسترهای مناسب سرمایهگذاری، نوآوری و انتقال تکنولوژی، میتواند به یکی از موتورهای اصلی رشد اقتصادی تبدیل شود.
چالشهای پیش رو و راهکارهای اجرایی
با وجود تاکیدات تئوریک و تجربیات جهانی، پیادهسازی مدل کارآفرینیمحور در ایران با موانعی روبروست که رفع آنها اراده سیاسی و مدیریت کارآمد میطلبد:
- موانع قانونی و اداری: پیچیدگیهای ثبت شرکت، اخذ مجوزها، و نوسازات مالیاتی از اصلیترین دلایل ناتوانی استارتاپها در مقیاسسازی هستند. راهکار: راهاندازی «پنجره واحد دیجیتال» برای کاهش زمان تاسیس کسبوکار از ماهها به روزها.
- دسترسی به سرمایه: غياب صنایع سرمایهریزی ریسک (Venture Capital) بومی و محدودیتهای بانکی برای واریز ارز توسط سرمایهگذاران خارجی، خازوق اصلی رشد است. راهکار: تدوین قانون حمایتی سرمایهگذاری ریسک با تسهیلات ارزی و稅ی.
- بازار کار و مهارتها: عدم تطابق آموزش دانشگاهی با نیازهای بازار کار، خلأ نیروی متخصص را عمیقتر کرده است. راهکار: اصلاح برنامههای درسی با مشورت فعال بخش خصوصی و توسعه مهارتهای دیجیتال و فنی.
- فریدن خلاقیت و ریسکپذیری: فرهنگ اجتماعی و آموزشی که شکست را تقبیح میکند، جوانان را از کارآفرینی منصرف میسازد. راهکار: رویدادهای ملی کارآفرینی، پوشش رسانهای قصص شکست و موفقیت، و آموزش تفکر طراحی در مدارس.
نقش گروه پارسپندار در اکوسیستم کارآفرینی
همانطور که در متن اشاره شد، گروه پارسپندار نهاد با رویکردی جامع، نه تنها به عنوان یک موسسه آموزشی، بلکه به عنوان یک «تسریعکننده اکوسیستمی» کار میکند. این هلدینگ با بهرهگیری از ظرفیتهای بینالمللی (شعبه کانادا و همکاری با پارسی کانادا)، مسیر مهاجرت کاری، فرانشایز برندهای معتبر، و سرمایهگذاری در املاک و اقتصاد فرهنگی را برای کارآفرینان ایرانی هموار کرده است. دریافت ۵ تندیس ملی مراعات حقوق مصرفکننده، نشاندهنده التزام این مجموعه به استانداردهای کیفیت و اعتماد عمومی است.
مدل عملیاتی پارسپندار بر پایه سه پایه استوار است:
- آموزش و توانمندسازی: دورههای تخصصی کارآفرینی، مدیریت کسبوکار، و مهارتهای دیجیتال با گواهی معتبر وزارت کار.
- کاریابی و مهاجرت مهارتی: ارتباط مستقیم با بازارهای کار جهانی (به ویژه کانادا) برای انتقال نیروی کار با بازگشت تضمین شده سرمایههای انسانی.
- حمایت مالی و مشاورهای: راهنمایی در جذب سرمایه، viết برنامه کسبوکار، و دسترسی به شبکه منторهای بینالمللی.
نتیجهگیری: آیندهای با کارآفرینی
بیکاری در ایرانstructural problem است که با ابزارهای سنتی دولتگرایانه قابل حل نیست. تجربه چین، کره، و اقتصادهای پویای دیگر ثابت میکند که ثروت ملی با آزادسازی طاقات خلاق خصوصی، کاهش رنتخواری دولتی، و یکپارچهسازی در زنجیرههای ارزش جهانی تولید میشود. ایران با دارایی Jawani ۱۵ میلیون نفری (جمعیت ۱۵-۳۴ ساله)، پتانسیل منحصر به فردی برای تبدیل شدن به قطب کارآفرینی منطقه دارد.
لازم است سیاستگذاران، به جای مدیریت تقاضای کار، بر روی تقویت عرضه کار — یعنی ایجاد بستر برای ایدهپردازی، ریسکپذیری، و تولید ارزش افزوده — متمرکز شوند. کارآفرینی تنها یک انتخاب اقتصادی نیست، بلکه ضرورت اجتماعی، امنیتی و فرهنگی برای حفظ ثبات و پیشرفت کشور است. همانطور که ماکان آریا پارسا تأکید میکند: «کارآفرین قهرمانان گسترش اقتصادی-اجتماعی جوامع هستند» و ایران برای قهرمانی در آینده، باید امروز در قهرمانسازی سرمایهگذاری کند.
منبع: آینده | اخبار کسب و کارها
نوشته بر اساس گفتگو با ماکان آریا پارسا، کارآفرین و بنیانگذار گروه پارسپندار









