بریکس فرصت طلایی برای دور زدن تحریم‌ها

بریکس، فرصت طلایی برای دور زدن تحریم‌ها

مهدی طغیانی، اقتصاددان، در گفتگو با خبرفوری با اشاره به بیانات اخیر رهبر انقلاب درباره نقش بریکس در کاهش وابستگی به دلار، بیان کرد: اجرای برنامه‌های صادراتی نفت تا زمانی که درآمدهای آن به‌صورت کامل، بی‌دردسر و بدون تخفیف‌های سنگین دریافت شود، می‌تواند به اقتصاد کشور یاری رساند.

او افزود: اگر کانال‌های تسویه مالی مستقل با کشورهای عضو بریکس برقرار گردد و مبادلات بدون واسطه‌گری صرافی‌ها و شرکت‌های پوششی انجام شود، می‌توان تحریم‌ها را به طور موثر دور زد و از شدت آن‌ها کاست.

طغیانی ادامه داد: این رویکرد هزینه‌های انتقال مالی و هزینه‌های تجاری را به شدت کاهش می‌دهد. همچنین سرمایه‌گذاری اعضای بریکس در ایران، موتور رشد اقتصادی کشور خواهد بود.

تحلیل‌گران معتقدند که عضویت ایران در بریکس تنها یک گزینه دیپلماتیک نیست، بلکه می‌تواند به عنوان یک مکانیزم عملیاتی برای کاهش فشارهای اقتصادی عمل کند. با وجود چالش‌های فنی و حقوقی، ایجاد سامانه‌های پیام‌رسانی بانکی مستقل از سوئیفت (مانند سیستم سپاس ایران و سامانه‌های هم‌تای در روسیه و چین) گام‌های اولیه‌ای است که بریکس می‌تواند آن‌ها را مقیاس‌بندی کند.

کاهش وابستگی به دلار و تنوع سبد ارزی

یکی از اهداف استراتژیک بریکس، توسعه مبادلات دو یا چندجانبه با ارزهای ملی است. برای ایران که بخش قابل‌توجهی از صادرات نفت و محصولات پتروشیمی را تحت تحریم انجام می‌دهد، امکان تسویه با یوان، روپیه، روبل یا درهم می‌تواند ریسک نوسانات ارزی و هزینه‌های واسطه‌گری را به شدت کاهش دهد. تجربه‌های اخیر مبادله نفت با یوان و روپیه نشان می‌دهد که این مدل قابل اجرا است، هرچند نیاز به توافقات دوجانبه جامع و شفافیت در نرخ‌های ارز دارد.

سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی و انتقال تکنولوژی

صندوق توسعه جدید بریکس (NDB) می‌تواند منبعی برای تأمین مالی پروژه‌های زیرساختی در ایران باشد، به‌ویژه در حوزه‌های انرژی، حمل‌ونقل و آب. برخلاف نهادهای مالی غربی، این صندوق مشروطیت‌های سیاسی کمتری دارد و تمرکز بر توسعه پایدار اعضای خود می‌گذارد. همچنین همکاری‌های فناوری با چین و هند می‌تواند به به‌روزرسانی صنایع نفت، گاز و پتروشیمی ایران یاری رساند.

چالش‌های پیش رو و ضرورت اصلاحات داخلی

با وجود پتانسیل‌ها، محقق شدن این فرصت‌ها مشروط به اصلاحات ساختاری در اقتصاد ایران است: شفافیت مالی، استقلال بانک مرکزی، اصلاح قوانین سرمایه‌گذاری خارجی و مقابله با فساد اداری. بدون این پیش‌نیازها، کانال‌های مالی بریکس نیز ممکن است دچار ناکارآمدی شوند. همچنین هماهنگی سیاست‌های پولی بین اعضا که اقتصاد‌های متفاوتی دارند، چالش جدی است.

دیدگاه بلندمدت: از دور زدن تحریم‌ها به یکپارچگی منطقه‌ای

بریکس نباید تنها به عنوان ابزاری برای «دور زدن» تحریم‌ها دیده شود، بلکه می‌تواند پایه یک معماری اقتصادی جدید در آسیا و خاورمیانه باشد. همگرایی با سازمان همکاری شانگهای، اتحاد اوراسیایی و کشورهای خلیج فارس می‌تواند شبکه‌ای از وابستگی‌های متقابل ایجاد کند که انگیزه تحریم‌های یک‌جانبه را برای قدرت‌های غربی کاهش دهد. ایران با موقعیت ژئوپلیتیک منحصر‌به‌فرد می‌تواند نود اصلی این شبکه باشد.

نتیجه‌گیری: بریکس یک «عصای جادویی» نیست، اما یک ابزار قدرتمند در دسترس است. بهره‌برداری بهینه از آن نیازمند اراده سیاسی، مدیریت کارآمد و اصلاحات داخلی است تا ایران از یک اقتصاد تحت تحریم به یک بازیگر منطقه‌ای با نفوذ تبدیل شود.

مطالعه موردی: تجربه روسیه و چین در دور زدن سیستم سوئیفت

روسیه پس از تحریم‌های ۲۰۱۴ و تشدید آن‌ها در ۲۰۲۲، سیستم پیام‌رسانی مالی خود (SPFS) را توسعه داد و با سیستم CIPS چین یکپارچه‌سازی کرد. این دو کشور اکنون بیش از ۷۰ درصد مبادلات دوجانبه را با روپله و یوان تسویه می‌کنند. ایران می‌تواند از این الگو الهام بگیرد: بانک مرکزی ایران سامانه «سپاس» را دارد که می‌تواند به عنوان نود ملی به شبکه بریکس پیوسته شود. با این حال، مقیاس‌بندی این سیستم نیازمند استانداردسازی پیام‌ها (ISO 20022)، امنیت سایبری و اعتماد متقابل است.

تحلیل بخش‌به‌بخش: پتانسیل همکاری در секتورهای کلیدی

انرژی و پتروشیمی

ایران دارای دومین ذخایر گاز جهان و چهارمین ذخایر نفت است. اعضای بریکس (چین، هند، روسیه، عربستان، امارات) همگی مصرف‌کنندگان بزرگ انرژی هستند. توافقات بلندمدت فروش نفت و گاز با ارزهای ملی می‌تواند درآمدهای ارزی را تثبیت کند. علاوه بر این، شرکت‌های پتروشیمی چین و روسیه می‌توانند در تکمیل زنجیره ارزش پتروشیمی ایران (متبول، پلیمرها، کود) سرمایه‌گذاری کنند.

حمله‌ونقل و لاجستیک: راه‌شمال-جنوب و راه‌آهن‌های ترانزیت

ممرور شمال-جنوب (INSTC) که ایران، روسیه و هند را به هم متصل می‌کند، ستون فقرات لاجستیک بریکس است. تکمیل راه‌آهن رشت-آستارا و توسعه بندر چابهار می‌تواند زمان ترانزیت را از ۴۰ روز (مسیر سوئز) به ۱۵ روز کاهش دهد. صندوق توسعه جدید بریکس (NDB) می‌تواند به واسطه‌گری مالی برای این پروژه‌های کلان بپردازد.

تکنولوژی، هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال

چین و هند در هوش مصنوعی، فین‌تک و تجارت الکترونیک پیشرو هستند. ایران با جمعیت جوان و تحصیل‌کرده، بازار هدف و هم‌زمان پتانسیل توسعه نیروی کار ارزان و ماهر است. شراکت‌های مشترک در دیتاسنترها، زیرساختر ابری و پلتفرم‌های بلاکچین برای تسویه حساب‌های بین‌بانکی می‌تواند لایه فناوری بریکس را شکل دهد.

کشاورزی و امنیت غذایی

روسیه و برزیل صادرکنندگان بزرگ گندم، ذرت و سویا هستند. ایران می‌تواند با سرمایه‌گذاری در کشاورزی دقیق، آب‌گری هوشمند و اصلاح نژاد، به تأمین امنیت غذایی اعضا کمک کند و در ازای آن دسترسی به بازارهای geniş صادراتی یابد.

چالش‌های حقوقی و رژیم‌های انضباطی: FATF، CFT و شفافیت مالی

بسیاری از اعضای بریکس (به‌ویژه چین، هند، عربستان) در لیست‌های خاکستری یا سیاه FATF نیستند و از استانداردهای بین‌المللی مبارزه با پولشویی (AML) و تروریسم مالی (CFT) پیروی می‌کنند. ایران برای بهره‌برداری کامل از کانال‌های مالی بریکس باید قانون‌پذیری از این استانداردها را تسریع کند، بدون اینکه استقلال سیاست‌گذاری پولی خود را از دست دهد. تجربه نشان می‌دهد که انضمام به کنوانسیون پالرمو و CFT می‌تواند موانع فنی انتقال وجه را بردارد.

مدیریت ریسک ارزی: سبد ارزی بریکس (BRICS Basket Currency) و واحد حساب مشترک

بحث ایجاد «واحد حساب بریکس» یا ارز مرجع سبدی (بر اساس سبد ارزهای اعضا + طلا) در دستور کار قمه‌ها قرار دارد. اگر این مکانیزم محقق شود، ایران می‌تواند از نوسانات تک‌ارزه (دلار) مصون بماند. تا آن زمان، استفاده از قراردادهای پیش‌فروشی نفت با قیمت‌گذاری بر اساس سبد ارزی بریکس می‌تواند هجینگ طبیعی باشد.

سناریوهای آینده: از همکاری دوجانبه تا یکپارچگی کلان

  • سناریوی پایه (Status Quo): همکاری‌های دوجانبه محدود، مبادله ارزی ناچیز، سرمایه‌گذاری کم، موانع تحریمی باقی‌مانده.
  • سناریوی پیشرفت تدریجی: برقراری کانال‌های تسویه بانکی دو به دو، افزایش سرمایه‌گذاری NDB در زیرساخت، توسعه INSTC، کاهش ۳۰-۴۰ درصدی هزینه تراکنش تا ۱۴۰۴.
  • سناریوی جهش ساختاری: راه‌اندازی واحد حساب بریکس، سیستم پیام‌رسانی یکپارچه، منطقه آزاد تجاری بریکس، تبدیل ایران به هاب انرژی و لاجستیک منطقه، رشد سالانه ۵-۶ درصدی پایدار.

تحقّق سناریوهای ۲ و ۳ مستلزم اراده سیاسی سطح بالا، اصلاحات قانون‌گذاری سرمایه‌گذاری خارجی (LISA)، شفافیت بودجه و مدیریت کارآمد دیپلماسی اقتصادی است.

نقش بخش خصوصی و دیپلماسی اقتصادی موازی

دولت تنها بازیگر نیست. اتاق‌های بازرگانی، اتحادیه‌های صادرکنندگان و شرکت‌های دانش‌بنیان باید در مذاکرات تجاری بریکس حضور فعال داشته باشند. برقراری «اتاق‌های بازرگانی مشترک بریکس-ایران» در پکن، مسکو، مومبای و ریاض می‌تواند فرصت‌های تجاری را به قراردادها تبدیل کند. دیپلماسی موازی (Track II) با تینک‌تankها و آکادمیکان اعضا می‌تواند اعتمادسازی را تسریع نماید.

نتیجه‌گیری جامع: بریکس، ابزار نه جادو، بلکه لوری استراتژیک

بریکس یک «عصای جادویی» برای حل یک‌جا مشکلات اقتصاد ایران نیست، اما یک «لوری استراتژیک» قدرتمند است که می‌تواند بار تحریم‌ها را به شدت سبک کند. کلید موفقیت در سه محور است: اول، اصلاحات داخلی ساختاری (بانکداری، شفافیت، قانون‌گذاری). دوم، دیپلماسی اقتصادی هوشمندانه و چندبعدی (بانکی، تجاری، فناوری، انرژی). سوم، صبر استراتژیک و تداوم سیاست‌ها فراجناحی. ایران با جغرافیای منحصر‌به‌فرد، منابع عظیم و جمعیت جوان، می‌تواند از یک «اقتصاد محاصره‌شده» به «قطب اتصال آسیا-خاورمیانه» در معماری بریکس متحول شود. این فرصت طلایی است که اگر با مدیریت درست گرفتیده نشود، ممکن است دوباره از دست برود.