بحران نیروی کار در بزرگ‌ترین کارخانه فولاد ایران؟/ روایت تعدیل و تعلیق پنهان پس از حملات موشکی/ از حقوق ۱۰۰ میلیونی تا رانندگی اسنپ و تپسی/ برآورد‌های غیررسمی از خسارتها، دست‌کم 4 سال زمان تا بازگشت به وضعیت پیش از جنگ را پیشبینی می کنند

بحران نیروی کار در بزرگ‌ترین کارخانه فولاد ایران؟/ روایت تعدیل و تعلیق نهان بعد از حملات موشکی/ از حقوق ۱۰۰ میلیونی تا رانندگی اسنپ و تپسی/ برآورد‌های غیررسمی از خسارتها، دست‌کم ۴ سال زمان تا برگشت به حالت پیش از جنگ را پیشبینی می کنند_آینده


به گزارش آینده

 دشمن آمریکایی و اسرائیلی فولاد مبارکه را دو بار زد؛ بار اول، موشک‌ها نیروگاه‌ها را مقصد گرفتند، اما بار دوم، دعوا مستقیم به قلب تشکیل می بود. جایی که کوره‌ها روشن بودند، خطوط تشکیل نفس می‌کشیدند و هزاران کارگر، زندگی‌شان را با صدای فلز و آتش تنظیم کرده بودند. با همان دعوا دوم، یک دفعه همه چیز قفل شد. بیشتر از ۲۷ هزار نیروی کار فولاد مبارکه در شوکی ناگهانی فرو رفتند؛ کارخانه‌ای که تا دیروز یکی از نماد‌های ارامش صنعتی سرزمین می بود، اکنون به شهری نیمه‌خاموش تبدیل شده است.

مطابق اطلاعات رسیده، تنها نزدیک به دو هزار نفر از کارکنان این مجموعه بعد از حملات به محل کار بازگشته‌اند؛ عمدتاً نیرو‌های اداری، روابط عمومی، قسمت فروش و دفتر مدیریت. در قسمت تشکیل، اما سکوت سنگینی حکم‌فرماست. باشگاه ورزشی فولاد مبارکه هم تعطیل شده و حرف های می‌شود برای راه‌اندازی مجدد آن، نزدیک به یک همت بودجه ملزوم است. تعطیلی‌ای که طبیعتاً بدون تعدیل نیرو و حذف هزینه‌ها ممکن نیست.

مقصد قرار گرفتن فولاد مبارکه، اتفاقی نبوده است. دشمن می‌دانست چرا به جای ذوب‌آهنِ زیان‌ده، باید سراغ فولاد مبارکه برود؛ شرکتی سودده، استراتژیک و حیاتی که ضربه خوردنش، فقط یک بحران صنعتی نیست، بلکه می‌تواند زنجیره‌ای از مشکلاتهای اقتصادی و اجتماعی تشکیل کند.

اگر این روز‌ها در خیابان‌های اصفهان قدم بزنید، نشانه‌های این بحران را می‌شود با چشم دید. تعداد رانندگان تاکسی‌های اینترنتی به شکل محسوسی افزایش اشکار کرده و اگر چند دقیقه‌ای با آنها هم‌سخن بگویید شوید، زیاد سریع فهمید می‌شوید بخشی از آنها همان کارگران و نیرو‌های اسبق فولاد مبارکه‌اند؛ آدم‌هایی که تا چند ماه پیش با لباس کار در خطوط تشکیل فولاد ایستاده بودند و اکنون پشت فرمان ماشین، مسافر جابه‌جا می‌کنند.

این تحول ناگهانی فقط یک جابه‌جایی شغلی نیست؛ نشانه آن است که در حالت حقوق و مزایای نیرو‌ها تغییرات جدی رخ داده. برخی دیگر از نیرو‌های فنی که حاضر نبودند افت حقوق یا بلاتکلیفی بازسازی را تحمل کنند، به کارخانه‌های فولاد یزد و خراسان مهاجرت کرده‌اند. حتی در اپلیکیشن «بله» کانالی با گفتن «کاریابی پرسنل پروژه‌ای فولاد مبارکه» شکل گرفته که هر روز برای نیرو‌های بیکار شده، آگهی استخدام انتشار می‌کند.

بیمه بیکاری یا تعلیق نهان نیروها؟

در روبه رو، دولت روایت فرد دیگر دارد. احمدنیا، رئیس امور خبر‌رسانی دولت، مدعی شده است: «شرکت فولاد مبارکه نه‌تنها هیچ نیرویی را تعلیق یا اخراج نکرده، بلکه همه حقوق و رفاهیات بیشتر از ۳۰ هزار پرسنل خود را به‌صورت کامل پرداخت کرده است.»

اما برآورد‌های غیررسمی از خسارت جنگ، عکس فرد دیگر ترسیم می‌کنند؛ فولاد مبارکه برای برگشت به حالت پیش از جنگ، دست‌کم چهار سال فاصله دارد. چهار سال زمان برای صنعتی که اکنون هم باید هزینه بازسازی را فراهم کند و هم این حجم از نیروی انسانی را نگه داری کند؛ مأموریتی که ساده به نظر نمی‌رسد.

شنیده‌های رویداد۲۴ از کارکنان اسبق این مجموعه مشخص می کند در روز‌های ابتدایی بعد از حملات، به نیرو‌ها مطمعن داده شده می بود که حقوق‌ها بدون مشکل پرداخت می‌شود. اما زیاد سریع ورق برگشت. مدیران مجموعه، به‌علت سختی مالی، به سراغ دولت و فراهم اجتماعی رفتند تا بخشی از بار هزینه‌ها را از طریق بیمه بیکاری جبران کنند.

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ها درباره انتخابات، سیاست، اقتصاد، ورزش، حوادث، فرهنگ وهنر و گردشگری را در آینده دنبال کنید.

در نهایت، مطابق همین شنیده‌ها، حقوق نیرو‌های باقی‌مانده به حداقل اداره کار تقلیل اشکار کرده است. اتفاقی که برای برخی نیرو‌های متخصص، چیزی همانند سقوط آزاد بوده؛ کارگرانی که پیش از جنگ به‌علت توانایی فنی خاص، حقوق‌های بالای ۱۰۰ میلیون تومان دریافت می‌کردند، اکنون باید با رقمی نزدیک به یک‌پنجم درآمد اسبق زندگی کنند. این فقط افت حقوق نیست؛ فروپاشی یک سبک زندگی است. آدم‌هایی که زندگی، قسط، اجاره، مدرسه فرزند و اینده ان ها را بر مبنای درآمد بالا تنظیم کرده بودند، اکنون یک دفعه به کف حقوق کارگری رسیده‌اند.

از نظر دیگر، برخی کارکنان دلواپس‌اند که این افت حقوق، مقدمه‌ای برای تعدیل گسترده‌تر باشد. چراکه هنگامی مبنای حقوق به حداقل اداره کار تقلیل اشکار کند، در صورت اخراج یا بیکاری در ماه‌های آینده، مبنای پرداخت بیمه بیکاری هم دیگر همان حقوق‌های بالا نخواهد می بود، بلکه بر پایه حداقل دستمزد محاسبه می‌شود. به گفتن دیگر، تعلیق نیرو‌ها در این حالت، عملاً به سود دولت و صندوق‌های بیمه همه می‌شود.

روابط عمومی فولاد مبارکه به سوال های رویداد۲۴ جواب روشنی نداد.

چرا برگشت دادن کارگر صنعتی آسان نیست؟

بحران فولاد مبارکه، فقط بحران یک کارخانه نیست؛ بحران نیروی کار صنعتی در ایران است. سه سال است که صنایع گوناگون از افتنیروی کار می‌نالند. کارخانه‌ها بار‌ها هشدار داده بودند که نسل تازه، دیگر حاضر نیست با هر شرایطی در محیط‌های سخت صنعتی کار کند. نسل دهه هشتادی، برخلاف نسل‌های قبل، رابطه‌ای تقابلی با نظم خشک کارخانه دارد و این بحران را پیچیده‌تر کرده است.

یقیناً شرایط فولاد مبارکه با تعداد بسیاری از کارخانه‌های دیگر متفاوت می بود. حقوق و مزایای کارگران این مجموعه، به‌اختصاصی در قیاس با ذوب‌آهن، حالت بهتری داشت و همین قضیه علتشده می بود فولاد مبارکه تا این مدت بتواند بخشی از نیروی متخصص خود را نگه داری کند. اما اکنون جنگ، همان نقطه اتکای اقتصادی را هم از بین برده است.

از نظر دیگر، قسمت مهمی از نیرو‌های متخصص صنعتی طی سال‌های تازه مهاجرت کرده‌اند و شرایط جذب نیروی ماهر سخت‌تر از همیشه شده است. اکنون نیز بخشی از کارگران صنعتی که از کارخانه جدا خواهد شد، جذب مشاغل خدماتی و آزاد خواهند شد؛ مشاغلی که هرچند امنیت شغلی کمتری دارند، اما دست‌کم آزادی بیشتری به آنها خواهند داد.

مشکل اینجاست که برگشت دادن کارگر صنعتی به کارخانه، بعد از یک دوره طویل بیکاری یا کار خدماتی، ساده نیست. کارخانه‌های بزرگ اگر امروز به فکر نگه داری نیرو‌هایشان نباشند، فردا امکان پذیر دیگر نیرویی برای برگشت وجود نداشته باشد.

اقتصاد خدماتی ایران هم اگرچه زیر سختی جنگ کوچک شده، اما تا این مدت برای بخشی از این نیرو‌ها دلنشین‌تر از برگشت به کارخانه‌ای است که اینده خودش نامعلوم به نظر می‌رسد. همین هراس و بی‌ثباتی، آرام‌آرام کارگران را از صنعت دور می‌کند؛ احتمالا نه با صدای انفجار موشک‌ها، بلکه با صدای خاموش شدن تدریجی کوره‌ها.

دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکارها

خبرهای ورزشی

خبرهای اقتصادی

اخبار فرهنگی

اخبار تکنولوژی

اخبار پزشکی



منبع