اصغر فرهادی فیلم جدیدش را در نیویورک میسازد
به گزارش آینده، بر اساس اخبار منتشر شده توسط «ورلد آف ریل»، به نظر میرسد اصغر فرهادی، کارگردان برندة اسکار، تصمیم گرفته است فیلم بعدی خود را در نیویورک بسازد. پیشبینیها حاکی از آن است که فیلمبرداری این اثر در سال ۲۰۲۵ آغاز شود.
جزییات پروژه همچنان پنهان است
تا لحظه حاضر، نه عنوانی برای این فیلم اعلام شده و نه جزییاتی از داستان، سناریو یا بازیگران آن فاش شده است. فرهادی در مورد پروژههای آتی خود همواره حفظ محرمانه را ترجیح داده است.
🔗 بیشتر بخوانید: ویدیوی جدیدی از هنرنمایی ترلان پروانه در سریال «بامداد خمار» انتشار شد_آینده
تغییر مکان از لسآنجلس به نیویورک
شنیدهها پیش از این اشاره داشتند که مکان انتخاب شده برای ساخت فیلم جدید، شهر لسآنجلس خواهد بود. با این حال، اخبار اخیر تحولی در تصمیمگیری را نشان میدهند و نیویورک به عنوان مقصد نهایی فیلمبرداری معرفی شده است.
فرهادی: امکان ساخت فیلم در ایران وجود ندارد
در مصاحبهای با روزنامه «لوموند» در اوایل سال ۲۰۲۴، فرهادی صراحتاً اعلام کرد که قصد ساخت فیلمی در ایران را ندارد و شرایط فعلی این را برای او ممکن نمیسازد. این بیانیه نشاندهنده ادامه مسیر او در ساخت آثار بینالمللی است.
🔗 بیشتر بخوانید: دلمان برایتان تنگ شده آقای فرمان آرا/ به بهانه نگارش فیلم نامه «داستان جاوید»
پیشینه فیلمسازی در خارج از ایران
این اولین بار نیست که فرهادی فیلمی خارج از مرزهای ایران میسازد. پیش از این، او فیلم «قبل» را در فرانسه و فیلم «همه میدانند» را در اسپانیا کارگردانی کرده است. هر دو اثر نیز از نظر نقدی و تجاری موفقیتهای قابلتوجهی را به ثبت رساندند.
تحلیل انتقادی و اثربخشی سینمایی فرهادی در فضای بینالمللی
انتقال مکان فیلمسازی از اروپا به آمریکا، و بهویژه انتخاب نیویورک به عنوان بستر روایی، میتواند نشاندهنده تغییر در رویکرد موضوعاتی و بصری اصغر فرهادی باشد. نیویورک با پیچیدگیهای اجتماعی، نژادی، طبقاتی و مهاجرتی خود، فضایی ایدهآل برای سینمایی است که در کانون توجه خود «اخلاق در شرایط بحرانی» و «درآمدن حقیقت در میان دروغهای اجتماعی» را قرار داده است. فرهادی در آثار قبلی خود، از «جدایی نادر از سیمین» تا «قهرمان»، بارها نشان داده که چگونه یک رویداد کوچک میتواند لایههای پنهان روابط انسانی را برملا سازد. نیویورک، با تنوع قومی و فرهنگی بینظیر، میتواند میدان جدیدی برای تست این الگوهای دراماتیک باشد.
🔗 بیشتر بخوانید: سینماها از ساعت ۱۸ روز چهارشنبه تعطیل می شوند
چالشهای تولید فیلم در آمریکا برای یک کارگردان ایرانی
با وجود شهرت جهانی، ساخت فیلم در آمریکا برای فرهادی چالشهای خاص خود را دارد. سیستم تولید هالیوود یا سینمای مستقل آمریکا، قوانین سختگیرانه اتحادیههای کارگری (مانند DGA، SAG-AFTRA، IATSE)، بودجهبندیهای پیچیده، و ضرورت همکاری با استودیوهای توزیعکننده، محدودیتهایی است که در سینمای اروپایی یا ایرانی به این شدت وجود نداشتند. همچنین، وضعیت ویزایی و امنیتی برای یک شهروند ایرانی، حتی با اقامت اروپایی، میتواند موانع لوجستیکی ایجاد کند. با این حال، تجربهی «قهرمان» که با حمایت آمازون استودیوز تولید و توزیع شد، نشان میدهد که فرهادی توانسته است پلهای ارتباطی با صنعت سینمای آمریکا برقرار نماید.
نقش پلتفرمهای استریمینگ در آینده آثار فرهادی
تغییر مدل توزیع فیلمها در سالهای اخیر، با ظهور پلتفرمهایی مانند نتفلیکس، آمازون پرایم، و اپل تیوی پلاس، فرصتهای جدیدی پیش روی نویسنده-کارگردانان autori مثل فرهادی قرار داده است. این پلتفرمها تمایل زیادی به سرمایهگذاری بر روی سینمای پرستیژ، با کارگردانان برندة اسکار، دارند تا مخاطبان جهانی و جوایز را جذب کنند. احتمالاً فیلم نیویورکی فرهادی نیز در چارچوب توافقنامهای با یکی از این غولهای استریمینگ شکل میگیرد، که به او آزادی خلاقانه بیشتری نسبت به سیستم استودیو سنتی میدهد.
انتظارات مخاطبان و منتقدان از “فیلم نیویورکی”
منتقدان سینما و مخاطبان وفادار فرهادی، انتظار دارند که او در این فیلم نیز به امضای خود وفادار بماند: روایی لایهلایه، بازیگری طبیعی و عمیق، و پایانبندی که مخاطب را با سوالهای اخلاقی رها کند. انتخاب نیویورک، شهرِ که «هرگز نمیخوابد»، میتواند مجازی برای استکشاف تمهای «بیگناهی در برابر سیستم»، «مهاجرت و هویت»، یا «پدر و مادری در دنیای مدرن» باشد. اگر فرهادی بتواند زبان سینمایی خود را با ریتم و معماری بصری نیویورک همگام سازد، شاهد تولد اثری خواهیم بود که هم ریشه در سنت سینمای واقعگرایانه ایرانی دارد و هم بوی مدرنیته و جهانی شدن میدهد.
بررسی فیلموگرافی: از تهران تا نیویورک
- رقص در غبار (2003) و شهر عاشقان (2006): آثار اولیه با تمرکز بر روابط زن و مرد در فضای شهری معاصر ایران.
- آتشبازی چوبان (2006): ورود به سینمای جنایی-اجتماعی با نگاه روانشناختی.
- درباره الی (2009): کانونی کردن “گمشدن” به عنوان استعارهای برای ناپایداری حقیقت.
- جدایی نادر از سیمین (2011): برندة اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی؛ شاهکار در تحلیل اخلاق، قانون، و طبقه.
- قبل (2013): اولین فیلم فرانسوی؛ مهاجرتی، طلاق، و Vergangenheit در فضای پاریس.
- قهرمان (2016): برندة دوم اسکار؛ شرم، افتخار، و رسانه در ایران معاصر.
- همه میدانند (2018): فیلم اسپانیایی؛ رازهای خانوادگی در بستر یک عروسی در م드리ده.
- قهرمان (2021): بازگشت به ایران؛ عدالت، فقر، و قدرت تصویر در عصر دیجیتال.
این مسیر نشان میدهد که فرهادی با هر فیلم، دایره جغرافیایی و موضوعی خود را گسترش میدهد، بدون اینکه از هسته سخت سینماییاش: “مواجهه انسان با دلم 선택های سخت”، فاصله بگیرد.
تأثیر احتمالی بر سینمای ایران و دیاسپورا
ساخت فیلم جدید در نیویورک، پیامدهای فرهنگی فراتر از خود فیلم خواهد داشت. این رویداد میتواند:
- موج جدیدی از همکاریهای سینمایی بین ایرانتباران و صنعت آمریکا را تحریک کند.
- موضوع “سینمای مهاجر” را در گفتمانهای داخلی ایران و جامعه سینمایی دیاسپورا داغتر کند.
- برای فیلمسازان جوان ایرانی، مدلای از موفقیت بینالمللی بدون انقطاع از ریشههای فرهنگی ارائه دهد.
نتیجهگیری: فصل جدیدی در سینمای فرهادی
تصمیم اصغر فرهادی برای فیلمبرداری در نیویورک در سال ۲۰۲۵، نه تنها یک تغییر مکان جغرافیایی است، بلکه نماد ورود به فصل جدیدی از حیات هنری یک نویسنده-کارگردان است که همواره در جستجوی “انسان در محاصره” بوده است. نیویورک، با تمام تضادها، شلوغی، و حاشیهنشینیهای خود، بوم نقاشیای است که فرهادی میتواند با قلم موهای خود، نقاشی از رنج، امید، و دروغهای کوچک انسانهای مدرن بکشد. تا انتشار اطلاعات رسمی درباره بازیگران، سناریو، و تیم تولید، دنیای سینما با شوق و توقع به انتظار این اثر میماند که بدون شک یکی از مهمترین رویدادهای سینمایی سال ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ خواهد بود.
تحلیل عمیقتر: زیربنای دراماتیک نیویورک در نگاه فرهادی
نیویورک تنها یک بکگراند بصری نیست؛ این شهر یک شخصیت دراماتیک فعال است. در سینمای فرهادی، فضا همیشه نقش روایی ایفا میکند. آپارتمانهای تنگ تهران در «جدایی نادر از سیمین»، ویلای فراری در شمال ایران در «قهرمان»، و کوچههای کهنه مدرید در «همه میدانند»، همه فشارهای روانی را بر روی شخصیتها تشدید میکنند. نیویورک با معماری عمودی، متروهای شلوغ، پارکهای عمومی به عنوان صحنههای مواجهه، و آپارتمانهای گرانقیمت در کنار زیرزمینیهای پنهان، لایههای جدیدی از تضادهای طبقاتی و نژادی را به disposición فرهادی میرساند. یک رویداد ساده — مانند گم شدن یک شیء، یک سوءتفاهم زبانی، یا یک تصادف کوچک — در این شهر میتواند زنجیرهای از عواقب حقوقی، اجتماعی و رسانهای را برانگیزد که تماما با سینمای «فرهادی» همخوانی دارد.
احتمال بازیگران: ترکیب ستارههای هالیوود و بازیگران مستقل
با توجه به سابقه فرهادی در «قبل» (برنومه بینوآ، تاهی رحیم) و «همه میدانند» (پنهlope کروز، خاویر باردیم)، انتظار میرود برای فیلم نیویورکی نیز از ترکیب بازیگران حرفهای آمریکایی و احتمالاً بازیگران مهاجر یا دوملتی استفاده کند. نامهایی از جنس مریل استریپ، ادم درایور، اسکار آیزاک، جسیکا چستین، یا بازیگران جوانتر و پرتلاش از سینمای مستقل مانند تیموتی شالامت، زندایا، یا بازیگران از اصل آسیایی/خاورمیانهای که در سالهای اخیر در هالیوود حضور یافتهاند، میتوانند گزینههای محتمل باشند. فرهادی ترجیح میدهد بازیگرانی را انتخاب کند که توانایی improvisation و درک لایههای پنهان دیالوگ را داشته باشند، نه تنها خواندن متن.
موضوعات محتمل: از مهاجرتی تا نظارت دیجیتال
چند محور موضوعی به نظر میرسد در کانون فیلم جدید قرار بگیرد:
- هویت دوگانه و مهاجرتی: تجربه زندگی در میان دو فرهنگ، فشار اندماج، و ترس از از دست دادن ریشهها.
- قدرت و بیقدری در سیستم حقوقی/پلیسی: مواجهه یک مهاجر یا شهروند معمولی با ماشین اداری بیرحم نیویورک.
- اخلاق در عصر نظارت: دوربینهای بدنه پلیس، گوشیهای هوشمند، و شبکههای اجتماعی به عنوان شاهدان بیطرف یا دستاندرکار دروغ.
- پدر/مادری در کانون بحران: تلاش برای حفاظت از کودک در شهری که امنیت دروغین است.
فرهادی ماهر است این مضامین را در قالب یک ماجرای ظاهری ساده (یک دعوای همسایه، یک پرونده گمشده، یک اعتراف کاذب) پنهان کند.
تیم فنی: تدوین، عکاسی، و طراحی صدا
انتخاب مدیر عکاسی برای نیویورک حیاتی است. نامهایی مانند داریوش خنجی (همکار قدیمی در «همه میدانند» و «قهرمان»)، لوی دیوماس، یا ماتیو لिबاتیک میتوانند حس بومیان و در عین حال سینمایی شهر را ثبت کنند. تدوینگر هادی اسماعیلیان یا ماری-لو هری میتوانند ریتم خاص فرهادی — کند، نفسکش، اما پر از تنش — را حفظ کنند. طراحی صدا در نیویورک، با همهمه مداوم شهر، میتواند به عنوان یک «نمره سمفونیک» عمل کند که سکوتهای پرمعنای فرهادی را تقویت نماید.
استراتژی توزیع و فستیوالها: هدف اسکار سوم
با دو اسکار بهترین فیلم بینالمللی در کارنامه، فرهادی و تیم تولید او بدون شک استراتژی فستیوالی دقیقی دارند. زمانبندی فیلمبرداری ۲۰۲۵ به این معنی است که فیلم میتواند برای فستیوال کن ۲۰۲۶ (مه)، فستیوال تورنتو ۲۰۲۶ (سپتامبر)، یا فستیوال نیویورک ۲۰۲۶ آماده شود. انتشار در پاییز ۲۰۲۶ در سینماهای آمریکا (برای واجد شرایط شدن اسکار ۲۰۲۷) و سپس ورود به پلتفرم استریمینگ، سناریوی محتمل است. اگر فیلم به زبان انگلیسی باشد، در دسته «بهترین فیلم» اصلی اسکار میتواند رقابت کند، نه تنها فیلم بینالمللی — که سابقهای کمسابقه برای کارگردان ایرانی خواهد بود.
بازتاب در رسانههای ایرانی و جهانی
خبر ساخت فیلم در نیویورک در رسانههای جهانی مانند Variety، The Hollywood Reporter، Screen Daily، و IndieWire پوشش گستردهای خواهد داشت. در ایران نیز، با وجود فیلترینگ، اخبار از طریق شبکههای اجتماعی، سایتهای سینمایی در دیاسپورا، و کانالهای تلگرامی پیگیری میشود. فرهادی همواره موضوع بحث داغ در دو سوی مرز است: برای برخی نماد افتخار و جهانی شدن هنر ایرانی، برای برخی دیگر نماد «غربزدگی» یا «انفصال از واقعیت ایران». این دو قطبیت، خود موضوعی است که فرهادی میتواند در فیلم جدید به آن بپردازد: «چگونه یک هنرمند در مهجر، قضاوتهای دو طرفه را مدیریت میکند؟»
مقایسه با هم نسلان: کیارستمی، پناهی، مجیدی، و رفیعی
فرهادی در نسل فیلمسازان ایرانی که در خارج از ایران کار میکنند، موقعیت منحصر به فردی دارد:
- عباس کیارستمی: فیلمهای آخر عمر در ژاپن («چری») و ایتالیا («کپی معتبر») — فلسفی، مینیمالیست، شاعرانه.
- جعفر پناهی: فیلمسازی در حصر، با دوربین دست، در آپارتمان («این فیلم نیست»، «پرده») — سیاسی، مقابلهجویانه، مستندوار.
- مجید مجیدی: فیلمهای بینالمللی با بودجه بالا در هند («ماوراء ابرها») و چین — انسانیگرایانه، روحی، بصری.
- محمد رسولوف: برندة ببر طلایی کن برای «شیطان وجود ندارد» — استعارهای، ترسناک، سیاسی.
- اصغر فرهادی: سینمای روایی کلاسیک، دراماتیک، با بازیگران ستاره، در سیستم تولید غرب — اخلاقگرا، روانشناختی، جهانی.
فرهادی تنها کسی است که به طور سیستماتیک در سیستم تولید حرفهای غرب (استودیو، اتحادیه، توزیع تجاری) فیلم میسازد و جوایز اصلی را میبرد. این او را به «سفیر سینمای ایران در هالیوود» تبدیل کرده، با تمام بار مثبت و منفی این عنوان.
چالشهای اخلاقی و هنری: اصالت در برابر پذیرش
هر فیلمساز مهاجر با معضل «اصالت در برابر پذیرش» روبروست. فرهادی در «قبل» و «همه میدانند» موفق بود زبان سینمایی خود را صادر کند، نه زبان میزبان را کپی نماید. اما نیویورک، مرکز قدرت فرهنگی غرب، وسوسهانگیزترین و خطرناکترین محیط برای از دست دادن «صوت خود» است. موفقیت فرهادی در این امتحان، نه تنها بر پایه کیفیت فیلم، بلکه بر پایه وفاداری به نگاه اخلاقی خاص خود سنجیده خواهد شد: آیا باز هم طرفدار «بیگناهان در برابر سیستم» است؟ آیا باز هم از «سخنگفتن حق» در وجه «سکوت برای امنیت» دفاع میکند؟ پاسخ در فیلم نیویورک نهفته است.
پیشبینی زمانبندی و مراحل پیش از تولید
- اواخر ۲۰۲۴ / اوایل ۲۰۲۵: نهایی کردن سناریو (فرهادی معمولاً سالها روی سناریو کار میکند)، پیشتولید، کستینگ، لوکیشن 헌تینگ در نیویورک.
- بهار/تابستان ۲۰۲۵: فیلمبرداری اصلی (۸ تا ۱۲ هفته).
- پاییز ۲۰۲۵ / بهار ۲۰۲۶: پستولید، تدوین، میکس صدا، رنگآمیزی، افکتهای بصری (حداقل).
- مه ۲۰۲۶: Premiere در فستیوال کن (احتمال بالا).
- سپتامبر ۲۰۲۶: فستیوال تورنتو / نیویورک.
- نوامبر/دسامبر ۲۰۲۶: انتشار محدود در سینماهای نیویورک/لسآنجلس (برای اسکار).
- اوایل ۲۰۲۷: انتشار گسترده و ورود به پلتفرم استریمینگ.
نتیجهگیری نهایی: انتظار برای یک شاهکار دیگر
اصغر فرهادی در آستانه ی شصت سالگی (متولد ۱۹۷۲)، در اوج بلوغ هنری قرار دارد. فیلم نیویورک، بیست و دومین یا بیست و سومین اثر بلند او خواهد بود (شامل فیلمهای تلویزیونی و کوتاه). با یک کارنامه بینظیر: دو اسکار، دو جایزه بهترین کارگردان کن، جایزه اسکار بهترین فیلم بینالمللی برای «قهرمان»، و صدها جایزه دیگر، او دیگر نیازی به اثبات خود ندارد. این آزادی، میتواند به او اجازه دهد ریسک بگیرد، ساختارهای روایی را بشکند، یا برعکس، به خلوص و سادگی برگردد. نیویورک منتظر است تا ببیند فرهادی چه قصهای از درد، امید، و بشریت ما میگوید. مخاطبان ایرانی و جهانی، منتظرند تا بار دیگر در تاریکی سالن سینما، به روی خودشان در آینه فرهادی نگاه کنند.









