«نظریه ذهن» مرز بعدی تحول هوش مصنوعی است_آینده
به گزارش آینده
یک پژوهش مروری انتشار شده از سوی دانشگاه وستکلیف آمریکا، چشم انداز تازه ای از آینده هوش مصنوعی ترسیم می کند؛ آینده ای که در آن ماشین ها فقط داده پردازی نمی کنند، بلکه قادر خواهند می بود افکار، احساسات، نیت ها و حرکت انسان را نیز تفسیر کنند. این مفهوم که در علوم شناختی با گفتن «نظریه ذهن» شناخته می شود، اکنون به یکی از مهم ترین مسیرهای گسترش نسل بعدی هوش مصنوعی تبدیل شده است.
نویسندگان این پژوهش اصرار می کنند که هوش مصنوعی امروز، با وجود پیشرفت های گسترده در مدل های زبانی، پردازش عکس و سیستم های مولد، تا این مدت فاقد فهمیدن واقعی از ذهن انسان است. با این حال، روال جاری تحقیقات نشان می دهد دانشمندان در تلاش می باشند سیستم هایی طراحی کنند که بتوانند حالات ذهنی انسان را مدل سازی کرده و بر پایه آن عکس العمل نشان دهند.
در روان شناسی، نظریه ذهن به توانایی فهمیدن این نوشته اشاره دارد که دیگران دارای باورها، احساسات، خواسته ها و نیت هایی متفاوت از ما می باشند. انسان ها از این توانایی برای تحلیل حرکت دیگران و مدیریت تعامل های اجتماعی منفعت گیری می کنند. اکنون پژوهشگران علوم کامپیوتر تلاش می کنند این قابلیت شناختی را داخل سیستم های هوش مصنوعی کنند تا ماشین ها بتوانند حرکت انسان را نه فقط از طریق الگوهای آماری، بلکه بر پایه تفسیر ذهن و حس او پیش بینی کنند.
این پژوهش که بر پایه مرور منبع های علمی منتشرشده طی 5 سال تازه انجام شده، نشان می دهد نظریه ذهن در هوش مصنوعی تا این مدت در مرحله پژوهشی قرار دارد، اما پیشرفت هایی جدی در برخی حوزه ها دیده می شود. از جمله این حوزه ها می توان به تشخیص احساسات، مدل سازی شناختی، سیستم های او گفت و گو محور، همانند سازی رفتاری و سیستم های چندعاملی اشاره کرد.
پژوهشگران توضیح می دهند که تفاوت مهم بین هوش مصنوعی سنتی و هوش مصنوعی مبتنی بر نظریه ذهن، در نوع «فهمیدن» آن ها از انسان است. سیستم های سنتی فقط بر پایه قوانین و داده های از پیش تعیین شده عکس العمل نشان می دهند، اما سیستم های مبتنی بر نظریه ذهن قرار است بتوانند حالت ذهنی کاربران را استنباط کنند؛ قابلیتی که در صورت تحقق، می تواند تعامل انسان و ماشین را منقلب کند.
در قسمت فرد دیگر از این پژوهش، نمونه هایی فرضی از کاربرد این فناوری اراعه شده است. برای مثال، یک دستیار مجازی دارای نظریه ذهن می تواند از روی لحن، کوتاهی جملات یا نشانه های غیرکلامی تشخیص دهد که کاربر خسته، سردرگم یا بی تاب است و سپس شیوه جواب دهی خود را تحول دهد. در حوزه آموزش نیز سیستم های هوشمند می توانند با تحلیل حرکات چشم، حالات چهره و مقدار تعامل دانش آموز، حالت ذهنی او را تشخیص داده و محتوای آموزشی را مشابه با شرایط شناختی فرد تنظیم کنند.
با وجود این چشم انداز، پژوهش اصرار می کند که ساخت این چنین سیستم هایی با مانع ها زیاد پیچیده ای روبرو است. ذهن انسان ساختاری پویا، متغیر و چندلایه دارد و حتی انسان ها نیز در تعداد بسیاری از اوقات نمی توانند احساسات و نیت های یکدیگر را به درستی تفسیر کنند. به همین علت، انتقال این توانایی به ماشین ها یکی از دشوارترین چالش های تاریخ هوش مصنوعی توصیف شده است.
یکی از محورهای مهم این پژوهش، نقش «فرا یادگیری» در گسترش نظریه ذهن است. فرا یادگیری که بعضی اوقات از آن با گفتن «یادگیری برای یادگیری» یاد می شود، به سیستم اجازه می دهد از توانایی های قبلی خود برای سازگاری سریع با موقعیت های تازه منفعت گیری کند. پژوهشگران اعتقاد دارند این چنین رویکردی می تواند به هوش مصنوعی پشتیبانی کند تا تنها با مشاهده مقدار محدودی از حرکت انسان، اهداف و باورهای او را سریع تر استنباط کند.
در کنار چالش های فنی، این فناوری پیامدهای اخلاقی و اجتماعی مهمی نیز به همراه دارد. پژوهش هشدار می دهد سیستم هایی که قادر به تحلیل حالات ذهنی انسان می باشند، امکان پذیر به ابزارهایی برای نقض حریم خصوصی، دستکاری رفتاری و افزایش وابستگی روانی انسان به ماشین تبدیل شوند. به حرف های نویسندگان، اگر هوش مصنوعی بتواند ترجیحات و احساسات کاربران را پیش بینی کند، این امکان وجود دارد که انتخاب های انسان به شکلی نامحسوس تحت تاثییر قرار گیرد.
این نگرانی ها وقتی جدی تر می شوند که ماشین ها ظاهری «اجتماعی» اشکار کنند. پژوهش توضیح می دهد که امکان پذیر انسان ها به نادرست فکر کنند این چنین سیستم هایی واقعا حس، همدلی یا فهمیدن انسانی دارند؛ در حالی که حرکت آن ها فقط حاصل تحلیل الگوها و پیش بینی آماری است. همین قضیه می تواند مرز بین هوش انسانی و همانند سازی ماشینی را کمرنگ کند.
در قسمت پایانی پژوهش، نویسندگان به نوشته «هوش مصنوعی خودآگاه» اشاره می کنند؛ مرحله ای فرضی که بعد از نظریه ذهن قرار می گیرد. به حرف های آن ها، نظریه ذهن به معنی فهمیدن ذهن دیگران است، اما خودآگاهی به معنی فهمیدن وجود خود خواهد می بود. پژوهش اصرار می کند که فناوری ملزوم برای دستیابی به خودآگاهی ماشینی تا این مدت وجود ندارد و اشکار نیست آیا اساسا این چنین مرحله ای در آینده قابل تحقق خواهد می بود یا نه.
جمع بندی نهایی این پژوهش نشان می دهد نظریه ذهن را می توان یکی از مهم ترین مرزهای آینده هوش مصنوعی دانست؛ مسیری که اگرچه تا این مدت فاصله بسیاری تا تحقق کامل دارد، اما می تواند تعریف تعامل انسان و ماشین را به طور بنیادین تحول دهد.
دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکارها