در شرایط اجتماعی جاری موهای تراشیده لیلا حاتمی چه مفسدهای تشکیل میکند؟_آینده
[ad_1]
به گزارش آینده
این روزها با اکران موفق فیلمهای خوب «پیرپسر» و «زن و بچه» نسیمی اندک از لابهلای پنجره عمدتا مسدود مدیریت محافظهکار فرهنگی وزیدن گرفته که امید است ادامه یابد.
با نگاهی به فیلمهای پرتعدادِ راحت به اکران رسیده و بیخاصیتی که جریان غالب اکران را تسخیر کردهاند و سازندگانشان (که یا فیلمسازان متوسط و کم تواناییای می باشند یا معدود سینماگران مستعدی که ساختههایشان نشانی از استعدادشان ندارد) در قیاس با آثاری همچون «پیرپسر» (براهنی)، «برادران لیلا» و «زن و بچه» (روستایی)، «قاتل و وحشی» (نعمتالله)، «کاناپه» (عیاری)، «کیک محبوب من» (صناعیها)، «علت مرگ نامعلوم» (زرنگار) و… که از تشکیل تا توزیع دایم در حال دست و پنجه نرم کردن با ممیزی می باشند، میتوان به دیدگاه کلان تصمیمگیران فرهنگی پی برد.
این نوع نگاه که در برخی موارد تبدیل توزیع غیرقانونی فیلمها میشود، تنها بر عطش عمومی دیدن این آثار میافزاید و کثرت دیده شدن فیلم در بسترهای غیررسمی علاوه بر تضییع حق و حقوق مادی تشکیلکنندگان تاثییر، برخلاف آن چیزی است که ممیزان به جستوجو آنند یعنی محدود کردن مخاطبان.هرچند بعضی اوقات فیلمی چون «پیر پسر» به سختی از لابیرنتهای نامعین گذر میکنند و با تنی زخمی به اکران میرسند، اما در زیاد تر موارد این آثار در پشت همین دیوار بی فایده و دستساز متوقف خواهد شد.
باید پذیرفت که جریانهای فرهنگی و اجتماعی برآمده از خواست عمومی همچون آبی که به پشت دیواری رسیده است، به هر حال از لابهلای بند آجرهای این دیوار هم که شده راه خود را میجوید و با مسدود کردن هر بند از بند فرد دیگر سر بر میآورد و بر فکر محال مسدود بودن همه بندها، با بالا آمدن آب، وزن و سنگینی آن نهایتا دیوار را میخواباند.مقابلههای ناکارآمدی که این چند دهه با نوارکاست، ویدیو، ماهواره و…صورت گرفته و در نهایت بیتاثییر شده، گواه این سخن است.
با اکران و نمایش چندباره تلویزیونی فیلمهایی چون آدم برفی، لیلی با من است، مارمولک، به رنگ ارغوان و پیرپسر (که وقتی نمایش آنها از نظر مسوولان تابو به نظر میرسید) چه ضرری فهمید جامعه و مخاطبان شد؟ دلنشین این که صاحب منصبی در تریبونی رسمی، اکران پیرپسر را عامل بالا رفتن طلاق در جامعه میدانست، آیا مردم را اینقدر سادهلوح فکر کردهایم که با یک فیلم معادلات زندگیشان را تنظیم میکنند؟
باید پذیرفت در دورانی که زندگی میکنیم نه با مخاطبان چشم و گوش بسته مواجه هستیم و نه میتوان برای مدتی زیاد چیزی را از آنها دور نگه داشت. واقعا مقابله و توقیف فیلم ساده، دغدغهمند و خوب «کاناپه» آن هم از فیلمسازی چون عیاری که کارنامه فوق الاده با ساخت فیلمهای شبح کژدم، آن سوی آتش، آبادانیها، بودن یا نبودن و…دارد، به معنی سوق دادن او به سمت ساخت فیلمهایی چون ویلای ساحلی نیست؟
حتی توقیف فیلم مذهبی «روز رستاخیز» جز بیانگیزه و منفعل کردن فیلمساز کاربلدی چون درویش که آثار مهمی چون کیمیا، سرزمین خورشید و دوئل را ساخته و اتفاقا مورد پسند تصمیمگیران نیز بوده، چه دستاوردی جز حذف او از بدنه سینما داشته است؟ «نعمتالله» که ساختههای هر چند سال یکبارش همچون بوتیک، آرایش غلیظ و رگ خواب نشان از وسواس او در ساخت فیلمهایی خوب و متفاوت دارد چرا باید «قاتل و وحشی»اش چندین سال پشت دیوار موهومی ممیزی بماند؟ دلنشین آنکه «قاتل و وحشی» و «روز رستاخیز» که دو رویکرد دور از هم (یکی اجتماعی و معاصر و فرد دیگر روایتی تاریخی از صدر اسلام) از دو فیلمساز خوب ولی متفاوت دارند، هردو با ممیزیهای انگار شرعی توقیف می باشند.واقعا در شرایط اجتماعی جاری موهای تراشیده لیلا حاتمی چه مفسدهای میتواند تشکیل کند؟ احتمالا این نوشته در رابطه بازیگری تجاری و در سینمای بدنه پذیرفتنی می بود، اما در رابطه حاتمی آن هم در فیلمی از «نعمتالله» که همه افرادی که فیلم را دیدهاند در کیفیت آن متفقالقولند واقعا نمیتواند موضوعیت داشته باشد.گرچه ممیزیها میتواند فیلمسازان قدیمیتر را به انزوا بکشاند، اما خوشبختانه نعمتالله و فیلمسازان جوانتری چون روستایی، جاویدی، صناعیها و…همچون همان جریان آب با مسدود شدن هر مجرایی راه خود را از مسیری دیگر ادامه خواهند داد.یکی از راههایی که در یک دهه تازه رایج شده روی آوردن فیلمسازان متفاوت به سینمای زیرزمینی و کم هزینه است که با نمایشهای محدود یا جشنوارهای میتوانند هزینههای خود را برگردانند.فیلمهایی چون پیرپسر، زن و بچه، برادران لیلا، قاتل و وحشی، کاناپه، کیک محبوب من احتمالا در جاهایی مقداری از خط قرمزهای عرفی عبور کرده باشند و به تابوهایی نزدیک شده باشند، اما از نظر سخن مهم، ساختار سینمایی و کلیت فیلم، آثاری دغدغهمند، شریف و اثرگذارند.
قطعا از نظر سینمایی به هر یک از این آثار نقدهایی داخل است، اما در کل آثار درست و سالمی می باشند که هم فیلمها و هم سازندگانشان مستحق تشویق و مراقبتند تا تنبیه و توقیف. پیمودن مسیر پر دستانداز و نامعلوم ساخت اینگونه آثار در قیاس با مسیر سهل و کم دغدغه و پولساز فیلمهای کمدی، اراده و انگیزه مضاعفی میطلبد تا فیلمساز در برابر انواع فشارهای دولتی، مافیایی، عرفی، شرعی و… کمر خم نکند و تسلیم جریانهای بیدردسر و سودآور رایج نشود.در فیلمهای کاناپه و کیک محبوب من هر چند انگار نبوده است حجاب زنان در داخل خانه به گفتن عامل مهم توقیف آنها به نظر میرسد، اما در نگاهی واقعبینانه این فیلمها ذرهای به سوی سوءاستفاده از این نوشته نمیروال و بعد از گذشت مدتی از اغاز، این نوشته برای تماشاگر کاملا عادی و باورپذیر شده و سخن و نوشته عمیقتر فیلمها (تاثییر قضاوت آدمها درمورد هم در فیلم اول و تنهایی آدمها در جامعه امروز در فیلم دومی) کم کم رخ مینماید.اینگونه فیلمها عمدتا از جهاتی چون فیلمنامه، کارگردانی، ریتم و فضاسازی، بازیگری و…نسبت به آثار رایج این سالها یک سر و گردن بالاترند.برای مثال در حوزه بازیگری «سعید پورصمیمی» در برادران لیلا، «اسماعیل محرابی» در کیک محبوب من، «فرهاد آییش» در کاناپه و «حسن پورشیرازی» در پیرپسر بعد از چند دهه تلاش و وجود فرهنگی با این آثار کارشان زیاد دیده شده و مورد تحسین عمومی قرار گرفتند که دستاورد مقداری نیست.
در کل به نظر میرسد مدیریت فرهنگی سرزمین باید با نگاهی به دور از تعصب، اگر از فیلمسازان خوشفکرتر حمایتنمیکند حداقل مانع کار کردن عادی آنها نشود، چون نتیجه اینگونه برخوردها چیزی جز فراری دادن برخی به خارج، منزوی و افسرده کردن فیلمسازان میانسال و نیز سوق دادن گروهی جوانتر به سوی سینمای زیرزمینی یا در بهترین حالت سریالسازی در پلتفرمها نیست که هر کدام از این حالتها علاوه بر تهی کردن بدنه رسمی سینما از هنرمندانِ جدی دغدغهمند، تنزل سطح سینمای اکران به تولیدات خنثی، سطح پایین یا سفارشی را در پی دارد.
دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکارها
[ad_2]
منبع





