جای علی دایی در عکس یادگاری نیست_آینده
[ad_1]
به گزارش آینده
علی دایی، اسطوره فوتبال ایران، سالها است از فوتبال در ایران کنارهگیری میکند؛ اگر سالهای نخست این دوری از روی اجبار می بود، در سالهای تازه آگاهانه و از روی میل شده. دایی میگوید بیرون از دنیای فوتبال خوشحال است و از این که میتواند زمان بیشتری به همراه خانواده بگذراند، راضی. با وجود این، حتی اگر دایی، آگاهانه این مسیر را انتخاب کرده باشد، جای خالیاش در فوتبال ایران حس میشود؛ به اختصاصی این که این رشته، قسمت بسیاری از محبوبیتش را از دست داده، با فسادهای ریزودرشت آمیخته و مدیران کموبیش «بله قربانگو» به خود دیده است.
آن اردیبهشت 1398
علی دایی قسمت جداییناپذیر فوتبال ایران است؛ برکسی پوشیده نیست که اگر این فوتبال نحیف و کمجان، تا این مدت هم در مجامع بینالمللی شناخته شده است، به لطف علی دایی و مهارتش در گلزنی است. او تا قبل از آنکه غولهای بزرگ و معاصر فوتبال جهان یعنی رونالدو و مسی، ماشین وحشتناک گلزنیشان را آتش کنند، به تنهایی گفتن آقای گلی دنیا در رده ملی را یدک میکشید. برای فردی قابل فکر نبوده است بازیکنی معمولی بتواند این رکورد دلنشین که دایی در تیم ملی فوتبال ایران، ثبت کرده می بود را بشکند.
دایی به غیر از وجود پررنگ در عرصه بازی، به گفتن سرمربی هم کم خبرساز نشد؛ درست است که افتخاراتش به گفتن مربی هیچ زمان به اندازه افتخاراتش به گفتن بازیکن نشد؛ ولی در همان عصر تقریبا مختصر هم، جنجالهایی رقم خورد که یک پایش شهریار ایستاده می بود؛ از تولد واژه غشکردن داور گرفته تا فساد در صدور کارتهای معافیت جعلی. یقیناً که زبان سرخ، سرانجام عرصه را به او تنگ آورد و در راستای افشاگریهای بیپردهاش از شرایط مدیریت زمان در سایپا، در اردیبهشت 1398 ناچار به قطع همکاری با این باشگاه شد. آن روزها برای فردی باورپذیر نبوده است که دوری دایی از فوتبال بیشتر از 2 هزار روز طول بکشد؛ ولی باوجود شایعه ها زیاد، این چنین شده؛ شهریار سالها از فوتبال ایران فاصله گرفته و این فاصله همان گونه که خودش حرف های «تا وقتی که آقازادهها در راس امور باشند» ادامه خواهد داشت.
منع فعالیت در فوتبال ایران
از همان اردیبهشت 98 تا احتمالا یک سال قبل، شایعه منع فعالیت علی دایی در فوتبال ایران، قویا تکرار میشد. میانها گفتند ماهیت فردی را آشکار کرده که نباید؛ در نتیجه حکمش این است که دیگر در ایران مربیگری نکند. یقیناً که هیچ زمان این چنین موضوعی رسمی گفتن نشد ولی نشانههایی برایش اشکار میشد. برای مثال گزینه مهم هدایت تیم ملی می بود و مذاکرات مثبتی هم با فدراسیون فوتبال ایران انجام داد؛ اما بعد از استعلام اولیه، دیگر خبری از آقای رئیس برای نهایی کردن قرارداد نشده می بود. معنیاش روشن می بود: دایی نباید به تیم ملی بیاید.
بعدها خبر رسید پیشنهادهایی از تیمهای شهرستانی داشته که آنها را بیجواب گذاشته است. روزهای نخست فردی نمیدانست این عدم تمایلها دستوری است یا اختیاری. با این حال، از آنجا که دایی به واسطه بیزینسش علاقهای به خروج از تهران نداشت، مطرح موضوعاتی مبنی بر منع فعالیتش در حد شایعه باقی ماند. هرچند که او بالاخره به این فرضیات آخر داد؛ درست روزی که روبه رو عادل فردوسیپور نشست خبر داد که منعی برای فعالیت در فوتبال ایران ندارد ولی «ممنوعالمعامله» است!
یکی دیگر از محدودیتهایی که در مسیر تحول کاراکتر ورزشی علی دایی حاصل شده می بود. فعالیتهای اینستاگرامی دایی در روزهایی که التهابات جامعه به اوج رسیده می بود، در برههای برایش سختی به بار آورد که همین «ممنوعالمعامله» بودن، یکی از آنها است. دایی در طول این چندسال انزوای خودخواسته، کاراکتری اجتماعی هم اشکار کرد که به راحتی اجازه جواب دادن به پیشنهادات فوتبالیاش را نمیداد؛ به اختصاصی آنکه در 2 برهه به طور رسمی گفتن شد که نظر رضا درویش برای برگشتن به پرسپولیس و هدایت این تیم را رد کرده است.
جای دایی در عکس یادگاری نیست
درست است که در بازهای از زمان، محدودیتهایی برای شهریار فوتبال ایران رقم خورد؛ ولی هیچ زمان از یاد نرفت. برعکس، به مقدار محبوبیت او افزوده شد. کم نیستند چهرههای وزشی، هنری، سیاسی-اجتماعی که در طول این همه سال دوری شهریار از دنیای فوتبال، قرار ملاقاتهایی با دایی ترتیب داده و عکس ملاقات را در صفحات مجازی و حقیقی بازتاب دادهاند. آخرین آنها سردار آزمون است که به تازگی عکسی به یادگار به دایی انداخته و با عبارت «نامبروان» او را مورد خطاب قرار داده است.
هرچقدر هم که این تصاویر قشنگ باشد و به دل بنشیند، آشکار است جای دایی در عکسهای یادگاری نیست. او شناسنامه فوتبال ایران است و اگر مدیری دلسوز در راس امور می بود، از این پتانسیل برای ترقی تعداد بسیاری از امور، به اختصاصی فوتبال، منفعت میبرد. آشکار است با دایی، فوتبال ایران نه درجه 2 و در اغاز تبدیل به درجه 3 شدن می بود، نه فردی به راحتی زمان رشد فساد در لایههای زیرین این ورزشی را به دست میآورد، نه کنفدراسیون فوتبال آسیا به راحتی میزبانی را از ایرانیها سلب میکرد، نه اینهمه فیفا به انزوای این فوتبال میدمید. افسوس که دایی، از سوی همان مدیران در برههای در تنگنا قرار گرفت تا عزلت خودخواسته را به همراهی با آنها ترجیح دهد.
دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکارها
[ad_2]
منبع




