یارانه، بیراههای به سوی فقر است
مرتضی عزتی در گفتگو با خبرفوری بر نکات زیر تأکید کرد:
یارانه مسیرهای صحیح اقتصادی را خراب میکند
یارانه بیراههای است که مسیرهای صحیح اقتصادی را به هم میریزد، بهویژه اگر برای برخی پرداخت نشود یا از گروهی گرفته شده و به افراد دیگر داده شود.
🔗 بیشتر بخوانید: این افراد مواظب باشند؛ مالیات تازه در راه است؟_آینده
الگوی یارانه در کشورهای پیشرفته
قاعده یارانه در کشورهای پیشرفته این است که به همه افراد بهصورت یکسان پرداخت شود. برای مثال همه تا سطح دیپلم از آموزش رایگان بهرهمند میشوند و اگر فردی بخواهد از آموزش اختصاصی استفاده کند، خود باید هزینه آن را بپردازد.
یارانه در نظامهای سوسیاللیبرال و دولت رفاه
در کشورهایی که نظام سوسیاللیبرال یا دولت رفاه دارند، حداقل یارانهای تعیین میشود که قابل قبول باشد و همه بهطور یکسان از آن منفعت میبرند.
🔗 بیشتر بخوانید: برکناری حسین سلاح ورزی ابلاغ شد
پول دادن به نام یارانه، ضد گسترش اقتصادی است
پول دادن به مردم با برچسب یارانه، برخلاف گسترش و انگیزههای اقتصادی عمل میکند و عاملی برای افزایش فقر است. به عنوان مثال، کویت کشوری ثروتمند و نفتی است و به همین دلیل یارانه قابلتوجهی به مردم میدهد تا به قول معروف «بخورند و بخوابند»، اما نتیجه این سیاست این شده که فعالیت اقتصادی در آن کشور متوقف گردیده است.
یارانه باید خدماتی باشد، نه نقدی
یارانه نباید به صورت نقدی پرداخت شود، بلکه باید به شکل خدمات زیربنایی باشد که تمام مردم را در بر بگیرد.
🔗 بیشتر بخوانید: افزایش قیمت نان قطعی شد_آینده
مرتضی عزتی در ادامه سخنان خود با اشاره به پیامدهای یارانههای نقدی بر ساختار اقتصادی کشور، تصریح کرد که این سیاستها نه تنها فقر را ریشهکن نمیکنند، بلکه با ایجاد وابستگی و کاهش انگیزه کار، چرخه فقر را تقویت میکنند. وی با استناد به تجربیات جهانی، تأکید کرد که هرگاه درآمدی بدون درازای تولید به دست مردم برسد، قدرت خرید ظاهری افزایش مییابد اما با توجه به عدم افزایش متناظر در عرضه کالا و خدمات، تورم را دامن میزند و در نهایت قدرت خرید واقعی طبقات ضعیف را فرسایش میدهد.
تفاوت یارانه و سرمایهگذاری بر روی سرمایه انسانی
عزتی با تفکیک مفهوم یارانه از سرمایهگذاری بر روی سرمایه انسانی، بیان داشت: «یارانه نقدی یک انتقال ثروت یکطرفه و موقت است، در حالی که سرمایهگذاری در آموزش، سلامت، مسکن و زیرساختهای حملونقل، ظرفیت تولیدی اقتصاد و توانمندسازی واقعی مردم را بالا میبرد.» او افزود که در مدلهای توسعهی موفق، منابع ملی بهجای توزیع مستقیم نقدی، به تأمین خدمات عمومی باکیفیت و همهپoside اختصاص مییابد تا فرصتهای برابر برای همه فراهم آید، نه نتایج برابر که غیرممکن و غیرمنصفانه است.
خطر اقتصاد ریعمحور و توزیع رانت
اقتصاددان برجسته با هشدار نسبت به تبدیل شدن یارانه به ابزاری برای توزیع رانت نفتی، گفت: «وقتی اقتصاد یک کشور بر پایه درآمدهای ريعی استوار باشد و یارانهها از این منبع تامین گردند، هیچ انگیزهای برای تنوعسازی اقتصاد، افزایش صادرات غیرنفتی و بهبود محیط کسبوکار وجود نخواهد داشت.» او کویت را تنها نمونهای ندانست و به ונزوئلا، ليبی و برخی کشورهای خاورمیانه نیز اشاره کرد که با سیاستهای مشابه، با رکود اقتصادی، فرار مغزها و نوسانات شدید تورمی روبرو شدهاند.
ضرورت اصلاح ساختار مالیاتی و هدفمندسازی واقعی
عزتی بر لزوم اصلاح نظام مالیاتی بهعنوان پیششرط هرگونه سیاست حمایتی تأکید کرد. وی معتقد است که هدفمندسازی واقعی یارانهها تنها از طریق شناسایی دقیق خانوارهای مستحق، حذف معافیتهای نادرست، و ایجاد شفافیت در بودجهگذاری امکانپذیر است. «هدفمندسازی به معنای قطع یارانه دسیلههای بالا و متوسط نیست، بلکه به معنای پرداخت یارانه به دسیلههای پایین و آسیبپذیر در قالب خدمات و تسهیلات تولیدی است»، گفت او.
الگوی پیشنهادی: یارانههای عینی و تسهیلات تولیدی
در پایان، این فعال اقتصادی مدل جایگزین را در سه محور خلاصه کرد:
اول، تبدیل یارانه نقدی به یارانه عینی شامل سبد کالاهای اساسی، بیمه سلامت جامع، و حملونقل عمومی رایگان یا ارزان.
دوم، اعطای تسهیلات کمبهره و بلندمدت به مشاغل کوچک، کارآفرینان جوان و کشاورزان برای تولید و اشتغالسازی.
سوم، سرمایهگذاری کلان در زیرساختهای انرژی، آب، و دیجیتال برای کاهش هزینه تولید و افزایش رقابتپذیری اقتصاد ملی.
او نتیجه گرفت: «تنها با تغییر پارادایم از توزیع رانت به تولید ثروت، میتوان از بیراهه فقر خارج شد و عدالت اجتماعی واقعی را محقق ساخت.»








