چرا و چگونه لحظه های ابدی ِ زندگی مان را دریابیم؟

یافتن لحظات ابدی در زندگی: چرا و چگونه ممکن است؟

بسیاری از ما می‌دانیم که برای همیشه و ابدی در معنای واقعی وجود ندارد. لحظه‌های ابدی در نگاه اول توهمی بیش نیستند، چرا که زمان به سرعت سپری می‌شود و هیچ چیز یا کسی تا ابد باقی نمی‌ماند. ما نیز در طول عمر دگرگون می‌شویم و فرد امروز ما با فرد ده‌سال پیش متفاوت است.

هراکلیتوس می‌گوید همه چیز در جهان در سیلان است؛ هیچ کس نمی‌تواند در یک رودخانه دو بار قدم بگذارد. در این فلسفه، ما و تمام‌های اطراف‌مان زودگذرند. عزیزانی که داریم برای همیشه نمی‌مانند، خصومت‌ها نیز ابدی نیستند، و شرایط به تدریج تغییر می‌کنند. زیبایی همواره با کوتاه‌ی همراه است؛ همانند غروبی که لذت‌بخش است اما دیر نمی‌پاید و جای خود را به تاریکی می‌دهد، و تاریکی نیز میهمان چندان طولانی نیست و پس از آن سپیده و روشنایی آفتاب می‌آید.

اما گاهی برخی لحظه‌ها ابدی می‌شوند. این در نگاه اول متناقض به نظر می‌رسد؛ در گستره‌ی صیرورت و شدن، چگونه ممکن است یک دمه، یک لحظه، رنگ ابدی به خود بگیرد؟ این پدیده فرا‌تر از قوانین فیزیکی جهان قرار دارد. لحظات ماورایی و متافیزیکی در قالب علم فیزیک نمی‌گنجند.

حتی فردی شکاک و بدبین نیز می‌تواند این لحظات غیر‌قابل‌توضیح را تجربه کند. یکی از نمونه‌های بارز، لحظاتی است که عاشقان تجربه می‌کنند. عشق الهام‌بخش، اشتیاق‌انگیز و امیدبخش است. هر عاشقی، مهم نیست چند سال از آن لحظه گذشته باشد، لحظه‌ی خاص آشنایی را با وضوح روز و در لحظه‌ی اول به یاد می‌آورد.

چرا و چگونه لحظه های ابدی ِ زندگی مان را دریابیم؟

لحظه‌های ابدی

این لحظاتی که تا ابدیت در حافظه‌ی ذهنی و عاطفی ما باقی می‌مانند، همان لحظاتی‌اند که بیش‌ترین معنا را به زندگی ما می‌بخشند. آیا شما نیز چنین لحظاتی دارید؟ لحظاتی که می‌توانید با جزئیات کامل به یاد بیاورید و صحنه‌ی آن را بار‌ها مجسم کنید آنچه حس کردید، ضربان قلبی که بالا رفت، نفس تنگ، نگاهی تب‌دار، تماسی عاطفی، صدایی و تصویری! آری، همان لحظه‌ی جادویی که همه حواس شما را تسخیر کرد.

پس از این لحظه‌ی جادویی به کار‌های روزمره برمی‌گردیم، زندگی با تمام پستی و بلندی‌ها، مسئولیت‌ها، عادت‌ها، شتاب‌ها و تصمیم‌گیری‌ها ادامه دارد، اما هیچ‌کدام نمی‌توانند آن لحظات خاص را که در زندگی ما نقطه‌ی عطف شده‌اند محو کنند یا از یاد ما ببرند. آن لحظاتی که در شبکیه چشممان حک شده‌اند، پاک‌شدنی نیستند. آن‌ها دست‌نخورده باقی می‌مانند و در برابر هر موقعیت جدیدی بار‌ها تجلی می‌یابند.

و این چیزی است که موهبتی است که زندگی از آن ساخته شده است — لحظه‌ها — و به همین دلیل زندگی در اینجا و اکنون، زندگی در لحظه‌ها، بدون گم شدن در نگرانی‌ها و دلواپسی‌هایی که بیش‌تر ذهن ما را اشغال می‌کنند، اهمیت اساسی دارد.

اگر ابدیت را بی‌وقتی بدانیم نه زمان نامحدود، آنگاه زندگی ابدی متعلق به افرادی است که در حال زندگی کردن هستند. این دیدگاه را لودویگ ویتگنشتاین در رساله‌ی تراکتاتوس بیان کرده است.

چرا و چگونه لحظه های ابدی ِ زندگی مان را دریابیم؟

چرا لحظات ابدی مهم‌اند؟

لطفا هوشیار باشید! آگاه‌ی از این مطلب می‌تواند ما را یاری کند تا به موضوعات پیش‌پاافتاده‌ای که تنها جهت رنجش ما هستند و ثمری جز غم و افسردگی ندارند، کمتر بها دهیم؛ چرا که دیر نمی‌پایند و محو می‌شوند. در عوض به برخی لحظات جادویی که نشاط‌آفرینند، و به جزئیات کوچکی که توانایی ما از معناده‌ی به زندگی و هستی مان را صدچندان می‌کنند، قیمت بیش‌تری بپردازیم.

روزت را بدریاب، با آن مدارا کن، این روز از آن توست. بیست و چهار ساعت کامل، به قدر کفایت زمان است تا روزی بزرگ شود. نگذار هم در پگاه فرو پژمرد… — مارگوت بیکل.

چرا و چگونه لحظه های ابدی ِ زندگی مان را دریابیم؟

من به یک زندگی ابدی در اینجا باور دارم. لحظه‌هایی که ابدیت می‌سازند؛ گاه اینجا به لحظه‌هایی می‌رسیم که زمان به ناگ‌هان متوقف می‌شود و درست همین‌جا، ابدیت فرا می‌رسد. — فئودور داستایفسکی.

گم شدن در وعده و وعید‌های ابدی

کیست در میان ما که تاکنون هیچ تعهدی نداده باشد؟ چه فردی می‌تواند ادعا کند که تا به امروز هیچ‌گاه از کلمات تا همیشه و تا ابد منفعت نگرفته است؟ ما به هم قول می‌دهیم تا ابد عاشقت می‌مانم، تا همیشه مراقبت خواهم کرد، تا ابد وفادار خواهم ماند، تا ابد خوشحال خواهیم ماند و… ما در کلمات گم می‌شویم، بدون آنکه به قدرتی که دارند و امید‌هایی که تغذیه می‌کنند، بی‌اندیشیم.

دیر نمی‌پاید که همه این کلمات و عبارات فریبنده و دلخوش‌کننده، در نهایت قیمت و معنا‌ی خود را از دست می‌دهند، چون در نهایت واقعیت است که خود را تحمیل می‌کند و ناامیدی‌ها یکی‌یکی در عمیق‌ترین قسمت وجود ما بر هم می‌تابند.

گاهی تحت سختی شرایط می‌فهمیم که آنچه وعده داده‌ایم یا در مقطعی به ما وعده داده شده، دیگر در این لحظه از زمان معنایی ندارد.

چرا و چگونه لحظه های ابدی ِ زندگی مان را دریابیم؟

اگر در وعده‌ها به جستجوی امنیت باشیم، در نهایت با حقیقت ناامیدی روبرو خواهیم شد. متکی بودن بر تا ابد بودن، همچون بستن چشم‌بند بر روی چشمان خود است تا ناچار نباشیم حقیقت را ببینیم، که نتیجه‌ای جز تکذیب و طرد ماهیت خود ندارد. چه زیاد که این قول‌ها و وعده‌ها در لحظه‌ی ادا شدن، با اخلاص و راستی بر زبان می‌آیند، اما فهمیدن این مهم است که ما موجوداتی زودگذر هستیم، درست همانند رفتارمان و هر آنچه فکر می‌کنیم و هر آنچه در اطرافمان اتفاق می‌افتد. شرایط بر ما تأثیر می‌گذارند و ما دگرگون می‌شویم.

بیایید به ساختن لحظات جادویی ادامه دهیم

ما مسئول، قهرمان و خالق هر یک از شاد‌ترین لحظات خودمان هستیم. هر آنچه در خاطرات ما به طور لحظاتی بی‌نظیر و بی‌بدیل باقی می‌ماند، مقدس می‌شود. مکان‌هایی که از آن‌ها عبور می‌کنیم، احساساتی که تجربه می‌کنیم، تصاویری که می‌بینیم، احساسات واقعی که برای همیشه باقی خواهند ماند.

هنگامی که تمام لحظه‌های ابدی و عاشقانه خود را در خلوت به یاد می‌آوریم، رضایتی کامل حاصل می‌شود که این باور را تقویت می‌کند که حقیقتا ارزشش را داشت. خیانت‌ها، ناامیدی‌ها، احساسات سخت، چیز‌هایی‌اند که می‌گذرند، فرا‌موش می‌شوند، و کم‌کم با وجود جرقه‌ای از امید رنگ می‌بازند.

چرا و چگونه لحظه های ابدی ِ زندگی مان را دریابیم؟

هنگامی که انرژی ما در زمان حال، در لحظه‌ی جاری متمرکز می‌شود، با آگاه‌ی کامل از آن لحظه، دیگر در گذشته غرق نمی‌شویم، و آماده‌یم تا آزمایش‌های تازه‌ی پر از لحظات جادویی را مجدد زنده کنیم. آماده‌یم تا در کارنامه‌ی زندگی مان آن لحظاتی را بگنجانیم که واقعا معنادارند.

لحظه‌ها، آدم‌ها، موقعیت‌ها، مکان‌ها. لحظات جادویی در توانایی ما، در تصمیمات و نگرش ما زندگی می‌کنند. هر آنچه پتانسیل تحول دنیای درونی ما را دارد، معنای خاص و منحصر به فردی آشکار می‌کند. برای این کار الزامی است که ما نسبت به تغییرات پذیرا باشیم. به این دلیل، آیا شما آماده‌ید که لحظات جادویی را در زندگی خود بگنجانید؟