حامد لولایی روایت می‌کند خانواده ۱۳ نفره و زایمان سالانه مادر

حامد لولایی: مادرم هر سال بچه می‌آورد و ما ۱۳ برادر و خواهر بودیم

بازیگر سینما و تلویزیون حامد لولایی در برنامه «هزارویک» تلویزیون آینده خاطرات کودکی خود را بازگو کرد. او گفت: «ما ۱۳ بچه بودیم؛ مادرم تقریباً هر سال یک فرزند به دنیا می‌آورد.» این اظهارات در فضای مجازی نیز توجه زیادی را به خود جلب کرد.

لولایی با لحنی صمیمی از خانواده‌ی پرجمعیت خود سخن گفت و تأکید کرد که این شرایط برای مادرش چالش‌برانگیز بوده، اما همواره با محبت و تلاش او مدیریت می‌شده است. ویدئوی این بخش از برنامه در شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه در کانال آینده منتشر شده و بازدیدهای بالایی را ثبت کرده است.

خاطرات کودکی در خانواده‌ی پرجمعیت

حامد لولایی در ادامه‌ی گفت‌وگوی خود در برنامه «هزارویک» با جزئیات بیشتری از زندگی در خانواده‌ی ۱۵ نفره سخن گفت. او توضیح داد: «خانه‌ی ما همیشه شلوغ و پر از حیات بود. مادربزرگم هم با ما زندگی می‌کرد و در واقع ما ۱۴ نفر بچه بودیم که با والدین ۱۶ نفر می‌شدیم. هر صبحانه‌ و شام‌گاهه یک جشنواره بود.»

بازیگر محبوب سینما و تلویزیون افزود: «پدرم کارمند بود و مادرم خانه‌دار، اما هیچ‌وقت از ما کم نیاوردند. مادرم یک مدیر عالی بود؛ با حقوق محدود پدرم، خانه را به بهترین شکل مدیریت می‌کرد. من همیشه می‌گویم مادرم یکوزیر اقتصاد कुशل بود.»

نظم و انضباط در خانه‌ی لولایی‌ها

در پاسخ به پرسش مجری برنامه درباره‌ی نحوه‌ی کنترل این تعداد زیاد فرزند، لولایی گفت: «مادرم سیستم‌های عجیبی داشت. برای مثال هر کدام از ما یک وظیفه‌ی ثابت داشتیم: یکی ظرف‌ها را می‌شست، یکی اتاق‌ها را جارو می‌کرد، یکی بچه‌های کوچکتر را مراقبت می‌کرد. ما از کودکی یاد گرفتیم که مسئولیت چیست.»

او با خندیدن ادامه داد: «البته دعواها هم کم نبودند! با ۱۳ بچه، هر روز حداقل چند دردسر پیش می‌آمد. اما مادرم قضاوت می‌کرد و داد می‌گرفت. قاعده‌ی مادرم این بود: «خارج از خانه با هم دعوا نکنید، داخل خانه هر چی می‌خواهید بکنید.» این باعث شد ما بیرون از خانه بسیار متحد باشیم.»

آغاز مسیر هنری در میان باران و برف

لولایی درباره‌ی علاقه‌ی خود به بازیگری از کودکی گفت: «من در محله‌ی ن’armک تهران بزرگ شدم. آنجا سینماهای زیادی بود و من عاشق سینما بودم. با پول‌های جیبیه‌ام می‌رفتم سینما و فیلم‌های هندی، ایرانی و آمریکایی می‌دیدم. خواهر و برادران بزرگترم می‌گفتند: «تو دیوانه‌ی سینمایی»، اما من می‌دانستم مسیرم کجاست.»

او خاطره‌ی اولین تجربه‌ی بازیگری را بازگو کرد: «در دبیرستان، استاد ادبیات ما تمرینی داد که باید شعر می‌خواندیم. من вместо شعر، یک مونولوگ از نمایش «مردی برای همه‌ی فصول» را اجرا کردم. کل کلاس حیران ماندند. آن روز فهمیدم که می‌توانم بازیگر شوم.»

ورود به تلویزیون و سینما

بازیگر نقش «شاپور» در سریال معروف «پارکینگ» درباره‌ی ورودش به تلویزیون گفت: «اولین نقشم در شبکه‌ی دو در سریال «خاطرات یک بوی فرنگی» بود. نقش کوچکی داشتم اما خیلی خوشحالم. بعد از آن در «پارکینگ» نقش شاپور را ایفا کردم که زندگی‌ام را تغییر داد. مردم مرا با آن شناختند و محبتشان را یافتم.»

او افزود: «سینما هم برای من عشق اول است. در فیلم‌هایی مثل «مردانه»، «شیرین»، «دختران خورشید» و «چ» بازی کرده‌ام. هر کدام تجربه‌ی متفاوتی بودند. کار با اساتید بزرگی مثل آقای حاتمی‌کیا، آقای ماجراهی و خانم رهنوردی برای من درس‌های بزرگ بود.»

دیدگاه درباره‌ی سینمای امروز

در بخش دیگری از برنامه، لولایی نظر خود را درباره‌ی وضعیت فعلی سینما و تلویزیون ایران بیان کرد: «ما سینمای بسیار خوبی داریم، اما باید بیشتر از استعدادهای جوان استفاده کنیم. تلویزیون هم باید جرئت بیشتری داشته باشد و سریال‌های باکیفیت‌تر تولید کند. مخاطب امروز هوشمند شده و محتوای ضعیف را نمی‌پذیرد.»

او تأکید کرد: «بازیگری فقط حفظ دیالوگ نیست. بازیگری درک انسان است. یک بازیگر خوب باید درد، شادی، امید و ناامیدی را درک کند و منتقل کند. این با تجربه زندگی می‌آید، نه فقط با تکنیک.»

زندگی شخصی و خانواده‌ی خود

لولایی که خود هم پدر است، درباره‌ی سبک والدینی خود گفت: «من فقط دو فرزند دارم، یک پسر و یک دختر. تجربه‌ی کودکی‌ام به من یاد داد که کیفیت مهم‌تر از کمیت است. سعی می‌کنم برای بچه‌هایم وقت بگذارم، با آن‌ها حرف بزنم، دوستانشان باشم. پدرم خیلی سخت‌کوش بود و وقت کمتری داشت، اما وقتی با ما بود، کاملاً با ما بود. من هم همین را سعی می‌کنم تکرار کنم.»

او با احساساتی از مادرش یاد کرد: «مادرم الان ۸۵ سال دارد و همچنان ستون فقرات خانواده است. همه‌ی ما ۱۳ بچه، با همسر و بچه‌هایمان هر جمعه نزد او می‌رویم. آن روزها بهترین روزهای هفته است. مادرم به ما یاد داد که خانواده چیست و چگونه باید با هم بمانیم.»

پاسخ مخاطبان و بازخوردها

پس از پخش این قسمت از برنامه «هزارویک»، شبکه‌های اجتماعی پر از نظرات مخاطبان شد. بسیاری از کاربران تحسین‌کنندۀ صمیمیت و صداقت لولایی بودند. یکی از کاربران نوشت: «حامد لولایی همان آدم ساده و صمیمیِ سال‌هاست. خوشحالم که ریشه‌هایش را شناختیم.» دیگری نوشت: «خانواده‌ی ۱۳ نفره در این روزها معجزه است. احترام به مادرش.»

برخی از همکاران لولایی در سینما و تلویزیون نیز نظرات خود را به اشتراک گذاشتند. بازیگر معروفی در اینستاگرام خود نوشت: «حامد جان، تو افتخاری برای ما هستی. قصه‌ی زندگی‌ت درس بزرگی برای همه ماست.»

پروژه‌های آینده

در پایان برنامه، لولایی از پروژه‌های جدیدش خبر داد: «در حال حاضر در حال تمرین یک نمایش تئاتر هستم که بعد از سال‌ها مجدداً به صحنه تئاتر برمی‌گردم. همچنین یک سریال جدید برای شبکه‌ی نمایش خانوادگی در پیش‌تولید است که نقش متفاوتی دارم. امیدوارم مخاطبانمان راضی باشند.»

او در پایان گفت: «من مدیون محبت مردم هستم. هر چی هستم، بابت محبتِ شماها هستم. سعی می‌کنم همیشه شایسته‌ی این محبت باشم.»


این گفت‌وگو در برنامه «هزارویک» تلویزیون آینده پخش شده و می‌توانید آن را در کانال رسمی یوتیوب و آپارات شبکه تماشا کنید.

مکتب بازیگری و تأثیر اساتید

حامد لولایی در بخش دیگری از گفت‌وگو، به تشریح روش بازیگری خود پرداخت و از تأثیر اساتید بزرگ بر مسیر هنری‌اش سخن گفت: «من خوش‌شانس بودم که در ابتدای راه، در کناری اساتیدی مثل آقای حاتمی‌کیا، آقای ماجراهی، آقای سواری و خانم رهنوردی قرار گرفتم. هر کدام یک مکتب بودند. از آقای حاتمی‌کیا یاد گرفتم که چگونه در بستر واقع‌گرایانه، احساسات عمیق را با کمترین حرکات منتقل کنم. از آقای ماجراهی فهمیدم که کمدی تنها خنداندن نیست؛ کمدیِ واقعی، تراژدیِ پنهان در زندگی روزمره است.»

او ادامه داد: «خانم رهنوردی به من یاد دادند که «صبر» در بازیگری چقدر حیاتی است. در صحنه‌ها، گاهی سکوت پرمعناتر از دیالوگ است. من سعی می‌کنم در هر نقش، لحظه‌های سکوت را با پرکردنِ درونیِ شخصیت، پر کنم. این چیزی است که از آن‌ها به ارث برده‌ام.»

چالش‌های نقش «شاپور» و فرار از تکرار

اشاره به نقش محبوب «شاپور» در سریال «پارکینگ»، لولایی گفت: «شاپور یک پدیده شد. مردم به قدری با آن گره خوردند که سال‌ها بعد از پایان سریال، همچنان مرا با همان نام می‌خواندند. این برای یک بازیگر هم افتخار است و هم دام. دام این است که مخاطب انتظار دارد همیشه همان شاپور را ببیند. من وظیفه داشتم که از این قفس فرار کنم.»

او توضیح داد: «به همین دلیل نقش‌های بسیار متفاوتی را بعد از پارکینگ پذیرفتم. در فیلم «مردانه» یک مرد سخت و سنتی بازی کردم، در «شیرین» یک پدر دلسوز اما ناتوان، و در «چ» یک شخصیت لایه‌لایه و پیچیده. هر کدام نیاز به التحاق کامل داشتند. من برای «مردانه» هفته‌ها با رانندگان کامیون صحبت کردم، راه‌های‌شان را دیدم، زبان‌شان را یاد گرفتم. بازیگری یعنی شدن، نه نشان دادن.»

نقد بر ساختار تولید در ایران

لولایی با صراحت از چالش‌های ساختاری در سینما و تلویزیون ایران انتقاد کرد: «متاسفانه گاهی تولیدات عجله‌محورند. سناریو در حین تدوین تغییر می‌کند، بازیگر فرصت التحاق کامل ندارد، و نتیجه کار اثری ناقص تحویل می‌شود. ما بازیگرهاSoldierهای جبهه‌ی فرهنگ هستیم، اما سلاح ما (سناریو، زمان تمرین، بادیگ مناسب) گاهی کم است.»

او پیشنهاد داد: «باید سیستم تولید تغییر کند. پیش‌تولید باید جدی گرفته شود. کارگاه‌های بازیگری قبل از تدارکات، باید الزامی باشد. در سینماهای جهانی، بازیگران ماه‌ها قبل از کلید زدن، با هم تمرین می‌کنند. ما این فرهنگ را نداریم و ضرر می‌کنیم.»

تئاتر: عشق اول و دغدغه همیشگی

بازگشت به تئاتر پس از سال‌ها، برای لولایی یک ضرورت است: «تئاتر لابه‌لای بازیگری من است. در تئاتر هیچ پنهانکاری نیست. تو زنده‌زنده در مقابل مخاطب هستی، یک فرصت، یک نوبت. این ریسک، من را زنده نگه می‌دارد. نمایشی که در حال تمرین آن هستم، متنِ سنگینی است از نویسنده‌ی جوانی که به چالش‌های اخلاقی انسان مدرن می‌پردازد. نقش من مردی است که در آستانه‌ی بازنشستگی، با گذشته‌ی تاریک خود روبرو می‌شود. این نقش، مرا می‌ترساند و همین ترس، انگیزه‌ی من است.»

او افزود: «امیدوارم این نمایش در فجر امسال یا سال بعد روی صحنه برود. تئاتر نیاز به مخاطب دارد، و مخاطب ایرانی هوشمند و حساس است. اگر کار خوب باشد، می‌پذیرد.»

نصيحت به نسل جدید بازیگران

در پاسخ به سوالی درباره‌ی نصیحت به جوانان، لولایی با جدیت گفت: «اول: صبر کنید. بازیگری شتاب ندارد. دوم: زندگی کنید. بازیگری در اتاق تمرین شکل نمی‌گیرد؛ در کوچه، در اتوبوس، در درد و رنج مردم شکل می‌گیرد. سوم: خواندنه‌تان را زیاد کنید. نه فقط سناریو، رمان، شعر، فلسفه، تاریخ بخوانید. یک بازیگر باید دانشمندِ انسان باشد. چهارم: تواضع داشته باشید. غرور، دشمنِ پیشرفت است. من بعد از ۳۰ سال بازیگری، همچنان در هر پروژه، شاگردِ تازه‌کاری هستم.»

او تأکید کرد: «و مهم‌تر از همه: بازیگری برای «شو» نیست. بازیگری برای «حقیقت» است. اگر دنبال شهرت هستید، راه‌های کوتاه‌تری وجود دارد. اما اگر می‌خواهید در دل مخاطب بمانید، باید صادق باشید.»

دیدگاه درباره‌ی پلتفرم‌ها و سریال‌های شبکه‌ای

در مورد ورود پلتفرم‌های استریمینگ و تغییرات در تماشاچی، لولایی نظر مثبتی داشت: «پلتفرم‌ها مرزها را شکستند. حالا یک سریال ایرانی می‌تواند در اروپا، آمریکا، آسیا دیده شود. این فرصت بزرگی است. اما باید محتوایی بسازیم که جهانی باشد، ریشه در بوم داشته باشد اما شاخ در آسمان. سریال‌هایی مثل «خاکسپید» یا «مخمل» نشان دادند که می‌توانیم با کیفیت جهانی تولید کنیم.»

او هشدار داد: «اما نباید فریب تعداد مخاطب و آمار بازدید را خورد. کیفیت نباید فدای کمیت شود. شبکه‌های تلویزیونی هم باید از حالت سنتی خارج شوند و جرئت تولیدات پرریسک‌تر را داشته باشند. مخاطب امروز، مخاطب دیروز نیست.»

حریم خصوصی و مدیریت شهرت

لولایی درباره‌ی تعادل بین زندگی عمومی و خصوصی گفت: «من سعی می‌کنم حریم خانواده‌ام را حفظ کنم. همسرم و بچه‌هایم در رسانه‌ها حضور ندارند، اگر آن‌ها نخواند. این انتخابِ آن‌هاست. من در خانه، فقط بابا و شوهرم. شهرت در خانه معنا ندارد. مادرم همیشه می‌گفت: «تو بیرون ستاره‌ای، اینجا فقط بچه‌ی منی.» این جمله، پام مرا روی زمین نگه داشته است.»

او با خندیدن افزود: «البته بچه‌هایم گاهی می‌گویند: «بابا تو در اینستاگرام چرا استوری نمیذاری؟» من می‌گویم: «زندگی من استوری نیست، زندگی من اینجاست، با شما.»

پروژه‌های در حال اجرا و آینده

در مورد پروژه‌های آتی، لولایی جزئیات بیشتری داد: «علاوه بر نمایش تئاتر و سریال شبکه نمایش خانوادگی، در حال مذاکره برای یک فیلم سینمایی با کارگردان جوان و پرانرژی هستم. نقش کاملاً متفاوتی از آن چیزی است که تا الان بازی کرده‌ام. یک شخصیت تاریخی-اجتماعی در دهه ۵۰. اگر توافق نهایی شود، ماه‌ها تمرین و تحقیق تاریخی پیش رو دارم.»

او همچنین از تدوین یک کتاب خاطرات هنری خبر داد: «سال‌هاست فکر می‌کنم خاطراتم را بنویسم. نه به عنوان یک زندگی‌نامه رسمی، بلکه به عنوان مجموعه‌ی خاطرات پراکنده: خاطرات کودکی در ن’armک، روزهای اول ورود به تلویزیون، شکست‌ها، موفقیت‌ها، و درس‌هایی که از اساتید یاد گرفتم. شاید برای جوان‌ها مفید باشد.»

پیام نهایی به مخاطبان

در لحظه‌های پایانی برنامه، لولایی با نگاهی عمیق به دوربین، پیام خود را به مخاطبان رساند: «شما مخاطبان، سرمایه‌ی ما هستید. محبت شما، سوختِ ادامه‌ی راه ماست. من قول می‌دهم که تا آنجا که توانم، با صداقت، با تلاش، و با احترام به هنر، در خدمت شما باشم. خطاهای من را ببخشید، و حسن‌های من را به یادتان بسپارید.»

او در پایان، اشعار چند بیت از شعر حافظ را خواند که به واسطه‌ی مادرش از کودکی حفظ کرده بود: «هر که زauction عشق بوی خوش برد / ما را یار باش که ما یار داریم» و با لبخندی آرام، برنامه به پایان رسید.


اطلاعات تکمیلی:

  • برنامه: هزارویک
  • شبکه: تلویزیون آینده
  • میزبان: مهسا خیراندیش
  • تاریخ پخش: ۱۲ فروردین ۱۴۰۴
  • مهمان: حامد لولایی (بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر)

برای تماشای کامل این مصاحبه، به کانال رسمی یوتیوب و آپارات «تلویزیون آینده» مراجعه کنید.