رازهای بازیابی خاطرات با پشتیبانی دختری ۱۷ ساله آشکار شد_آینده
[ad_1]
به گزارش آینده
پژوهشگران فرانسوی دختری را با توانایی شگفت انگیز در برای آوردن خاطرات مطالعه کردند و به نتایج حیرتانگیزی دست یافتند. این مطالعه میتواند فهمیدن ما را از چگونگی باززیستن قبل و فکر آینده منقلب کند.
«حافظه خودزندگینامهای» (Autobiographical memory) توانایی به یاد آوردن ازمایش ها شخصی است که دوران کودکی ما را شکل دادهاند. این حافظه شامل بازگوییهای عاطفی و حسی از افراد، مکانها و رویدادها، همراه با جزئیات واقعی همانند نامها و تاریخها است که به ما پشتیبانی میکنند زمان تلاش برای بازیابی لحظهای از قبل، خود را در آن موقعیت قرار دهیم.
به نقل از استیدی، وضوح این خاطرات برای زیاد تر افراد، با گذشت زمان یا اهمیت شخصی متفاوت است. بازگوییها به علت پویایی حافظه، زیاد تر جزئیات خود را از دست خواهند داد، به طور کلی ناپدید خواهد شد یا تا حدی بازسازی میگردند. با این حال، در موارد زیاد نادر، برخی افراد میتوانند به چنان بسیاری از جزئیات خودزندگینامهای دسترسی اشکار کنند که میتوانند رویدادهای خاص را در تاریخهای دقیق به یاد بیاورند.
«ولنتینا لا کورت» (Valentina La Corte)، استاد پژوهش در آزمایشگاه حافظه، مغز و شناخت در «دانشگاه پاریس سیته» (Paris Cité University) توضیح میدهد: این افراد با وضعیتی موسوم به «بیشیادآوری» یا «هایپرتایمزیا» (hyperthymesics)، خاطرات خودشان را با دقت بر پایه تاریخ فهرستبندی میکنند. به گفتن مثال، برخی قادر خواهند می بود با جزئیات، آنچه را که در روز ۶ ژوئیه ۲۰۰۲ (۱۵ تیر ۱۳۸۱) انجام دادهاند را توصیف و احساسات آن روز را مجدد توانایی کنند.
«بیشیادآوری» که این چنین به گفتن سندرم «هایپرتایمستیک» شناخته میشود، وضعیتی غیرطبیعی است که افراد میتوانند تعداد بسیاری از ازمایش ها زندگی خود را با جزئیات آشکار برای بسپارند. این بیماری بسیار نادر است و تا سال ۲۰۲۱ تنها ۶۲ نفر در جهان به این عارضه مبتلا شده بودند. فرد مبتلا، «هایپرتایمزیاک» نامیده میشود.
توانایی به یاد آوردن ازمایش ها شخصی به ساختار روایت زندگی ما پشتیبانی میکند و حس هویت ما را تحکیم میکند. «حافظه خودزندگینامهای» ربط نزدیکی با نوعی آگاهی با نام «خودآگاهنما» (autonoetic) دارد که ما را قادر میسازد به طور ذهنی قبل را بازبینی کنیم، آینده را فکر کنیم یا سناریوهای فرضی را در ذهن ترسیم کنیم. افراد مبتلا به «بیشیادآوری» میتوانند این سفر ذهنی در زمان را با وضوح و سهولت قابل توجهی انجام بدهند.
«لورن کوهن» (Laurent Cohen)، متخصص مغز و اعصاب در «مؤسسه مغز پاریس» میگوید: مطالعه این کارکرد شناختی غیرمعمول میتواند به ما در فهمیدن بهتر چگونگی کارکرد «حافظه خودزندگینامهای» و این چنین اختلالات عصبی که آن را تحت تاثییر قرار خواهند داد، پشتیبانی کند.
کاخ سازماندهی خاطرات
زیاد تر گزارشها در ادبیات علمی و روایتهای رسانهای، «بیشیادآوری» را به گفتن یک ویژگی آزاردهنده به عکس میکشند، جایی که خاطرات پریشانکننده یا حتی صدمهزا به طور غیرقابل کنترل انباشته خواهد شد. برخی از افراد با این توانایی نیز توصیف میکنند که توسط جزئیات بیاهمیت یا غیرضروری غرق خواهد شد.
این تیم مورد «TL» را مطالعه کردند. مورد «TL»، شامل دختری ۱۷ ساله است که به نظر میرسد دسترسی به حافظهاش را با درجه قابل توجهی از کنترل، مدیریت میکند. این دختر بین دو دسته از حافظه، اختلاف راحتی قائل است. حافظه وی شامل اطلاعات دایرةالمعارفی است که عمدتاً در مدرسه آموخته شده و اهمیت عاطفی مقداری دارد. این چنین خاطرات شخصی وی در یک چارچوب ذهنی پیچیده همانند نوعی کاخ حافظه تنظیم شدهاند که وی میتواند هر زمان که بخواهد آنها را فراخوانی کند.
فضای ذهنی «TL» که خاطرات خود را در آن سازماندهی میکند.
«بیشیادآوری» نیز ربط نزدیکی با «حسآمیزی»(synesthesia) دارد. «حسآمیزی» یک حالت عصبی است که در آن پردازش یک حس حداقل دو حس را دچار میکند
این خاطرات بر پایه نوشته و ترتیب وقتی در پوشههایی بایگانی شدهاند که در اتاقی با سقف زیاد مختصر نگهداری خواهد شد و وی آن را اتاق سفید مینامد. این دختر به طور ذهنی آنها را مرور میکند تا رویدادهای مرتبط با زندگی خانوادگی، تعطیلات، دوستان یا اشیاء دوران کودکی خود را بازیابی کند. برخی خاطرات حتی به شکل پیامک یا عکس ذخیره شدهاند. وی از ابزارهای بازنمایی ذهنی برای جداسازی خاطرات مرتبط با احساسات منفی همانند غم، اندوه یا پریشانی منفعت گیری میکند. به گفتن مثال، مرگ پدربزرگش در یک صندوقچه داخل اتاق سفید نگهداری میشود. وی این چنین از دو اتاق مجاور برای دستهبندی مسائل منفعت گیری میکند. یک اتاق یخی که برای آرام کردن خشمش به کار میبرد و یک اتاق مشکلات برای تفکر درمورد سختیها است. این چنین یک اتاق نظامی پر از سرباز، وقتی که پدرش برای پیوستن به ارتش خانه را ترک کرد، در ذهنش ظاهر شد.
برسی حافظه خودزندگینامهای
پژوهشگران ابزارهای قوی برای قبول اعتبار خاطرات افراد «هیپرتایمزیاک»، به اختصاصی وقتی که مربوط به دورههای دور می باشند، ندارند. این افراد همانند بقیه جامعه، مستعد خاطرات کاذب و تحریفات حافظه می باشند. با این حال، این تیم از آزمونهای مخصوص حافظه منفعت گیری کردند که مقدار سهولت سفر ذهنی در زمان، غنای خاطراتی که افراد گزارش خواهند داد و نحوه ربط آنها با روایت شخصیشان را برسی میکند.
یافتههای محققان مشخص می کند که این دختر لحظات زندگی خود را با شدت و وضوح استثنایی باززیستی میکند.

تصویرسازی برای «کتابخانه بابل»(The Library of Babel) نام داستان کوتاهی تاثییر «خورخه لوئیس بورخس»(Jorge Luis Borges)
وی بعضی اوقات اوقات به گفتن یک ناظر بیرونی و بعضی اوقات اوقات به گفتن یک شخصیت مهم میتواند جزئیات را از زوایای گوناگون بازبینی کند. هنگامی پژوهشگران از وی خواستند رویدادهای آینده را فکر کند، وی مقدار بسیارای از اطلاعات وقتی، مکانی و ادراکی را زیاد فراتر از آنچه یک فرد عادی میتواند تشکیل کند، اراعه داد.
این مشاهدات این ایده را تحکیم میکند که سفر ذهنی به آینده بر مکانیسمهایی شبیه با آنچه در کاوش آگاهانه قبل منفعت گیری میشود، تکیه دارد. در هر دو مورد، به نظر میرسد اطلاعات حسی نقش حیاتی ایفا میکنند.
راههای تازه پژوهش
«لورن» میگوید: «بیشیادآوری» نیز ربط نزدیکی با «حسآمیزی» (synesthesia) دارد. «حسآمیزی» یک حالت عصبی است که در آن پردازش یک حس حداقل دو حس را دچار میکند. به گفتن مثال، افراد «حسآمیز» امکان پذیر رنگها را بشنوند، صداها را ببینند یا طعم موسیقی را بچشند.
اگرچه «TL» خود یک «حسآمیز» نیست، اما چندین عضو خانواده وی «حسآمیز» می باشند. بازدید این ربط میتواند دلنشین باشد. برخی مطالعات نشان خواهند داد که «بیشیادآوری» با فعالسازی بیشتر از حد شبکههای مغزی دچار در «حافظه خودزندگینامهای» و برخی نواحی بینایی مرتبط است.
«حسآمیزی» یا «همحسی» فرایندی عصبشناختی است که در آن، تحریک یک مسیر حسی یا شناختی به تواناییای خودبهخود و بیاختیار در یک مسیر حسی یا شناختیِ دیگر میانجامد. این فرایند درواقع به نوعی ترکیب حواس است. به گفتن مثال فرد با شنیدن یک کلمه، مزهای در دهان خود حس میکند.
با این حال، تا این مدت هیچ تفاوتی در ساختار عصبی بین افراد «هایپرتایمزیاک» و افراد با حافظه معمولی یافت نشده است. «ولنتینا» در آخر میگوید: تعمیم یافتهها درمورد «بیشیادآوری» دشوار است، چون آنها تنها بر پایه چند مورد می باشند. ما سؤالات بسیاری همانند آیا پیری بر خاطرات این افراد تاثییر میگذارد، آیا توانمندیهای سفر ذهنی آنها در زمان به سن بستگی دارد و این که آیا آنها میتوانند یاد بگیرند که انباشت خاطرات را کنترل کنند، داریم و تعداد بسیاری از مسائل تا این مدت کشف نشدهاند. مسیر شوقانگیزی برای پژوهش در پیش است.
دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکارها
[ad_2]





