بیکاری ۸۰ تا ۹۰ درصدی کارگران ساختمانی/ دولت فکری به حال سفره های کارگران کند_آینده
[ad_1]
به گزارش آینده
کارگران، تنها در میدان نبرد و زیر آتش جنگ شهید و مجروح نمیشوند، بلکه در پشت جبهه نیز با از دست دادن شغل، منبع درآمد و حداقلهای معیشتی خود، قربانی میگردند. آن دسته از کارگرانی که پیش از جنگ نیز از امنیت شغلی کافی، بیمه فراهم اجتماعی کامل و دیگر پشتیبانیهای قانونی و اجتماعی برخوردار نبودند، اکنون بیشتر از دیگران در معرض صدمه قرار گرفتهاند.
در این بین، کارگران ساختمانی بهگفتن یکی از صدمهپذیرترین اقشار کارگری، سختی مضاعفی را تحمل میکنند. با توقف پروژههای عمرانی و رکود شدید در ساختوساز، قسمت بزرگی از کارگران ساختمانی بیکار شدهاند؛ کارگرانی که نه قرارداد ثابت دارند، نه بیمه کامل، و نه پشتوانهای برای روزهای بحران. با این حال، تا بحال عمل جدی و مؤثری از سوی دولت برای حمایتاز آنها و نگه داری حداقلی از معیشتشان صورت نگرفته است.
برای آگاهی دقیقتر از حالت کارگران ساختمانی به سراغ میکائیل صدیقی، رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی شهرستان مریوان و عضو هیئتمدیره کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران ساختمانی سرزمین رفتیم تا از زبان او، روایت میدانی و واقعی این قشر زحمتکش را بشنویم.
تعطیلی ۹۰ درصدی کارگاههای ساختمانی و بیکاری گسترده
میکائیل صدیقی در او مباحثه با خبرنگار ایلنا، با اشاره به پیامدهای جنگ بر حالت شغلی کارگران تصریح کرد: « حقیقت کتمانناپذیر این است که در این بین، کارگران ساختمانی متحمل بیشترین خسارات شدهاند. بر پایه مشاهدات، میتوان اذعان داشت که نزدیک به ۸۰ تا ۹۰ درصد و چه بسا بیشتر از این مقدار از کارگاههای ساختمانی به حالت تعطیل درآمدهاند. در واقع فعالیتهای ساختمانی به طور کامل متوقف شده است و کارفرمایان نیز صراحتاً اظهار میکنند که به علت شرایط جنگی و نااطمینانی حاکم بر بازار، استمرار پروژهها برایشان مقدور یا دارای توجیه اقتصادی نیست.»
وی در ادامه افزود: « ما پیش از اغاز جنگ نیز با تورمی زیاد لجامگسیخته و به واقع هولناک روبه رو بودیم، اما با اغاز درگیریها، این فشارها چندین برابر شده است. مسئله اینجاست که دولت تدبیر، برنامهریزی یا سناریوی از پیش طراحیشدهای برای حمایتاز مردم و طبقه کارگر نداشت و امروز پیامدهای این بیبرنامگی به طور مستقیم در سفره کارگران مشاهده میشود.»
فقدان بستههای حمایتی و معیشتی در روزهای بحران
صدیقی با انتقاد از نبوده است پشتیبانیهای دستکم حداقلی از کارگران ساختمانی گفتن داشت: «اکنون، امتیاز، پشتیبانی، پشتیبانیهزینه یا بسته معیشتی مشخصی برای کارگر ساختمانی که ۲۰ روز، یک ماه و یا حتی مدتی طویلتر بیکار شده، در نظر گرفته نشده است؛ این در حالی است که با دقت به تداوم شرایط حاضر، بیکاری در این قسمت قطعی و مستمر خواهد می بود. تا این لحظه نه تسهیلات بانکی تعریف شده، نه وامی در نظر گرفته شده و نه پشتیبانی معیشتی اختصاصیای به این قشر تعلق یافته است. یکی از مطالبات بنیادین ما به گفتن تشکل صنفی این است که دولت در این چنین شرایط اضطراری، امتیازاتی اختصاصی برای قسمت ساختمان و کارگران این حوزه لحاظ کند؛ این پشتیبانیها میتواند در قالب بستههای معیشتی، وامهای طویل مدت یا هر سازوکار حمایتی فرد دیگر مشابه با اتمسفر جاری طراحی و اجرا شود.»
امنیت شغلی صفر؛ اگر کارگر یک روز کار نکند، دستمزدی ندارد
رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی مریوان با تبیین ماهیت خاص این حرفه خاطرنشان کرد: «یکی از جدیترین معضلات ما این است که کارگر ساختمانی حتی از حالت کارگران شرکتی که در چارچوب قراردادهای اشکار و تحت پوشش قانون کار می باشند نیز برخوردار نیست. حالت کارگر ساختمانی به طوری است که اگر تنها یک روز کار نکند، مزد آن روز را برای همیشه از دست میدهد و این فقدان درآمد برای او جبرانناپذیر است. در حالی که با تعطیلی کار، هزینههای سرسامآور مسکن، خواروبار، درمان و دیگر مخارج خانواده هم چنان پابرجاست، هیچ نوع سازوکار حمایتی برای پر کردن این شکاف درآمدی پیشبینی نشده است. ما امیدواریم دستکم شرایط به طوری بهبود یابد که کارگران بتوانند به محیط کار بازگردند، اما تا این مقطع، هیچ نشانهای از برنامهریزی منسجم دیده نمیشود.»
اکنون، امتیاز، پشتیبانی، پشتیبانیهزینه یا بسته معیشتی مشخصی برای کارگر ساختمانی که ۲۰ روز، یک ماه و یا حتی مدتی طویلتر بیکار شده، در نظر گرفته نشده است
[elementor-template id="11220"]
افزایش هزینههای بیمه در کنار تورم افسارگسیخته
وی درمورد فشارهای مضاعف ناشی از هزینههای بیمهای و تورم نیز هشدار داد: «در حوزه بیمه نیز با چالشهای عدیدهای روبرو هستیم. هزینه بیمه کارگران ساختمانی نزدیک به ۶۰ تا ۷۰ درصد افزایش یافته که این نوشته به تنهایی سختی سنگینی بر دوش این قشر گذاشته است. از نظر دیگر، تورم لجامگسیخته و نوسانات شدید قیمتی در کنار تعطیلی کارگاهها، زندگی کارگران را در وضعیتی بحرانی قرار داده است. در حقیقت کارگر از دو سو تحت سختی است؛ از یک طرف با بیکاری و قطع درآمد دستوپنجه نرم میکند و از طرف دیگر با جهش هزینههای بیمه و معیشت روبه رو است.»
صدیقی در تشریح حالت میدانی منطقه اظهار داشت: «در این اتمسفر جنگی، هنگامی کارگاههای ساختمانی تعطیل می باشند، کارگر عملاً گزینه فرد دیگر برای فراهم معاش ندارد. اکنون قسمت قابل توجهی از شهر در حالت نیمهتعطیل است؛ تعداد بسیاری از شهروندان به روستاها پناه بردهاند و در روزهای نخست جنگ، عده بسیاری اصلاً در شهر باقی نماندند. حتی اگر کارگری بخواهد برای فراهم حداقلهای زندگی به مشاغل کاذبی چون دستفروشی یا کولبری روی آورد، این مسیرها نیز مسدود شده است. فعالیت کولبری تقریباً به طور کامل متوقف شده و خود کولبران نیز با مخاطرات خاص روبرو می باشند. دستفروشی هم عملاً بیمعناست، چرا که در نبوده است وجود مردم در خیابانها، خریداری وجود ندارد. به این علت کارگران در این روزها در بنبست کامل اقتصادی قرار گرفتهاند.»
عضو هیئتمدیره کانون انجمنهای صنفی کارگران ساختمانی سرزمین در ادامه افزود: «این حالت نابه سامان فقطً محدود به روزهای جنگ نیست. در چند سال تازه نیز کارگران و به اختصاصی فعالان قسمت ساختمان، در برتری سیاستگذاریهای دولت نبودهاند. اکنون در شرایط جنگی که الزام دقت به این قشر بیشتر از پیش حس میشود، باز هم ناظر فقدان برنامهای مدون هستیم. صراحتاً اظهار میکنم که در این عرصه، نمره کارکرد دولت صفر است. دولت نه تنها نتوانسته بین کارگران -بهاختصاصی در قسمت ساختمان- اتحاد و انسجام تشکیل کند، بلکه وزارت کار نیز هیچ طرحی برای امیدوار ساختن این قشر اراعه نداده است. نه کارگروه اختصاصیای راه اندازی شده و نه حمایتعملی صورت گرفته تا کارگر حس کند در این بحران تنها رها نشده است. ما چندین دفعه خواست کردهایم که تسهیلاتی برای این قشر در نظر گرفته شود تا در این ایام دشوار، روزنهای از امید و همبستگی باقی بماند، اما تا بحال عمل قابل ذکری انجام نشده است.»
الزام شراکت تشکلهای صنفی در تصمیمگیریهای کلان
صدیقی با پافشاری بر الزام حمایتاز کارگران برای نگه داری انسجام اجتماعی او گفت: «به باور من، حمایتاز کارگران نهتنها یک انتخاب، بلکه یک الزام قطعی و برتری استراتژیک برای دولت محسوب میشود. در شرایطی که کارگران بیشترین تبعات جنگ را به دوش میکشند، ماموریت دولت می بود که از نخستین روزهای بحران، برنامهای جامع برای صیانت از معیشت آنان تدوین میکرد. دولت میبایست نمایندگان تشکلها و انجمنهای صنفی را فرا میخواند و با منفعتگیری از نظرات کارشناسی و توانایی میدانی آنان، طرحی برای مدیریت شرایط طراحی میکرد. متأسفانه حتی برای نگه داری قوام جامعهای که از آن سخن میگویند نیز این چنین قدمهایی برداشته نشده و کارکرد دولت در این راستا غیرقابل دفاع است.»
وی این چنین پافشاری کرد: «دولت باید برنامهای روشن برای رسیدگی به بیکاری و از دست رفتن درآمد کارگران در دوران جنگ داشته باشد. از زمان اغاز یا تحمیل این جنگ، حتی یک بار هم به طور جدی از سوی مقامات دولتی سراغی از تشکلهای کارگری گرفته نشده تا حالت را جویا شوند. ما نیز از برنامههای احتمالی دولت بیخبر هستیم و تنها انتظار داریم مدیریت کارآمدتری اعمال شده و معیشت کارگران در کانون تصمیمگیریها قرار گیرد.»
ابتکارات جمعی کارگران؛ از صندوقهای حمایتی تا همکاری با خیریهها
رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمان مریوان در جواب به این سوال که کارگران چطور میتوانند از منافع خود دفاع کنند، او گفت: «در شرایط جاری، متأسفانه قسمت عمده بار مسئولیت بر دوش خود کارگران سنگینی میکند. یکی از راهکارهای حاضر، تشکیل صندوقهای کوچک حمایتی از طریق جمعآوری مبالغ خُرد در حد توان کارگران است تا بتوان به همکارانی که در حالت حاد قرار دارند، بهاختصاصی صدمهدیدگان از جنگ و کولبران، پشتیبانی رساند. ما در همین جهت همکاریهایی را با مؤسسات خیریه اغاز کردهایم و توانستهایم به تعدادی از خانوادههای کارگری و کولبر پشتیبانیهایی برسانیم؛ اما پرواضح است که این عمل های در برابر عمق فاجعه و گستردگی مشکلات، زیاد محدود است.»
او همین طور گفت: «نظر بنده این است که در غیاب عمل های دولتی، خود کارگران و انجمنهای صنفی با هماهنگی زیاد تر داخل میدان شوند. ما باید سازوکاری تشکیل کنیم که اگر خانهای در تاثییر انفجار تخریب شد یا کارگری دچار حادثه گشت، در کنار هم باشیم. اگرچه وزارت راه و شهرسازی اظهار کرده صدمهدیدگان برای پیگیری مراجعه کنند، اما همگان بر پیچیدگی و طویل بودن روندهای اداری واقف می باشند. لذا انجمنهای صنفی باید پیشقدم شده و با تشکیل کارگروههای اختصاصی، روح همبستگی را در این روزهای سخت تحکیم کنند. اگرچه ماموریت نخست بر مسئولیت دولت است، اما در صورت قصور دولت، این یک ماموریت اخلاقی و صنفی برای تشکلها است که از فروپاشی معیشت همکاران خود جلوگیری کنند.»
شکاف عمیق دستمزد با هزینههای واقعی زندگی؛ سبد معیشت ۴۲ میلیونی
صدیقی در قسمت پایانی مصاحبه، با انتقاد از حالت حقوق و دستمزدها تصریح کرد: «امیدوارم روزی ناظر فراهم شدن زندگی با لیاقتای برای همه مردم ایران، بهاختصاصی طبقه کارگر باشیم. مایه بسی تأسف است در کشوری که در ذخایر گاز رتبه نخست و در منبع های نفتی در ردههای برتر جهان قرار دارد، معیشت و دستمزد کارگران در این سطح نازل باشد. دستمزدی که اخیراً تصویب شد و نزدیک به ۶ میلیون تومان به حداقل حقوق افزود، هیچ تناسبی با حقیقتهای اقتصادی ندارد. در شرایطی که هزینه سبد معیشت حداقلی یک خانوار کارگری بدون احتساب هزینههای مسکن، درمان و حملونقل بالغ بر ۴۲ میلیون تومان برآورد میشود، این رقم های مصوب حتی نیمی از هزینههای واقعی را هم پوشش نمیدهد.»
وی در آخر خاطرنشان کرد: «امروز با دقت به قیمتهای سرسامآور اقلام اساسی همانند برنج و روغن و تورم ۲۰۰ تا ۳۰۰ درصدی، قسمت اعظم همین دریافتیهای ناچیز صرف اجارهبها میشود. واقعاً اشکار نیست یک کارگر با این دستمزد چطور باید در این شرایط دوام بیاورد. ما صراحتاً مخالفت خود را با این سطح از دستمزد اظهار کردهایم، چرا که شکاف عمیقی بین تورم واقعی و حقوق کارگران وجود دارد. این یک ادعا نیست؛ دولت با یک بازرسی ساده از بازار فهمید خواهد شد که این دستمزدها تا چه اندازه از حقیقتهای زندگی عقب مانده است. آرزوی ما این است که روزی دستمزدها با شأن انسانی و هزینههای واقعی زندگی کارگران همتراز گردد.»
دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکارها
[ad_2]
منبع






