محسن قصابیان در نقش بهرام سریال داریوش؛ ضدقهرمانی جذاب و تأثیرگذار
محسن قصابیان از دهه ۱۳۷۰ وارد عرصه بازیگری شد و تحصیلات خود را در رشته بازیگری و کارگردانی در دانشگاه هنر به پایان رساند. او بیشتر در تئاتر فعال بوده و در طول این سالها تنها در پنج فیلم سینمایی حضور داشته که نشاندهنده گزیدهکاری اوست. علاوه بر بازیگری، کارگردانی تئاتر نیز در کارنامه او ثبت است. اما شهرت قصابیان با نقش شهیدستاری در فیلم منصور به اوج رسید، اگرچه درخشش او تنها به سینما محدود نمیشود و با سریال داریوش ثابت کرد که در ایفای نقشهای ضدقهرمانی نیز توانمند است.
نقش اختصاصی در فیلم منصور
در منصور ما با یک فرمانده نیروی هوایی روبرو هستیم که از همسرش سخن میبرد و مرد خانه است. او در فیلم هم یک فرمانده با ابهت است که پلمپ دادستانی سرزمین را با یک میله میشکند و از آن به عنوان یک مشکل ساده یاد میکند و هم مردی میانسال که در خانه همانند یک پسربچه پرشور و شوق عاشق ماکتهای هوایپیمایی است و با آنها سرگرم میشود. نشان دادن انواع خصوصیات اخلاقی ستاری و نشاطها و غصههایش و حتی کلکلهایش در گفتگو با مردم عادی، کاری کرده که این قهرمان قابل لمس باشد.

بازیگر نقش ستاری نیز توانسته تا جای ممکن این نقش را به خوبی ایفا کند. قصابیان که از قدیمیهای تئاتر و تلویزیون است با گریم نسبتا سنگینی که روی او انجام شده، نقش یک فرمانده ارتش را خوب بازی میکند و دلنگرانیها و نشاطهای ستاری را به مخاطب منتقل میکند. یکی دیگر از نکات برجسته بازی او در این فیلم، توانمندی در به تصویر کشیدن تضادها و سختیهای روانی شهیدستاری بوده است. در صحنههایی که ستاری باید بین تصمیمهای نظامی سخت و احساسات خانوادگی خود توازن برقرار کند، قصابیان از بعد این چالشها تا نزدیک به بسیاری برمیآید. بازی او در این نقش باعث شد تا منتقدانی که در ابتدا به کلیت فیلم انتقاد داشتند، نتوانند از توانمندی قصابیان در ایفای این نقش چشمپوشی کنند.
بهرام؛ یک ضدقهرمان دلنشین در داریوش
رضا صائمی درباره کاراکتر بهرام با بازی محسن قصابیان در سریال داریوش مینویسد فارغ از نقد ساختار فرمی و سویههای مضمونی سریال داریوش که در جای خود باید از آن سخن گفت، نمیتوان از کیفیت بازی محسن قصابیان در نقش بهرام به راحتی گذشت. احتمالا مهمترین برگ برنده سریال معارفه اوست که قطعا سوابق تئاتری دارد و مدرس سینماست. او با درک درست از کاراکتر بهرام و تضادها و پیچیدگیهای آن به خوبی از بعد نقش برآمده، میداند کجا سکوت کند و بازی درونگرایانه داشته باشد و کجا بازی پراکت بیرونی تا خشم و عصیان خود را در کنشی طغیانگرانه به نمایش بگذارد. گاه به لاتی جوانمرد همانند میشود و گاه به یاغی بیرحم که همه از او حساب میبرند و میترسند.

ضدقهرمانی که این روزها از ایرانیها دلبری میکند
به باور این منتقد سینما، آنچه این کاراکتر را با وجود منفی بودن تا مرز منفور شدن، دلنشین و دیدنی میکند بازی مقتدرانه اوست. بازی با چشمها و بهرهگیری دراماتیک از میمیک صورت به اختصاص نگاههای نافذی که دارد به این کاراکتر کاریزما و اقتداری میبخشد که هنگامی در صحنه وجود دارد در کانون قاب قرار گرفته و صحنه را تصاحب میکند. چنان که همه حواس مخاطب به او و کلام و کنشهایش جلب میشود و کاراکترهای قصه هم در حاشیه او که نقطه مرکزی صحنه است قرار میگیرند.
بهرام نه یک تیپ آشنای پدرخواندگی و مافیایی است، بلکه شخصیت منفی چندلایه و مقتدری است که به میانجی بازی خوب محسن قصابیان هویت مییابد. تبحر او در دیالوگگویی و بالا و پایین بردن و کنتراست صدا و مکث و اکتهای به موقع که دارد به علاوه ژستهای مردانه همانند شکل سیگار کشیدنش، بهرام را به یک ضدقهرمان کاریزماتیک و اثرگذار تبدیل کرده که گویی همه شخصیتهای قصه از او حساب میبرند؛ کلام و نگاه نافذ به همراه زبان بدن همسو با کنش موقعیت.
ضدقهرمانی که این روزها از ایرانیها دلبری میکند
گرچه نقش بیرحم و هیولاصفت است، اما بازی بازیگرش به کاراکتر سویههای کاریزماتیک میبخشد. هرچه مقدار قصه پیش میرود و او در موقعیتهای مخاطرهآمیزتری میافتد و جولان مییابد، بیشتر میتوان به توانایی بازیگری محسن قصابیان پی برد که مشخص میکند نقش کوچک و بزرگ وجود ندارد، بلکه بازیگران کوچک و بزرگ وجود دارند. بازیگر قوی به نقش مختصر هم اعتباری بلند میبخشد و آن را به خاطرهای ماندگار در حافظه مخاطب تبدیل میکند.









