پرویز پرستویی منتقد صداوسیما و نمایش خانگی

پرویز پرستویی: صداوسیما «ملی» نیست و نمایش خانگی تحت نظارت است

پرویز پرستویی که این روزها مشغول بازی در سریال «شکارگاه» به کارگردانی نیما جاویدی شده است، یکی از هنرمندانی است که سال‌ها است از تلویزیون خداحافظی کرده و مدتی است‌ در نمایش خانگی فعالیت می‌کند.

کارکرد تلویزیون در قیاس با شبکه نمایش خانگی و شیوه نظارتی که این روزها در حوزه وی‌.او‌.دی‌ها اعمال می‌شود موضوعی بود که پرستویی در گفت‌وگویی با «شرق» درمورد آن فرمود: مسئولیت نمایش خانگی در ابتدا به مسئولیت وزارت ارشاد می بود اما الان ساترا که زیر نظر صدا‌و‌سیما‌ست، داخل نوشته شده. من که زمان‌ها است با تلویزیون کاری ندارم و واقعا این رسانه را دیگر نمی‌شناسم.

به دور از هر نگاه سیاسی، من از سال 88 یعنی سپس از «آشپزباشی» با تلویزیون خداحافظی کردم. چرا؟ به این علت که تلویزیون دیگر نمی‌تواند مخاطب جذب کند. چون خط‌مشی آن تحول کرده و زیاد تر جناحی شده تا وجه ملی‌اش را نگه دارد. الان هم متأسفانه می‌بینیم که با این نگاه ساترا به نمایش خانگی ممیزی‌ها و رویکردی که در صدا‌و‌سیما‌ست، در اینجا هم دخیل شده، در حالی که اغاز اغاز فعالیت نمایش خانگی و وقتی که تحت نظارت ارشاد بود، آزادی عمل بیشتری وجود داشت.

این بازیگر با پافشاری بر وجود چارچوب‌های ملزوم برای فعالیت در هر فضایی افزود: آزادی عمل به این معنی نیست که هر‌کاری دلمان بخواهد انجام دهیم؛ چرا که خود ما به چارچوب‌هایی مقید هستیم. حتی من در فیلم «خرس» که یکی از تهیه‌کنندگان آن بودم و توقیف شد به وزیر زمان هم گفتم بیایید تاثییر نهایی را با آنچه شما مجوز داده‌اید قیاس کنیم؛ چرا که در قسمت‌هایی شما مجوز آن را داده‌اید اما خود ما سانسور کرده و سمتش نرفتیم، چون وقتی قرار است با یک تاثییر به casa مردم برویم، باید بدانیم که نمی‌شود مخاطبی که امکان پذیر آن کار را ببیند را تفکیک کنیم. همه آدم‌ها از فیلسوف تا افراد معمولی و هر طیفی می‌تواند آن تاثییر را ببیند، برای همین ما باید مراقبت این نوشته باشیم.

پرستویی با اشاره به اتفاق اخیری که در رابطه سریال «تاسیان» افتاد و آن را به طور ناگهانی دچار توقیف کرد، افزود: چیزی که باید جا بیفتد این است که ساترا یا هر‌جایی که قرار است مجوز دهد باید پای حرفی که می‌زند بماند. ما این مشکل را وقتی در ارشاد هم داشتیم.

به گفتن مثال، اکنون ما دو فیلم توقیفی داریم، یکی «صد سال به این سال‌ها» تاثییر سامان مقدم که در توقیف 15ساله است و فرد دیگر فیلم «خرس». من یک بار دیگر هم این گفتگو را نقل کردم که برای مثال شما یک زمین دارید و از شهرداری مجوز می‌گیرید که آن را بسازید، مهندس می‌فرستند و نقشه‌ات را بازدید می‌کنند و بر پایه آن به شما مجوز ساخت خواهند داد. در ادامه برای آخر کار باز هم بازدید صورت می‌گیرد که مطابق همان مجوز اولیه بنا را ساخته باشید. اگر مطابق باشد دیگر جای گله و عدم اراعه مجوز آخر کار نیست.

این اتفاقی است که باید در همه حوزه‌ها از جمله فرهنگ هم رخ دهد. اگر ما به یک تاثییر فرهنگی مجوز ساخت می‌دهیم، باید این قوت را داشته باشیم که پای آن بمانیم. در سینما این کار را کردیم که سپس از ارائه پروانه ساخت تا زمان پخش باید پروسه‌ای طی شود اما در طول این زمان امکان پذیر یکی دو اتفاق در جامعه علتشود تا آن تاثییر زیر سوال برود، اما نباید مسائل بیرونی و جاری را در زمان پخش آن تاثییر دخیل کنیم.

بازیگر قدیمی‌کار و تهیه‌کننده سینما اضافه کرد: اگر من کارگردان بر پایه آنچه‌ برایش پروانه ساخت گرفتم، چه در نمایش خانگی و چه در سینما، مسیرم را عوض کردم، طبیعتا آن نادرست و خلاف را باید از بین بردن و حذف کنم. ولی اگر مطابق همان چیزی که از قبل صحبتش نقل و قبول شده پیش رفته باشم و شما مانع پخش کار شوید، زیان بسیاری به بار می‌آید و این عمل ناشایست و دلسردکننده‌ای است که نباید اتفاق بیفتد.

تصمیم‌گیری بر مبنای ضوابط و به دور از نگاه شخصی هم نوشته فرد دیگری بود که پرستویی با یادآوری آن پافشاری کرد: در شرایط جاری و در رابطه «تاسیان» هم نمی‌دانم که به چیزهایی مجوز داده‌اند و بر پایه چه متن و مصوباتی بوده که الان دارند از پخش آن ممانعت می‌کنند؟‌ واقعا چه اتفاقی افتاده؟ اگر کارگردان برخلاف آنچه مجوز گرفته، تاثییر را ساخته قاعدتا باید به طور منطقی اصلاح شود، اما اگر «تاسیان» بر پایه آنچه‌ باید ساخته شده و الان سلیقه‌ آدم‌ها فرق کرده، این تصمیم‌گیری و نگاه زیاد نادرست است. عواقب این چنین تصمیم‌ها فقط مادی نیست، بلکه انرژی که کل گروه گذاشته و ‌زحمتی که کشیده‌اند هم برباد می‌رود. نمونه این جریان «قاتل وحشی» است.

این فیلم چند سال است که ساخته شده و خود من هم چندین دفعه برای آن پست گذاشتم که شما مجوز دادید تا این کار ساخته شود. حال چرا به آن پروانه نمایش نمی‌دهید؟ اصلا آن را توقیف کردید، بعد چرا اظهار کردید که می‌خواهیم در جشنواره اکرانش کنیم! سپس چه شد که این اتفاق نیفتاد؟ همه اینها نارضایتی و دل‌چرکینی به وجود می‌آورد. آن تیم اندوخته و زمانش را گذاشته و الان با چه روحیه و انرژی باید مجدد کار کند؟

او در همین عرصه در ادامه گفت: در این فضا ملزوم است که ارامش وجود داشته باشد که هنگامی دم از قانون می‎‌زنیم خودمان بی‌قانونی نکنیم اما این اتفاق اکنون زیاد جاها در حال وقوع است.

پرستویی در قسمت فرد دیگر از سخن بگویید‌هایش به نگرانی که بابت این چنین نگاه‌ و تصمیم‌گیری‌های ناگهانی برای تیم‌های تشکیل شده اشاره کرد و او گفت: این حکم دادن‌ها علتمی‌شود برای مثال مایی که این روزها و در شرایط سخت و پرزحمت در حال تصویربرداری یک سریال هستیم ندانیم چه آینده‌ای در انتظارمان است و در زمان پخش قرار است چه اتفاقی بیفتد؟‌ در حالی که به شخصه واقفم این 그룹 بر پایه مجوز ساخت در حال پیشروی هستند.

یا آقای مصطفی کیایی که «هزار و یک شب» را ساخته و 17 ماه زمان صرف آن کرد با این دیدگاه امکان پذیر برای پخش با سختی‌های دلسرد‌کننده‌ای روبه رو شود. به همین علت این نگرانی و عدم مطمئن شدن اشاعه آشکار می‌کند. اتفاقی که اصلا دلنشین نیست.

بازیگر سریال «هم‌گناه» با گفتن این که ما در دل جامعه و کنار مردم هستیم و می‌دانیم چطور باید سخن دل این اجتماع را منعکس کنیم، تصریح کرد: باید این عینک بدبینی برداشته شود؛ چرا که آنهایی که در یک اتاق نشسته‌اند و تصمیم می‌گیرند، همانجا می باشند و در همان اتاق تصمیم نهایی را می‌گیرند اما این ماییم که در دل جامعه و با مردم زندگی می‌کنیم و نمی‌خواهیم نگاه مخاطب را منحرف کنیم، بلکه به جستوجو آن هستیم که به بهترین شکل سرگرمی یا هر نوشته فرد دیگری که باید را انعکاس داده و به آن بپردازیم.

این بازیگر با ابراز نارضایتی از محدودیت‌ها در پرداخت به موضوعات گوناگون خاطرنشان کرد: چرا امتناع می‌کنیم؟ چرا ما نباید درمورد اختلاس و دزدی‌ها سخن بگوییم؟ همه اینها در جامعه در حال وقوع است. رسالت کار ما ایجاب می‌کند که همه اینها را گوشزد کنیم؛ چرا که به کلمه نبض جامعه دستمان است و برای مثال خود من هیچ زمان استتار نمی‌کنم یا عینک دودی نمیزنم، بلکه می‌گویم هنگامی که در میان مردم باشم، بهتر می‌توانم با مخاطب ربط برقرار کنم و خواسته‌های مردم را منعکس کنم. من سپس از خداحافظی از تلویزیون پیشنهادات تعداد nombreux در فضاهای گوناگون داشتم اما نپذیرفتم؛ چون مخاطب تحت هر شرایطی برایم قابل احترام است و ترجيحم این است که هر‌کاری را انجام ندهم.