کشف فسیلهای طلایی لومانکوس؛ کلید جدید برای درک تکامل بندپایانها
کشف فسیلهای طلایی لومانکوس؛ کلید جدید برای درک تکامل بندپایانها, به گزارش ساینسآلرت، لوک پری، دیرینبیولوژیست دانشگاه آکسفورد، درباره این فسیلهای منحصربهفرد اظهار کرد این فسیلها علاوه بر رنگ طلایی شگفتانگیز خود، به نحوی شگفتانگیز حفظ شدهاند که گویی همیناکنون میتوانند برخاسته و حرکت کنند.\رازهای فسیلهای پوشیده در لایههای طلا\فرآیند فسیلشدن با حفظ جزئیات آناتومیک دقیق، رویدادی نادر است.
در شرایط معمول، بسترهای رسوبی تحت تأثیر گرما، فشار یا ترکیب هر دو قرار میگیرند که باعث تغییرات ساختاری و دشواری در شناسایی ویژگیهای دقیق میشود. بسترهای فسیلی که ارگانیسمها با جزئیات فوقالعاده در آنها نگهداری شده باشند، لاگرشتاته نامیده میشوند.
یل شده است.\پری در توضیح مکانیسم تشکیل پیریت بیان میکند اکنون پیریت از طریق واکنش باکتریهای کاهنده سولفات شکل میگیرد؛ این باکتریها در غیاب اکسیژن، مواد آلی را تجزیه کرده و سولفید هیدروژن تولید میکنند.
سپس این ماده با آهن واکنش داده و پیریت (سولفید آهن) را متبلور میسازد. بنابراین برای پیریتشدن بایستی مواد آلی، آهن و عدم اکسیژن در کنار هم باشند.
ت.\با احتمال زیاد این حیوانات در حال زندگی، در حجم عظیمی از رسوبات غوطهور و مدفون شدهاند که در رویدادهای خاصی حمل و انباشته شده و شرایط منحصربهفردی را ایجاد کردهاند که منجر به پیریتشدن بندپایانها از بیرون به داخل شده است.
نتیجه این فرآیند، حفظ مجموعهای از فسیلهای در حالت سهبعدی و با جزئیات استثنایی است که بینش تازهای درباره آناتومی مگاچیراها به دست محققان داده است.\شاهدی از آخرین روزهای مگاچیراها\این جانداران کوچک حائز اهمیت ویژهای هستند، زیرا در زمانی زندگی میکردند که مگاچیراها در حال زوال بودند.
شدند.
یکی از آخرین گونههای شناختهشده این رده بر روی زمین بوده و مطالعه آناتومی آن، اطلاعات ارزشمندی درباره نحوه تکامل زائدههای سر در بندپایانها و تبدیل آنها به شاخک، انبرها و دندانهای نیشی که امروزه در حشرات، سختپوستان و عنکبوتیان مشاهده میشود، ارائه میدهد.\پری تأکید میکند امروزه گونههای بندپایان بیش از هر گروه دیگری بر روی زمین رواج یافتهاند و یکی از کلیدهای موفقیت آنها در بقا، انعطافپذیری بالای سر و زائدههای متصل به آن است که سازگاری با چالشهای متنوع را ممکن میسازد.\بر اساس مشاهدات فسیلی، زائدههای گیرهدار بزرگ یا زائدههای عظیم که در سایر مگاچیراها دیده میشود، در کوچکتر شده و دچار تغییر کارکردی شدهاند.
پنجهای که در گونههای دیگر برای گرفتن به کار میرفته، بسیار کوچکتر است؛ در حالی که سه زائده طولانی و شلاقمانند که تاژک نام دارند، به طور قابلتوجهی طولانیتر شدهاند.\\از آنجا که فاقد چشم بوده است، به نظر میرسد این جاندار بیشتر از زائدههای بزرگ خود برای حسگرایی محیط استفاده میکرده است.\پری نتیجه میگیرد فسیل لومانکوس به ما نشان میدهد که مگاچیراها سالها پس از دوره کامبرین، با زائده بزرگ خود که کارکرد کاملاً متغیری یافته بود، مسیر تنوع و تکامل خود را ادامه دادهاند.








