اگر از حذف تیم ملی خوشحالید جزو مردم نیستید؟!‌ | چرا حذف تیم ملی جامعه را دو پاره کرد؟

اگر از حذف تیم ملی خوشحالید جزو مردم نیستید؟!‌ | چرا حذف تیم ملی جامعه را دو پاره کرد؟_آینده


به گزارش آینده

به گزارش خبرفوری، یک حرکت معمولی در زمین فوتبال دیگر معناهای فرامتنی تعداد بسیاری دارد، می‌تواند یک دهه تحقیر را از روی دذوش یک جامعه‌ای بردارد، کاری که دیه‌گو مارادونا در سال 86 با گل جادویی‌اش به انگلیس صورت داد، او یک دهه تحقیر ناکامی جنگ فالکلند را از جامعه خسته آرژانتین برداشت و شد قهرمان ملی یک جامعه. همین است که لیونل مسی اکنون با همه شاهکارهایش در زمین فوتبال نمی‌تواند جای او را بگیرد.

مارادونا و آن تحقیر زدوده شده تنها یک مثال است و می‌توان بی‌شمار مصداق‌های دیگر را در آن فهرست کرد. ماجرای حذف تیم ملی ایران از جام جهانی فوتبال هم فضای دو قطبی عجیبی را به راه انداخته است. فضایی که در آن هر کدام ( که خود را مردم می‌نامند) خوشنودی یا ناراحتی از این حذف را به مفاهیمی همچون وطن‌فروشی و وطن‌دوست تعبیر می‌کنند. سوال مهم این است: آیا اگر فردی از حذف تیم ملی فوتبال ایران راضی باشد جزوی از این مردم نیست؟!

زیاد تر بخوانید:‌

[elementor-template id="11114"]

دختری که با یک نگاه جام جهانی را تسخیر کرد | راز هوادار مرموز کلمبیا آشکار شد

چطور دختر سرمربی نروژ به «دلبر جام جهانی» تبدیل شد

آیا ایران بدشانس‌ترین تیم تاریخ جام جهانی است؟

یک شکاف اجتماعی آشکار

حذف تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی ۲۰۲۶، تنها یک اتفاقات ورزشی برداشت نشد؛ بلکه به شدت به موضوعی اجتماعی و حتی هویتی در فضای عمومی سرزمین تبدیل شد. در روزهای بعد از این ناکامی، شبکه‌های اجتماعی و محافل عمومی ناظر شکل‌گیری دو روایت کاملا متضاد بودند: گروهی که این حذف را با نوعی رضایت یا حتی خوشحالی همراه کردند و گروهی دیگر که آن را شکستی ملی و مایه اندوه دانستند.

[elementor-template id="11220"]

نگاه منتقدان: «این تیم نماینده ما نیست»

در یک سوی این دوگانگی، بخشی از کاربران و تحلیل‌گران قرار دارند که اعتقاد دارند ساختار جاری فوتبال ملی ربط معناداری با جامعه ندارد. این گروه، دلایل مختلفی برای موضع خود نقل می‌کنند؛ از مدیریت فدراسیون فوتبال گرفته تا شیوه انتخاب بازیکنان و فاصله بین هواداران و تصمیم‌گیران و یقیناً چسبندگی تیم ملی فوتبال ایران به سیاست‌گذارانی که به نظر می‌رسد فاصله معناداری با بخشی از این جامعه دارند.

از نگاه این جریان، حذف تیم ملی نه یک ناکامی ملی، بلکه نتیجه طبیعی روندی است که به باور آن‌ها سال‌ها با بی‌توجهی به اصلاحات بنیادی ادامه یافته است. در برخی مطلب‌ها و پست‌های منتشرشده، حتی این تیم به گفتن «نهاد جداافتاده از جامعه» توصیف شده که نماینده واقعی مردم نیست.

در این روایت، فوتبال ملی زیاد تر به گفتن یک پروژه رسمی دیده می‌شود تا یک نماد اجتماعی. به همین علت، ناکامی آن برای بخشی از منتقدان نه تنها ازردهکننده نیست، بلکه گاه با نوعی حس فاصله‌گذاری یا بی‌تفاوتی و یقیناً خوشحالی همراه می‌شود.

 نگاه موافقان: «تیم ملی فراتر از سیاست و اختلاف»

در نظر دیگر، گروهی از هواداران فوتبال و شهروندان قرار دارند که حذف تیم ملی را فقط یک ناکامی ورزشی می‌دانند. از نظر این گروه، تیم ملی فوتبال در هر شرایطی نماینده ایران است؛ صرف‌نظر از انتقادات به مدیریت، سیاست‌گذاری یا نتایج.

این جریان پافشاری می‌کند که فوتبال، به‌اختصاصی در سطح ملی، کارکردی فراتر از ساختارهای اداری دارد و می‌تواند لحظاتی از همبستگی اجتماعی تشکیل کند. در مطلب‌های منتشرشده از سوی این گروه، حس ناراحتی، ناامیدی و حتی خشم نسبت به حذف زودهنگام تیم ملی دیده می‌شود؛ به‌اختصاصی از این منظر که زمان نمایش توانایی بازیکنان ایرانی در بزرگ‌ترین اتفاقات فوتبالی جهان از بین رفته است.

برای این دسته از هواداران، حتی در صورت وجود نقدهای جدی به ساختار مدیریتی، حذف تیم ملی به معنی حذف یک «نماد جمعی» برداشت می‌شود که می‌تواند در لحظاتی مختصر، فاصله‌های اجتماعی را افت دهد.

شبکه‌های اجتماعی؛ میدان تشدید دوگانگی

شبکه‌های اجتماعی نقش مهمی در تشدید این دوگانگی ایفا کرده‌اند. در پلتفرم‌هایی همانند اینستاگرام و ایکس، هشتگ‌ها و پست‌های مرتبط با حذف تیم ملی به شدت به فضای او گفت و گو و جدل تبدیل شدند.

در این فضا، مرز بین نقد فنی و موضع‌گیری احساسی زیاد تر کمرنگ شده است. برخی کاربران با انتشار کردن ویدئوها و تصاویر آرشیوی، ناکامی تیم را به مسائل ساختاری و سیاسی پیوند می‌زنند، در حالی که گروهی دیگر بر الزام حمایتاز بازیکنان و تفکیک ورزش از اختلافات اجتماعی پافشاری دارند.

نتیجه این روال، شکل‌گیری فضایی قطبی است که در آن او گفت‌وگوی منطقی جای خود را به موضع‌گیری‌های تند و گاه متقابل داده است.

فراتر از فوتبال؛ بازتاب یک شکاف اجتماعی

این اختلاف نظر فقط درمورد فوتبال نیست، بلکه بازتابی از شکاف‌های عمیق‌تر در جامعه است؛ شکاف‌هایی که در حوزه‌های گوناگون فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نیز قابل مشاهده‌اند.

در این چنین شرایطی، تیم ملی فوتبال به یک «نماد چندمعنا» تبدیل شده است: برای برخی، نشانه هویت ملی و غرور جمعی؛ و برای برخی دیگر، نمادی از ساختارهایی که آن را نماینده واقعی خود نمی‌دانند.

تیمی بین تعلق و فاصله

حذف تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی، بیشتر از آنکه فقط یک نتیجه ورزشی باشد، به آینه‌ای برای بازتاب نگاه‌های متضاد در جامعه تبدیل شد. دوگانه «حمایتیا فاصله» اکنون به یکی از او گفت و گو‌های پررنگ فضای عمومی بدل شده است.

در نهایت، آنچه این اتفاقات مشخص می کند، نه فقط حالت فوتبال، بلکه پیچیدگی رابطه بین ورزش، هویت و جامعه است؛ رابطه‌ای که هم چنان محل مناقشه باقی مانده و در بزنگاه‌های بزرگ ورزشی مجدد خود را آشکار می‌کند.

دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکارها

خبرهای ورزشی

خبرهای اقتصادی

اخبار فرهنگی

اخبار تکنولوژی

اخبار پزشکی



منبع