قهرمانی آسیا برای باشگاههای ما یک رویا است/ با کارهای پر زرق و برق و نمایشی به جایی نمی رسیم_آینده
به گزارش آینده
نامجومطلق در او مباحثه با روزنامه «ایران» میگوید:«اکنون از فوتبال ایران بیشتر از هر چیز، تنها «توانایی» باقی مانده و حتی صرف بودجههای کلان برای جذب بازیکنان خارجی کمکیفیت و کمتاثییر نیز گرهگشا نبوده است. کم شدن فوتبال ایران به جایی رسیده که باشگاههایی که روزگاری قهرمان آسیا بودند، اکنون تنها رویای قهرمانی را در سر میپرورانند.»
با حذف تراکتور به گفتن آخرین بازمانده فوتبال ایران، کارکرد باشگاههای ایران در لیگهای آسیا را چطور برسی میکنید؟
باخت تراکتور با دقت به این که نزدیک به ۴۵ روز از تمرینات تیمی و شرایط مسابقه دور می بود، قابل پیشبینی به نظر میرسید. این تیم در نیمه اول نمایش خوبی داشت، اما بهمرور زمان از نظر بدنی کم شدن کرد. اخراج بیرانوند نیز تأثیر بسیاری در روال بازی گذاشت. به نظر من داور ژاپنی در اظهار پنالتی به سود شباب الاهلی سختگیرانه عمل کرد، هرچند مجموعهای از عوامل در شکلگیری این صحنه نقش داشتند. از نظر دیگر، بازیکنان خارجی تراکتور در ایران با تیم تمرین نکرده بودند و انگارً خارج از سرزمین به تیم ملحق شدند. اگر تراکتور در شرایط عادی بازی میکرد، میتوانست بهراحتی شباب الاهلی را ناکامی دهد و حداقل در این مرحله حذف نشود. اما اتفاقاتی رقم خورد که به این تیم لطمه زد.
ناکامی تیمهای باشگاهی در آسیا، زنگ خطری برای تیم ملی ایران در جام جهانی محسوب میشود، بویژه با نادرست علیرضا بیرانوند که تبدیل اخراج و اظهار پنالتی شد.
حرکت بیرانوند یک اتفاق فوتبالی است و در جریان بازیها رخ میدهد. سردار با هوشیاری، از این موقعیت منفعت گیری کرد و اخراج و پنالتی گرفت. نمیتوان بیرانوند را تقصیر کار دانست و به نظر من به عمد در کار نبوده است. با این حال، جدا از این صحنه، نبوده است تمرین و هماهنگی کافی و این چنین سفر طویل نزدیک به ۴۰ ساعته به عربستان، بر روحیه و تمرکز بازیکنان تراکتور تأثیر منفی گذاشته می بود.
با حذف تراکتور از لیگ نخبگان، آیا باید بپذیریم تیم های لیگ فوتبال ایران به تیمهای درجه دو آسیا تبدیل شده است؟
اکنون، تنها فاکتور برتری فوتبال ایران در آسیا، «توانایی» است؛ عاملی که تا امروز این فوتبال را سرپا نگه داشته است. از نظر امکانات، فوتبال ایران حتی از باشگاههای درجه دو و سه آسیا نیز عقبتر است. با این شرایط، رسیدن به جمع تیمهای درجه یک آسیا برای باشگاههای ایرانی به یک رویا تبدیل شده است. وقتی که در سنگاپور و قطر بازی میکردم، امکانات آنها از ایران بهتر می بود. آن زمان ما ورزشگاه آزادی را داشتیم که آرزوی تعداد بسیاری از آسیاییها می بود، اما اکنون شرایط به طوری شده که ما حسرت امکانات آنها را میخوریم. وقتی با استقلال و پاس قهرمان آسیا شدیم، اما امروز قهرمانی در آسیا برای باشگاههای ایرانی به رویا بدل شده است. از نظر دیگر، هزینهای که باشگاههای عربستانی برای جذب ستارههای خارجی پرداخت میکنند، به اندازه کل بودجه فوتبال ایران است و وجود این فوقستارهها سطح فوتبال آنها را بهطور محسوسی ارتقا داده است. در این چنین شرایطی، ادعای قهرمانی باشگاههای ایرانی در آسیا تقریباً محال است.
آیا قبول دارید تیمهای باشگاهی ایران از نظر کیفی از رقبای آسیایی خود پایینتر می باشند؟
تیمهای غرب آسیا، بویژه باشگاههای عربستانی، با صرف هزینههای هنگفت، تیمهایی قوی و باکیفیت ساختهاند. اغراق نیست اگر بگوییم کیفیت برخی از این تیمها فراتر از سطح آسیاست. آنها برای پیشرفت هزینه میکنند، در حالی که در باشگاههای ایرانی این چنین رویکردی کمتر دیده میشود.
به نظر میرسد باشگاههای ایرانی تنها در هزینهکرد و قرارداد بازیکنان همانند حرفهایها عمل میکنند، بدون این که زیرساخت حرفهای داشته باشند.
باشگاههای ایرانی از نظر زیرساخت و امکانات، قابل قیاس با تیمهای حرفهای آسیا و اروپا نیستند. چهار سال است که ورزشگاه آزادی در حال بازسازی است، اما با این روال طویل می بینیم که تا این مدت به منفعتبرداری کامل نرسیده است. اگر ورزشگاههای قطر و امارات را ببینید، تفاوتها کاملاً مشهود است؛ از کیفیت زمینهای تمرینی و مسابقه گرفته تا امکانات ورزشگاهی. این مسائل هم ارتباطی به شرایط جنگی ندارد؛ فوتبال ایران پیش از این هم با این چنین مشکلاتی روبه رو می بود و فاصله ما با دیگر کشورها روزبهروز زیاد تر شده است.
باشگاهها تلاش کردهاند نبوده است امکانات را با پول جبران کنند، اما این راهکار تنها مُسکن است و مشکل را حل نمیکند. تا وقتی که زیرساختها و اصول حرفهایگری اصلاح نشود، قراردادهای پرهزینه کمکی نخواهد کرد. احتمالا تعداد باشگاههایی که از امکانات حرفهای برخوردارند، به تعداد انگشتان یک دست هم نرسد.
با وجود حذف زودهنگام تیمهای ایرانی، چرا هم چنان برای وجود در لیگهای آسیایی رقابت شدیدی وجود دارد؟
وجود در این رقابتها برای باشگاهها اعتبار به همراه دارد و فرصتی برای دیده شدن و برسی سطح تیم است. هرچند بار مالی دارد، اما مزایای تبلیغاتی و اعتباری آن قابل دقت است. قرار نیست همه تیمها قهرمان شوند؛ همان گونه که در جام جهانی، همه تیمها برای وجود تلاش میکنند، در حالی که تنها چند تیم به سکو میرسند.
آیا بهتر نیست باشگاهها به جای هزینههای سنگین برای لیگ آسیا، روی زیرساختها اندوختهگذاری کنند؟
وجود در لیگ آسیا مزایای مالی و اعتباری دارد و نمیتوان بهطور کامل از آن صرفنظر کرد. اما بهتر است به جای هزینههای گزاف برای جذب بازیکنان خارجی، این منبع های صرف گسترش زیرساختها، ساخت ورزشگاهها و بهبود زمینهای تمرینی شود. این مشکل فقط اختصاصی تیمهای مدعی نیست و حتی تیمهای سطح پایینتر نیز این چنین هزینههایی را متحمل
خواهد شد.
با کم شدن فوتبال ایران، افزایش سهمیه در لیگهای آسیایی منطقی است؟
فوتبال ایران هم چنان در آسیا یک برند محسوب میشود. صعود تیم ملی به جام جهانی، هرچند با افزایش تعداد تیمها به ۴۸ تیم، دیگر یک رویا نیست، اما پیروزی در آن اهمیت بیشتری اشکار کرده است. اگر توانایی بازیکنان ایرانی با امکانات مناسب ترکیب شود، میتوان به آینده امیدوار می بود. اکنون، مشکل مهم فوتبال ایران افتامکانات
و زیرساختها است.
برای خروج از این حالت چه باید کرد؟
باید نگرش ما به فوتبال تحول کند. در ایران، فوتبال بیشتر از حد پرزرق و برق و نمایشی شده است. بهگفتن مثال، باشگاهها بازیکنان خارجی جذب میکنند، اما کیفیت این بازیکنان چندان مهم نیست. در کل، تعداد بازیکنان واقعاً اثرگذار در لیگ ایران زیاد محدود است، در حالی که در لیگهای خارجی، با وجود قراردادهای کمتر، کیفیت بازیها بالاتر است. باشگاههای ایرانی تلاش میکنند با جذب بازیکنان خارجی، افتامکانات را جبران و ظاهری دلنشین تشکیل کنند، اما در عمل این بازیکنان کمکی به پیشرفت فوتبال ایران نمیکنند.
دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکارها
منبع