چطور به کودکان پشتیبانی کنیم تا احساساتشان را مدیریت کنند_آینده
به گزارش آینده
به نقل از مدیکال اکسپرس، پدر و مادر بودن بعضی اوقات سخت میشود، مخصوصاً هنگامی کودکان احساسات زیاد شدیدی همانند خشمگینی، ناامیدی یا حتی شوق بیشتر از حد دارند و نمی توانند به تنهایی آنها را کنترل کنند. امکان پذیر بچهها در مدیریت این احساسات شدید و افراطی یا همان احساسات بزرگ (Big feelings) مشکل داشته باشند، اما نقش والدین در پشتیبانی به آنها برای عبور از این حالوهواها زیاد حیاتی است.
در اینجا چند راهکار عملی و منبع سودمند را با شما به اشتراک میگذاریم تا بتوانید در برابر فراز و نشیبهای عاطفی فرزندانتان از آنها حمایتکنید.
رشد توانایی پردازش احساسات
کودکان از بدو تولد نمیدانند که چطور باید احساساتشان را کنترل کنند. این مهارتی است که در طول رشد آن را میآموزند. توانایی پردازش احساسات طبق معمولً ازطریق مشاهده و الگوبرداری بهدست میآید، از جمله تماشای این که خود والدین با احساساتشان چطور برخورد میکنند.
در دوران نوزادی، گریه کردن شکلی از ربط عاطفی است؛ برای مثالً نوزاد با گریه به پدر و مادرش میفهماند که غمگین یا گرسنه است یا باید پوشکش عوض شود.
در سنین نوپایی (یک تا سه سالگی)، کودکان زیاد تر احساسات تازه و پیچیدهتری را توانایی میکنند که همیشه نمی توانند آنها را بشناسند؛ برای مثالً یک کودک دو ساله امکان پذیر هنگامی صاحب خواهر یا برادر کوچکتر میشود، حس خشم و حسادت کند، چون یک دفعه دقت والدین از او به نوزاد تازه معطوف شده است. او فهمیدن درستی از این حس شدید خود ندارد و امکان پذیر با پرخاشگری به خواهر یا برادر یا حتی والدینش، آن را ابراز دهد.
هر چه کودکان بزرگتر خواهد شد، بهمرور زمان تواناییهای خودشان را برای مدیریت احساسات شدید و افراطی اشکار میکنند. والدین میتوانند با اراعه یک الگوی خوب در مدیریت احساسات و این چنین آموزش مستقیم این تواناییها به کودکان، به ساختن جعبه ابزار احساسی فرزندشان پشتیبانی کنند.
احساسات شدید لزوماً منفی نیستند. کودکان زیاد تر در مدیریت احساسات مثبت شدید همانند شوق یا نشاط شدید هم مشکل دارند.
والدین چطور میتوانند پشتیبانی کنند؟
راه حلهای مختلفی وجود دارد که والدین به پشتیبانی آنها میتوانند به کودکان بیاموزند چطور احساسات شدید و افراطی خود را مدیریت کنند.
۱. اسایش خود را نگه داری کنید. کودکان به احساسات اطرافیانشان زیاد حساس می باشند. هنگامی فرزندتان دچار احساسات شدید میشود، تا جایی که میتوانید، با نگه داری اسایش در کنارش باشید. این کار به او پشتیبانی میکند حس امنیت و حمایتکند. یقیناً نگه داری اسایش همیشه آسان نیست، به خصوص در میانه یک موقعیت تنشزا.
تعداد بسیاری از والدین حس میکنند که این احساسات شدید مسری است و آنها را هم تحت تأثیر قرار میدهد. اگر در خودتان این چنین حالتی دیدید، بهتر است مقداری مکث کنید. چند نفس عمیق بکشید، اگر امکان دارد لحظهای از اتاق خارج شوید یا صورتتان را از کودک برگردانید تا وقتی برای جمعوجورکردن خودتان داشته باشید. این مکث مختصر، شما را از عکس العمل تند دور میکند و برای برخوردی آگاهانهتر با کودک آماده میسازد.
خبر خوب این است که منبع های بسیاری وجود دارد که میتواند به والدین پشتیبانی کند توانایی مدیریت احساسات خود را تحکیم کنند و پردازش عاطفی را در فرزندانشان بهبود بخشند. تعداد بسیاری از این منبع های رایگان می باشند.
۲. حرکت خوب را تحسین کنید. دقت کردن، به رسمیت شناختن و تحکیم رفتارهای مثبت زیاد مهم است. عکس العمل نشاندادن به رفتارهای منفی و چالشبرانگیز طبیعی است، اما به همان اندازه (یا حتی زیاد تر از آن) اهمیت دارد که هنگامی فرزندتان احساساتش را به خوبی مدیریت میکند، او را ببینید و تحسین کنید. تحقیقات نشان داده که تحکیم این رفتارهای مثبت، تعداد و شدت عکس العملهای منفی را بهمرور زمان افت میدهد.
۳. احساسات را شناسایی و قبول کنید. سپس از این که کودک از یک عکس العمل احساسی شدید آرام شد، خوب است که پدر یا مادر به طور اشکار به او بگوید چه احساسی داشته است؛ برای مثالً: میدونم که عصبانی و غمگین بودی چون نمیتونستی قبل از شام بیسکوییت بخوری. با شناسایی احساسات، کودکان بهمرور زمان یاد میگیرند که خودشان آنها را تشخیص دهند. این اولین قدم مهم برای این است که بدانند برای آرام کردن خود باید از چه تواناییهایی منفعت گیری کنند.
برای مثالً هنگامی کودک تشخیص داد که عصبانی است، احتمالا بداند که نفس عمیق کشیدن حالش را بهتر میکند. این کار این چنین به کودکان پشتیبانی میکند حس کنند در محیطی راحت و امن می باشند که میتوانند واقعاً احساسات خود را گفتن کنند. منفعت گیری از کارتها و تصاویری که حالات گوناگون چهره (همانند خوشحالی، غم، خشمگینی) را نشان خواهند داد، میتواند به والدین و کودکان در شناسایی و نامگذاری احساسات پشتیبانی کند.
۴. تمرین کنید. از هر فرصتی برای آموزش احساسات به کودکان منفعت گیری کنید. برای آموزش، نباید چشم به راه بمانید تا کودک عصبانی یا غمگین شود؛ بلکه باید از موقعیتهای روزمره و بیخطر (همانند کتاب، بازی و فیلم) بهگفتن زمانهای آموزشی منفعت گیری کنید. برای مثالً میتوانید شناسایی احساسات را تبدیل به یک بازی کنید: شکلکهای گوناگون دربیاورید و از فرزندتان سوال کنید فکر میکند شما چه احساسی دارید. این چنین میتوانید زمان کتابخواندن مکث کنید و از کودک سوال کنید که فکر میکند شخصیتهای داستان چه احساسی دارند.
۵. بدانید چه وقتی باید پشتیبانی بیشتری بگیرید. قشقرقها، ابراز رفتارهای تند و ابراز شدید احساسات در سنین نوپایی و پیشدبستانی زیاد رایج است. مغز کودکان خردسال تا این مدت در حال رشد است و بهمرور زمان توانایی کنترل احساسات را اشکار میکند. با این حال، اگر ابراز این رفتارها در کودک شما به طور غیرعادی شدید، مکرر یا طویل است، امکان پذیر به حمایتبیشتری نیاز داشته باشید. در این صورت بهتر است با پزشک خانواده یا متخصص کودکان مشورت کنید.
دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکارها