انتقاد روزنامه اصولگرا درمورد دکترای بیرانوند؛ سطح آموزش عالی در سرزمین نزول کرده/ فردی میتواند فقط چون از منظر مادی متمول است به تحصیل در دانشگاه بپردازد_آینده
به گزارش آینده
روزنامه اصولگرای خراسان نوشت: علیرضا بیرانوند، دروازه بان شماره یک تیم ملی فوتبال ایران و باشگاه تراکتورسازی تبریز، بعد از قهرمانی در لیگ برتر فوتبال کشورمان در برنامهای تلویزیونی وجود یافت و سخنهایی زد که جهت تشکیل حاشیه شده و عکس العمل مردم در فضای مجازی را به جستوجو داشته است.
در بخشی از برنامه که مجری از او درمورد سربازی رفتنش سوال میکند، او جواب می دهد که دانشجو است و در مقطع دکترای دانشگاه آزاد خرمآباد در رشته فیزیولوژی درس می خواند. قضیه ای که علتتصویر العمل رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرمآباد شد و او با رد سخن بگویید های بیرانوند خبرداد که اصلا در دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرمآباد، مقطع دکترای رشته فیزیولوژی ورزشی ندارند و بیرانوند دانشجوی مقطع کارشناسیارشد در رشته فیزیولوژی است و تا این مدت فارغالتحصیل نشده است.
بیرانوند بعد از این عکس العمل ها در یک استوری اینستاگرامی این سخن بگویید ها را تایید کرد و نوشت: در آزمون دکتری ۱۴۰۴ شرکت کردم و سپس از اظهار نتایج موفق به پذیرفتن انتخاب رشته دانشگاه آزاد شدم. اکنون چشم به راه اظهار نتیجه انتخاب رشته هستم. همین قضیه بهانهای شد تا به برخی ابعاد نهان این ماجرا نگاهی بیندازیم.
دانشگاه یا فرارگاه از سربازی؟!
بیرانوند به گمان زیاد نه تنها یکی از بهترین دروازهبانهای حال حاضر فوتبال ایران است بلکه با دقت به دستاوردهایی که داشته حتی می توان او را در زمره یکی از بهترین فوتبالیست های همه دوران فوتبال ایران هم به شمار آورد. پسرکی که از دل سختی ها و از طبقات پایین جامعه توانست با تلاش به شماره یک تیم ملی و پرسپولیس برسد و یکی از عوامل اولین قهرمانی تراکتورسازان هم باشد.
با همه این اوصاف که اشکار می کند بیرانوند ورزشکار موفقی است اما آدمی که نمیتواند سه سیاره منظومه شمسی را نام ببرد یا برای فهمیدن مفهوم فامیل پدری نیاز به تاویل و تفسیر مفهوم آن دارد تا در نهایت هم برادر زن را در زمره فامیل پدری اش لحاظ کند هیچ جوره در سطح گذراندن تحصیلات تکمیلی نیست فارغ از این که این سطح دکتری یا کارشناسی ارشد باشد.
تا به اینجا احتمالا فردی مدعی شود که فردی که به گفتن مثال در رشته فیزیولوژی ورزشی تحصیل می کند نیازی به دانستن نام سیارات منظومه شمسی ندارد یا ندانستن نام پایتخت سه سرزمین اروپایی برای این چنین فردی واجب نیست. اما اتفاقا اگر از پایین بودن سطح معلومات فردی که پاسخی برای این سوالات نداشته، بگذریم و آن را بر همه محصلان این سطح معطوف بدانیم با ابعاد غمگین کننده ای از نزول سطح آموزش عالی در سرزمین روبه رو میشویم که نیاز به او گفت و گو دارد.
اولین مشکل در این عرصه پافشاری جوانان به ادامه تحصیل برای فرار از خدمت سربازی است. طبیعتا از افرادی که به بهانه گذراندن زمان یا عقب انداختن سربازی به دانشگاه می روال انتظاری نیست که در نهایت تبدیل به نخبگانی شوند که در کنار تحصیل در رشته خودشان مطالعه های جانبی هم داشته باشند. همین است که با انبوهی از جوانانی روبه رو میشویم که احتمالا مدرک لیسانس و فوق لیسانس داشته باشند اما نمیدانند که «سعدیا مرد نکونام نمیرد هیچ زمان» را چه شاعری سروده است. همین است که بیرانوند در جواب به این سوال که به سربازی رفته ای یا نه می گوید: دانشجو هستم. و هیچ کس از خودش نمیپرسد که جواب این سوال در این سرزمین نباید این جمله باشد.
علم بهتر است یا ثروت؟
دومین قضیه که نیاز به بازدید دارد، قسمت دوم سخنان بیرانوند است. جایی که درمورد کنکور می گوید: «من همین چند ماه پیش کنکور دکتری دادم و چیز شگفت و غریبی می بود. نام افرادی که کنکور خواهند داد روی برگهشان تایپ شده است اما من نمیدانستم و داشتم در برگهام جستوجو جایی میگشتم که نام و نام خانوادگیام را بنویسم. یک جزوه امتحانم کامل به زبان انگلیسی می بود و من گفتم خدایا! هنگامی معلم زبان من در دو ماه لری را کامل یاد گرفته، من چطور این برگهها را به زبان انگلیسی جواب بدهم؟ همه تستها را با روش ده، بیست، سی، چهل جواب دادم! اما خدا را شکر که به من حرف هایاند نمرهام زیاد خوب بوده است.»
در این باره می توان فرمود که پولی شدن نظام آموزشی سرزمین در اولین مرحله میتواند تبدیل به ضد خودش شود. وقتی که فردی میتواند فقط چون از منظر مادی متمول است به تحصیل در دانشگاه بپردازد و سپس هم با ده بیست سی چهل و در اوج بیسوادی به تحصیل در مقطع دکتری برسد، باید هم انتظار داشت که این نظام آموزشی تبدیل به محل جولان افرادی شود که با دزدی ادبی و آخر نامه های پولی فارغ التحصیل میشوند و سپس هم به واسطه برخی نزدیکان حتی در جایگاه های مهم قرار می گیرند. باید هم انتظار داشت که دیگر از دل دانشگاه ها علامه و حکیم درنیاید و در بهترین حالت فارغ التحصیلان تک محصولی از آن خارج شوند.
قطعا فردی از بازیکن فوتبالی که ولو با توانایی اما با پول از تحصیل به گفتن حربه ای برای فرار از سربازی منفعت گیری می کند انتظار خاصی برای فرهیخته بودن و حتی دانستن برخی بدیهیات و اطلاعات عمومی هم ندارد و حتی انتقاد به او هم در این جایگاه جایز نیست چرا که امروز بیرانوند دقیقا در همانجایی ایستاده که به آن تعلق دارد؛ او یک فوتبالیست است نه یک استاد دانشگاه و نه حتی یک دانشجوی واقعی تحصیلات تکمیلی؛ بلکه آنچه در شأن و جایگاه خود قرار ندارد قوانین و ناکارآمدی ها در نظام آموزش عالی سرزمین می باشند که این حواشی و اتفاقات میتوانند تبدیل به بهانهای برای بازنگری مجدد به آن شوند.
دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکارها
منبع