بازار مشاوران اینستاگرامی: توهم سود و حقیقت ضرر

بازار داغ مشاوران اقتصادی اینستاگرامی: توهم سوددهی و واقعیت زیان

در روزهای کنونی شبکه‌های اجتماعی به صحنه فعالیتی برای افرادی تبدیل شده‌اند که خود را مشاور اقتصادی معرفی می‌کنند و با وعده‌های پول‌سازی سریع، مخاطبان را به خرید بسته‌های مشاوره ترغیب می‌کنند. استوری‌ها و پست‌های این افراد شبیه ویترین‌های جذاب یک فروشگاه است که خریداران را دعوت می‌کند تا با پرداخت وجه، از نوسانات بازار طلا، دلار و سکه سود بگیرند.

عباراتی از قبیل «طلا بخریم یا نه؟ عدد ۳ را بفرست تا بگویم پول‌ات را کجا و کی بگذاری» یا «تحلیل مهم بازار دلار و طلا در تلگرام، عدد ۲۰ را ارسال کن» از رایج‌ترین تبلیغات این‌گونه حساب‌ها هستند. یکی از بلاگرهای پرطرفدار با بیش از ۳ میلیون فالوور، با ادعای جلوگیری از ضرر در بازارهای طلا، دلار و مسکن، مخاطبان را به شرکت در وبینارها و مشاوره‌های عمومی می‌فرستد که هزینه اشتراک آن‌ها از ۳ میلیون تومان برای سه ماه تا ۷ میلیون تومان برای یک سال متغیر است. برای مشاوره‌های تخصصی‌تر نیز تعرفه‌های بالا در نظر گرفته شده است: ۱۰ میلیون تومان برای اندوخته زیر ۱۰۰ میلیون، ۷۰ میلیون برای زیر ۵۰۰ میلیون و ۱۰۰ میلیون تومان برای اندوخته یک میلیاردی.

چندین قربانی از نتایج این مشاوره‌ها پشیمان‌اند. یکی از مخاطبان می‌گوید: «مشاوره گرفتم و طبق دستور عمل کردم، اما با تغییر شرایط ضرر سنگینی کردم. وقتی اعتراض کردم که حق مشاوره را بازگردان، جواب داد: صبر کن، در درازمدت سود می‌گیری.» محسن نیز تجربه مشابهی دارد: «پول هنگفتی برای مشاوره دادم، از خرید ویلایی که به نظرم عالی بود منصرف شدم چون بلاگر گفت زیان‌ده است. سال بعد دیدم خود او در همان منطقه ویلای خریداری کرده و برای فروش تبلیغ می‌کند.» امید هم ۳۰ میلیون تومان حق مشاوره پرداخت کرده، اما تمام سرمایه‌اش در بورس از دست رفته: «فکر می‌کردم حق مشاوره بالا تضمین اطلاعات درست است، اما فهمیدم این افراد تنها به دنبال سود گروه‌های پشت صحنه خود هستند.»

همایش‌ها برای ترویج دلالی

برخی از این بلاگرها در همایش‌های خود حتی مخاطبان را تشویق می‌کنند شغل ثابت خود را رها کرده و به دلالی روی بیاورند. اردشیر گراوند، جامعه‌شناس و اقتصاددان، در مورد پیشگیری از آسیب‌های این پدیده می‌گوید: «نیاز به نهادهای مالی معتبر دولتی، بین‌المللی و خصوصی با شناسنامه داریم که مردم به آن‌ها اعتماد کنند. متأسفانه مراکز مشاوره شناسنامه‌دار یا ناشناخته‌اند یا با شرکت‌های خاص کار می‌کنند و مردم از آن‌ها بی‌خبرند.»

گراوند مردم را در شرایط ناپایداری اقتصادی بی‌پناه می‌داند: «دارایی‌های خرد مردم در معرض خطر است و به همین دلیل به هر فردی که مدعی دانش اقتصادی است پناه می‌برند. این خلأ ناشی از غیاب نهادهای قانونی و علمی توسط اینفلوئنسرها پر شده است.» او یادآوری می‌کند که در سطح بین‌المللی بورس‌ها و نهادهای معتبر دارای نماگرها و مشاوران مجاز هستند، اما در ایران تعداد این مراکز کم است و مردم از آن‌ها آگاه نیستند.

از نظر گراوند، تنوع تقاضاها در فضای مجازی آن‌قدر بالاست که تشخیص مشاوره درست از غلط تنها برای کسانی ممکن است که دانش کافی داشته باشند. برخی بلاگرها از این نفوذ سوءاستفاده می‌کنند و برخی هم مشاوره‌های صحیح ارائه می‌دهند. راه حل اصلی، خبررسانی صحیح و حمایت از مردم برای جلوگیری از فریب خوردن است. تدریجاً باید به سمت تأسیس نهادهای بنیادی برای مشاوره اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در قالب شرکت‌های مجاز یا دولتی حرکت کرد تا مردم مرجع مطمئن داشته باشند.