جامعه امروز تحت تأثیر ماهواره و اینستاگرام

سوسن پرور: جامعه امروز از ماهواره و اینستاگرام تغذیه می‌شود، نه از سینما و تئاتر

سوسن پرور در حاشیه نمایش «مهمانی شام» به خبرنگار آینده گفت: با بستر‌سازی نادرستی که داشتیم، امروز جامعه نه با سینما و نه با تئاتر نمی‌تواند ارتباط مطلوب برقرار کند.

او با تأکید بر اینکه بازی در سینما و تئاتر هر دو سختی‌های خاص خود را دارند، افزود: با این حال ما در هیچ مدیایی موفق نشدیم و جامعه امروز محتوای خود را از ماهواره و خوراک اینستاگرام و یوتیوب تأمین می‌کند.

پرور تصریح کرد: نقش من در مهمانی شام را دوست داشتم و کارگردان تاثیر، آقای انوری، فردی آگاه و مطلع است که نظرات دیگران را می‌پذیرد. اکنون این نمایش آخرین کار من است و من در انتظار پیشنهادهای جدید در سینما و تئاتر هستم.

بحران ارتباط هنرمند با مخاطب در عصر دیجیتال

اظهارات سوسن پرور در حاشیه نمایش «مهمانی شام» تنها نگرانی یک بازیگر باتجربه نیست، بلکه بازتابی از بحران عمیق‌تری است که سینما و تئاتر ایران با آن روبرو هستند: قطع ارتباط طبیعی با مخاطب. پرور به صراحت اشاره کرد که «بستر‌سازی نادرست» باعث شده تا جامعه امروز نه با سینما و نه با تئاتر ارتباط مطلوبی برقرار کند. این بستر‌سازی نادرست، حاصل سال‌ها نادیده گرفتن نیازهای مخاطب، عدم تطبیق با تغییرات سبک زندگی و فقدان سیاست‌های فرهنگی منسجم است.

ماهواره و شبکه‌های اجتماعی: رقبای قدرتمند هنرهای نمایشی

وقتی پرور می‌گوید «جامعه امروز محتوای خود را از ماهواره و خوراک اینستاگرام و یوتیوب تأمین می‌کند»، به یک واقعیت غیرقابل انکار اشاره دارد. ماهواره‌های فارسی‌زبان از دهه ۱۳۸۰ وارد خانه‌های ایرانی شدند و با ارائه سریال‌های تركی، هندی و غربی، ذائقه مخاطب را به سمت روایتی سریع، بصری و پر از درام سوق دادند. این مخاطب جدید، صبر لازم برای تماشای یک نمایش تئاتر سه ساعته یا یک فیلم سینمایی با روایتی آرام را ندارد.

در سال‌های اخیر، اینستاگرام و یوتیوب جای ماهواره را گرفته‌اند. محتوای کوتاه، فوری، رایگان و در دسترس در موبایل، جایگزین تجربه جمعی رفتن به سالن تئاتر یا سینما شده است. الگوریتم‌های این پلتفرم‌ها مخاطب را در حباب‌های محتوایی می‌بندند که تقویت‌کننده پیش‌فرض‌های اوست، نه چالش‌کننده. در حالی که هنر نمایشی، از تئاتر تا سینما، وظیفه‌ای دارد: پرسشیدن، آشفته کردن و بازسازی دیدگاه مخاطب.

«مهمانی شام»: نمایشی در آستانه پایان karier یک بازیگر

نمایش «مهمانی شام» با کارگردانی محمد انوری، روی صحنه می‌رود در حالی که سوسن پرور آن را «آخرین کار» خود می‌نامد. این انتخاب کلمه، بار معنایی سنگینی دارد. پرور، بازیگری است که دهه‌ها در تئاتر، سینما و تلویزیون حضور داشته و نقش‌های ماندگار ایفا کرده است. گفتن او که «اکنون این نمایش آخرین کاری است که انجام می‌دهم و چشم به راه پیشنهادهای تازه هستم»، نشان‌دهنده یک وقفه اجباری است، نه انتخاب داوطلبانه.

پرور درباره کار با محمد انوری می‌گوید: «کارگردان تاثیر آقای انوری هم به حدی فردی مطلع و آگاه است که هر کار فرد دیگر نظر کند می‌پذیرم.» این جمله، تصویر یک کارگردان را ترسیم می‌کند که در فضای امنیتی و سانسور خودسانسوری‌زده امروز، همچنان فضای همکاری و گفتگو را باز نگه داشته است. انوری از کارگردانانی است که با آثاری چون «مردی که موهایش را می‌برید» و «شبانه‌روز» ثابت کرده که می‌توان در حاشیه‌ها هم سینمای باکیفیت ساخت.

سختی‌های دوگانه: سینما در برابر تئاتر

پرور تأکید می‌کند که «بازی در سینما و تئاتر هر دو سختی‌های کار خودش را دارد». این نکته مهم است. در تئاتر، بازیگر باید در لحظه زنده، بدون حق خطا، انرژی خود را به مخاطب منتقل کند. تکرار شبانه نمایش، حفظ فرش، و مدیریت خستگی جسمی و روانی، چالش‌های تئاتر است. در سینما، چالش‌ها متفاوت‌اند: بازی در خارج از trình tự، تکرار بارها برای زاویه‌های مختلف دوربین، عدم وجود مخاطب زنده برای دریافت بازخورد آنی، و کنترل‌های فنی مداوم.

اما پرور نکته‌ای مشترک را برجسته می‌کند: «ما در هیچ مدیایی موفق نشدیم.» این جمله، اعترافی تلخ است. ناکامی در تئاتر یعنی سالن‌های خالی، ناکامی در سینما یعنی باخت بکس‌آفیس و ناکامی در تلویزیون یعنی سریال‌های فرمولی و تکراری. ریشه این ناکامی در «بستر‌سازی نادرست» است که پرور به آن اشاره کرد: بستر‌سازی که هنرمند را در اولویت قرار نمی‌دهد، که تولید را به جای خلقت می‌گذارد، که مخاطب را مصرف‌کننده می‌داند نه شریک تجربه.

تولید محتوای تئاتر و سینما: از کجا آغاز کنیم؟

متخصصان فرهنگی معتقدند که راه‌حل بازگرداندن مخاطب به سالن‌ها، نه در مقابله با تکنولوژی، بلکه در درک منطق جدید مصرف محتوا است. مخاطب امروز انتخاب‌کننده است. او برای تئاتر می‌رود اگر تجربه‌ای منحصر به فرد، غیرقابل تکرار در فضای مجازی، و عمیق‌تر از یک ویدیو ۶۰ ثانیه‌ای در اینستاگرام را تجربه کند. تئاتر باید بر «حضور» و «اشتراک تجربه» تأکید کند؛ چیزی که هیچ پلتفرم دیجیتالی نمی‌تواند جایگزین کند.

در سینما نیز، فیلم‌هایی که در جشنواره‌ها و سالن‌ها مخاطب می‌یابند، فیلم‌هایی هستند که «اختلاف» دارند: روایتی متفاوت، نگاه منحصر به فرد، و جسارت در طرح موضوعات حاشیه‌نشینی. سینمای فرمولی، تکراری و امن، در رقابت با محتوای بی‌مرز اینترنت، شانس بقا ندارد.

نقش بازیگران باتجربه در انتقال سنت

سوسن پرور و همثالان او، گنجینه‌ای از تجربه و تکنیک بازی هستند. نگرانی پرور از اینکه «جامعه امروز نه با سینما و نه تئاتر نمی‌تواند ارتباطی که باید را داشته باشد»، نگرانی یک استاد است که می‌بیند شاگردان و مخاطبانش در دنیایی دیگر زندگی می‌کنند. بازیگران باتجربه می‌توانند پل ارتباطی باشند: در تدریس، در کارگاه‌ها، در مصاحبه‌ها و در انتخاب نقش‌هایی که پیامدهای اجتماعی داشته باشند.

پرور می‌گوید: «چشم به راه پیشنهادهای تازه چه در سینما و چه در تئاتر هستم.» این جمله، امید است. امید به اینکه سیستم تولید فرهنگی، فضای مناسبی برای حضور بازیگری با این سطح از تجربه و عمق فراهم کند. امید به اینکه «بستر‌سازی نادرست» تصحیح شود و هنرمند مجدداً در مرکز تصمیم‌گیری‌ها قرار گیرد.

آینده تئاتر و سینما ایران: کجا می‌رویم؟

آینده تئاتر و سینما ایران، در تقاطع سه عامل شکل می‌گیرد: سیاست‌گذاری‌های فرهنگی، خلاقیت هنرمندان، و تغییر رفتار مخاطب. اگر سیاست‌گذاری‌ها به سمت تسهیل تولید، حمایت از تنوع، و کاهش موانع بی‌معنی حرکت کند، اگر هنرمندان مانند پرور و انوری بتوانند بدون خودسانسوری خلق کنند، و اگر مخاطب عبرت بگیرد که تجربه زنده در سالن، جایگزین‌ناپذیر است، می‌توان امیدوار بود.

اما تا آن زمان، هشدار پرور به صدا در می‌آید: ما در حال از دست دادن یک نسل مخاطب هستیم که زبان مشترکش با هنرهای نمایشی قطع شده. بازیگر می‌گوید: «ما در هیچ مدیایی موفق نشدیم.» این جمله، باید زنگ خطر باشد برای مدیران فرهنگی، تولیدکنندگان، و نویسندگان. فرصت هنوز هست، اما پنجره فرصت، به سرعت بسته می‌شود.


این گزارش در حاشیه اجرای نمایش «مهمانی شام» تهیه شده است.