چرا برخیها تا این مدت فکر میکنند که اهرام مصر را بیگانگان فضایی ساختهاند؟_آینده
به گزارش آینده
آیا واقعاً انسانهای باستانی میتوانستند بدون پشتیبانی موجودات فضایی، سازههایی همانند اهرام را بسازند؟ یا این چنین سوالهایی زیاد تر بازتاب نگرانیها و ذهنیتهای دنیای مدرن می باشند تا حقیقتهای قبل؟
ایده پشتیبانی بیگانگان به ساخت بناهای باستانی، نخستینبار بهطور گسترده توسط نویسنده سوئیسی، اریش فون دانیکن، در کتاب پرفروش «ارابههای خدایان» در سال ۱۹۶۸ نقل شد. او که در ژانویه ۲۰۲۶ درگذشت، با نظریه «فضانوردان باستانی» خود هم چنان میلیونها نفر را مجذوب کرده است.
دانیکن به سازههایی همانند اهرام مصر و اشیای مرموز باستانی اشاره میکرد و آنها را بهگفتن شواهدی از دخالت موجودات فرازمینی در شکلگیری تمدنهای قبل معارفه میکرد.
با وجود این که این ایدهها چندین دفعه رد شدهاند، برنامههایی همانند «بیگانگان باستانی» در شبکه هیستوری هم چنان روایتهای شبیهی را ترویج میکنند.
این نظریهها در بستر تاریخی خاصی شکل گرفتند: دوران جنگ سرد، وقتی که هراس از نابودی هستهای، رقابت فضایی و پیشرفت سریع فناوری ذهن انسانها را دچار کرده می بود. در آن دوره، در حالی که بشر آماده ترک زمین میشد و همزمان با قوت ویرانگر خود مواجه می بود، ایده «فضانوردان باستانی» نوعی اسایش کیهانی و در عین حال شوق تشکیل میکرد. به این ترتیب، قبل به صحنهای برای نمایش نگرانیها و امیدهای انسان مدرن تبدیل شد.
یکی از دلایلی که برخی افراد به این چنین نظریههای بیپایهای باور اشکار میکنند، ماهیت خود علم باستانشناسی است. این علم با شواهد پراکنده، لایههای پیچیده و تفسیرهایی سروکار دارد که طبق معمولً جوابهای ساده اراعه نمیدهند. مکانهایی همانند جیزه در مصر، گوبکلیتپه در ترکیه و شهر باستانی تروآ، معماهای حلنشده نیستند، بلکه نتیجه دههها کاوش و تحلیل علمی می باشند.
سازههای ماقبل تاریخی گوبکلی تپه در ترکیه نیز از مواردی می باشند که همیشه مورد ظن و گمانهای شبهعلمی بودهاند
برای مثال، در جیزه، باستانشناسان باقی مانده سکونتگاههای کارگران، نانواییها و سیستمهای سازمانیافته فراهم غذا را کشف کردهاند که مشخص می کند هزاران کارگر چطور طی چند دهه اهرام را ساختهاند.
در گوبکلیتپه نیز اشکار شده که ستونهای عظیم سنگی توسط جوامع شکارچی-گردآورنده، هزاران سال پیش از اختراع خط، ساخته شدهاند؛ نه با پشتیبانی بیگانگان، بلکه از طریق همکاری انسانی و نوآوریهای آیینی. در تروآ نیز لایههای متعدد سکونت مشخص می کند این شهر در طول قرنها چندین دفعه بازسازی و دگرگون شده است، نه این که نتیجه یک فناوری ناگهانی و ناشناخته باشد.
نتیجهگیریهای باستانشناسی طبق معمولً محتاطانه، احتمالی و مبتنی بر شواهد مادی می باشند. اما برای افراد غیرمتخصص، این احتیاط امکان پذیر بهصورت تردید یا ناتوانی در جوابگویی دیده شود. در اینجاست که شبهعلم داخل میشود و با روایتهای شوقانگیز این خلأ را پر میکند: بیگانگان اهرام را ساختهاند، نیروهای مرموز گوبکلیتپه را تشکیل کردهاند، یا فناوریهای فراموششده دیوارهای تروآ را شکل دادهاند.
یک استدلال رایج در این عرصه این چنین است: اهرام زیاد دقیق ساخته شدهاند؛ این دقت نیازمند فناوری پیشرفته است؛ بعد انسانهای باستانی بدون ابزار مدرن نمیتوانستهاند آنها را بسازند. این استدلال در ظاهر منطقی است، اما بر یک دوگانگی غلط محکم است. آنچه نادیده گرفته میشود، نوشته مهم پژوهشهای باستانشناسی است: سازماندهی نیروی کار، ابزارها، تواناییهای فنی انباشتهشده و حتی نقصهای کوچک که نشاندهنده دخالت دست انسان می باشند.
این نوع توضیحات این چنین با یک گرایش روانی عمیق هماهنگ است: تمایل به این باور که رویدادهای بزرگ باید علتهای بزرگ و شگفت انگیز داشته باشند. همان گونه که در قبل، افسانهها اهرام را به نیروهای ماورایی نسبت میدادند، امروز نیز برخی روایتها انسان را بخشی از یک مطرح بزرگ کیهانی میدانند که توسط موجودات برتر هدایت میشود.
این جذابیت تنها محدود به گروههای خاص نیست؛ تعداد بسیاری از مردم گمان وجود حیات فرازمینی را ممکن میدانند. اما «ممکن بودن» به معنی «اثبات شدن» نیست، و قطعاً دلیلی برای دخالت بیگانگان در قبل زمین به شمار نمیآید.
بیاعتمادی به نهادهای علمی نیز این باورها را تحکیم میکند. دانشگاهها، موزهها و مجلات علمی بعضی اوقات بهگفتن نهادهایی معارفه خواهد شد که حقیقت را نهان میکنند. در این چنین فضایی، رد علمی یک ادعا میتواند بهگفتن نشانهای از توطئه تعبیر شود.
از نظر دیگر، زبان علمی که دقیق، محتاط و پیچیده است، در رقابت با روایتهای ساده و شوقانگیز ضعیفتر عمل میکند. رسانههای دیجیتال نیز این روال را تشدید میکنند؛ ادعاهای تصویری و دلنشین سریع تر از توضیحات علمی و راه حلمند انتشار خواهد شد.
باستانشناسی بر تغییرات تدریجی و انباشت دانش پافشاری دارد، در حالی که شبهعلم وعده «کشف ناگهانی حقیقت» را میدهد.
علاوه بر این، شبهعلم به یک صنعت سودآور تبدیل شده است. کتابهای مربوط به «فضانوردان باستانی» میلیونها نسخه فروش دارند، برنامههای تلویزیونی درآمد قابل توجهی تشکیل میکنند و چهرههای نقل این حوزه مخاطبان گستردهای در فضای آنلاین دارند. در روبه رو، آثار علمی طبق معمولً در تیراژ محدود انتشار خواهد شد و سود مالی چندانی ندارند. این رقابت، در واقع رقابتی برای جلب دقت است؛ جایی که نمایش و شوق بیشتر از دقت و احتیاط دیده میشود.
یکی از تواناییهای دانیکن در همین ابهامسازی می بود. او زیاد تر بهجای اراعه ادعاهای قطعی، سوالهایی نقل میکرد که ذهن مخاطب را به سمت نتیجهگیری خاصی هدایت میکرد. خودش حرف های می بود که کتابش پر از گمان و گمان و صدها علامت سوال بوده، اما مخاطبان این سوالها را بهگفتن ادعا برداشت کردهاند.
در نهایت، محبوبیت این باورها فقط ناشی از ناآگاهی نیست؛ بلکه نتیجه ترکیبی از سختی تفسیر شواهد باستانی، نیاز انسان به معنی، افت مطمعن به نهادها و تأثیر رسانههای مدرن است.
اما صرف رد کردن این ادعاها کافی نیست. باستانشناسی فقط کشف اشیا نیست، بلکه روایت داستانهایی درمورد نحوه زندگی، همکاری و خلاقیت انسانها است. اراعه این روایتها به شکلی دلنشین و قابل فهمیدن، میتواند جانشین مناسبی برای داستانهای شبهعلمی باشد.
حقیقت این است که بناهای عظیم، شهرها و دستاوردهای شگفتانگیز، حاصل تلاش خود انسانها می باشند، نه نتیجه دخالت موجودات فضایی. انسانها با همکاری، توانایی و پشتکار توانستهاند کارهای شگفت انگیز انجام دهندبدون هیچ پشتیبانی فرازمینی.
با پژوهش دقیق و روایتگری قوی، باستانشناسی مشخص می کند که شگفتیهای قبل نه بیگانه، بلکه کاملاً انسانی بودهاند.
دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکارها