معارفه سریال Seinfeld/ ساینفلد_آینده
به گزارش آینده
بیجهت نیست اگر بگوییم Seinfeld یکی از با اهمیت ترین سریالهای تاریخ است. سیتکامی که با پخش در اواخر دهه ۸۰ تا اواخر دهه ۹۰ میلادی نهتنها محبوبیت و پیروزی بسیارای بهدست آورد، بلکه آینده جدیدی برای سیتکامها ترسیم کرد. احتمالا حتی بتوان او گفت که تعداد بسیاری از سیتکامهای محبوب ما، از Friends گرفته تا It’s Always Sunny in Philadelphia همه انها به نوعی وامدار ساینفلد می باشند. Seinfeld در روزهای سختی که در این ماهها گذراندیم و میگذرانیم مرهمی برای اعصاب و روان من می بود و به همین علت میخواهم در این نوشته به معارفه آن بپردازم.
داستان کلی سریال Seinfeld
سریال Seinfeld، همانطور که احتمالا از نامش گمان بزنید، ما را داخل زندگی نسخهای خیالی از جری ساینفلد میکند؛ یک استندآپ کمدین ساکن نیویورک که بهواسطه آدمها، اتفاقات و موقعیتهای مضحکی که سر راه او و دوستانش قرار میگیرند، میتواند سوژه شوخیهای خود در اجراهایش را اشکار کند. جرج کاستنزا، الِین بنس و کازمو کریمر سه شخصیت مهم دیگر سریال محسوب خواهد شد که در ادامه زیاد تر راجع به آنها توضیح خواهیم داد.
شخصیتهای سریال Seinfeld
جری ساینفلد (با بازی جری ساینفلد): یک استندآپ کمدین نسبتا موفق که غالبا نقش استریت من (Straight Man) را بین چهار شخصیت مهم سریال ایفا میکند، یعنی او عمدتا به اتفاقاتی که محیط یا آدمهای اطرافش مسبب خواهد شد با متلک عکس العمل مشخص می کند و به نسبت حرکت معقولتری دارد. از برخی از ویژگیهای جری میتوان به وسواس افراطیاش روی نظافت، علاقهاش به شخصیت سوپرمن و کارکرد خوبش در اشکار کردن دوستان دختر اشاره کرد.
الین بنس (با بازی جولیا لوییس-دریفوس): تنها زن بین چهار شخصیت مهم که در قبل با جری در رابطه بوده است. الین در حرفه کاری خود موفق است و در طول سریال در شغلهایی همچون دستیاری کارآفرینان ثروتمند یا مدیریت میانی در یک شرکت بزرگ فعالیت میکند. او طبق معمول تلاش میکند خود را بهتر و باهوشتر از سه شخصیت دیگر نمود دهد، اما در نهایت به اندازه آنها برای خود و اطرافیانش دردسر درست میکند. از ویژگیهای شاخص الین میتوان به توانایی افتضاحش در رقص و رانندگی اشاره کرد.
جرج کاستنزا (با بازی جیسون الکساندر): دوست دوران دبیرستان جری که عمدتا تلاش میکند مطمعن بهنفس پایین خود را با دروغگویی و نقش بازی کردن نهان کند و حتی اگر در مختصرزمان با این کار نتیجه مساعد بهدست آورد، در نهایت پشیمان یا زمینگیر میشود. او این چنین رابطه پرتنشی با پدر و مادر عصبی مزاج خود دارد و زیاد تر از آنها فراری است. جرج در نیمه ابتدایی سریال مدام بیکار و جیبهایش خالی است و حتی سپس از این که بالاخره موفق به اشکار کردن شغل پایداری میشود، دائما از زیر کار در میرود و موقعیت کاری خود را به خطر میندازد.
کازمو کریمر (با بازی مایکل ریچاردز): همسایه روبرویی جری که دائما دچار ایدههای احمقانه برای رسیدن به یک دستاورد بی نتیجه است. او زیاد تر از این که در خانه خود باشد، در خانه جری زمان میگذراند. با این که کریمر تقریبا در کل سریال بیکار است، اما مدام شرایط مالی پایداری دارد. او با قد بلند، سلیقه خاصش در لباس پوشیدن و حرکات خاص فیزیکی که شبیه تیکهای عصبی می باشند، از دیگر شخصیتها نزدیک است. با این حال او به دوستانش وفادار است و شخصیتها برای انجام کارهایشان روی او حساب باز میکنند.
علاوه بر این چهار شخصیت، شخصیتهای فرعی بسیاری در Seinfeld وجود دارند که تعدادی از آنها در تکههای بسیاری از سریال وجود دارند. شاخصترین شخصیت جانبی این سریال که احتمالا سپس از چهار شخصیت مهم بیشترین وجود را در تکهها داشته باشد، نیومن (با بازی وین نایت) است؛ همسایه جری که دشمنی متقابلی با او دارد و مدام بهجستوجو تخریب برنامههایش است. از دیگر شخصیتهای جانبی سریال میتوان به پدر و مادر جرج یعنی فرانک و استل (با بازی جری استیلر و استل هریس)، پدر و مادر جری یعنی مورتی و هلن (با بازی بارنی مارتین و لیز شریدان)، عموی جری یعنی لئو (با بازی لن لسر)، نامزد جرج در فصل هفتم یعنی سوزان (با بازی هایدی سوئدبرگ)، رئیس جرج یعنی آقای استاینبرنر (با صداپیشگی لری دیوید) و رئیس الین در نیمه دوم سریال یعنی جی پیترمن (با بازی جان اوهرلی) اشاره کرد.
ساختار و ویژگیهای شاخص Seinfeld

بهطور کلی در هر تکه سریال، شخصیتها یا برای رسیدن به مقصد و یا برای فرار از یک موقعیت ناخواسته، به ایدههای احمقانهای میرسند که طبق معمول در نهایت دودش در چشم خودشان میرود. تعداد بسیاری از این موقعیتها در رابطه با پارتنرهای شخصیتها به وجود میآیند؛ چهار نقش مهم سریال یا در تلاش برای دوست شدن با فرد مد نظرشان دست به دروغگویی یا کارهای شگفت و غریب میزنند، یا با فردی دوست خواهد شد که حتی از آنها هم آدم شگفتتری است، یا حتی یک رابطه کاملا خوب و سالم را با بهانههای بیاهمیت و مضحک بههم میزنند.
اما کمدی سریال فقط به روابط خلاصه نمیشود. اتفاقا قسمت قابل توجهی از طنز سریال در به عکس کشیدن و اگزجره کردن اتفاقاتی که در زندگی روزمره ما میفتد قابل مشاهده است. برای مثال یکی از تکههای فصل سوم سریال فقط به گم شدن شخصیتها در یک پارکینگ تعلق دارد، چیزی که همه ما حداقل یک بار تواناییاش را داشتیم. یا در یکی از تکههای فصل هفتم، گروه با رستوران بیرونبری آشنا میشود که بهترین سوپ کل شهر را اراعه میدهد، اما صاحبش با مشتریان همانند یک پادگان نظامی برخورد میکند.
اجراهای استندآپ جری یکی از قسمتهای نزدیک Seinfeld نسبت به بقیه سیتکامها می باشند. در فصلهای ابتدایی، در اغاز، میانه و آخر هر تکه ناظر قسمتهایی از اجرای جری هستید که به شکلی غیرمستقیم درمورد اتفاقات آن تکه شوخی میکند. بهنظر نویسنده، این قسمتها همیشه نسبت به اتفاقات مهم هر تکه ضعیفترند و انگار جری ساینفلد و لری دیوید هم با آن موافقند، چرا که با گذر فصلها این اجراها کمتر و کمتر خواهد شد و تمرکز بیشتری روی داینامیک بین چهار شخصیت مهم گذاشته میشود.

یکی از تفاوتهای Seinfeld با تعداد بسیاری از سیتکامهایی که بعد از آن پخش شدند، این است که در طول سریال بهندرت ناظر یک قوس داستانی یا شخصیتی هستیم. منظور این نیست که حالت شخصیتها در طول سریال هیچوقت تحول نمیکند یا هیچوقت یک داستان کلی بر یک فصل حاکم نمیشود؛ برای مثال محل کار الین یا جرج هر چند فصل یک بار تحول میکند، یا داستانهایی همچون تلاش جری و جرج برای ساخت یک سریال و یا خواستگاری جرج از سوزان در فصل هفتم از جمله قوسهایی می باشند که طی ساینفلد اتفاق میفتند. اما شخصیتها هیچوقت رشد یا تحول نمیکنند و همان صفات همیشگی خود را تا آخر سریال نگه داری میکنند.
یقیناً این نه یک نقص، بلکه تصمیمی عامدانه از سوی سازندگان سریال بوده است. آنها شخصیتها را بهطوری نوشتند که تماشاگر هیچوقت نخواهد با آنها ابراز همدردی یا ترحم کند. جری، الین، جرج و کریمر در نهایت افرادی خودخواه، خودشیفته و حتی بعضا بدجنس می باشند که هر بلایی سرشان بیاید، به گمان زیاد حاصل خرابکاری خودشان است و آنها سزاوارش می باشند. نه این که شخصیتها دوستداشتنی نباشند؛ اتفاقا برعکس. مطمئنا هر فردی که ساینفلد را تماشا کند شیفته ماجراجوییهای احمقانه شخصیتها و بهطور اختصاصی جرج و کریمر خواهد شد. اما شما آنها را برای خندیدن به کارهایشان تماشا میکنید، نه این که همچون Friends یا The Office هر از بعضی اوقات احساساتی شوید یا نسبت به یک شخصیت حس دلسوزی کنید. این ایدهایست که سریال It’s Always Sunny in Philadelphia برای نوشتن شخصیتهایش منفعت گیری کرده و آن را چندین مرحله فراتر برده است.
سریالی درمورد هیچ چیز؟
تعداد بسیاری از طرفداران Seinfeld آن را «سریالی درمورد هیچ چیز» توصیف میکنند. لزوما نمیتوان او گفت این گزاره غلط است، چرا که حتی چندی از تکههای این سریال مستقیما به این چنین چیزی اشاره میکنند. اما در روبه رو میتوان او گفت که اگر ساینفلد واقعا سریالی راجع به هیچ چیز باشد، بعد اکثر سیتکامها هم سریالهایی راجع به هیچ چیز می باشند، چرا که مطرح داستانی آنها اساسا شبیه است. در ساینفلد ناظر وجود گروهی متشکل از چند دوست هستیم که در هر تکه با تصمیمات عجیبشان و موقعیتهای مضحکی که خواسته یا ناخواسته برایشان پیش میآید، اوقات خنده و سرگرمی ما را فراهم میکنند. آیا سریالی همچون Friends را نمیتوان در نهایت به همین جمله خلاصه کرد؟ حتی خالقان سریال یعنی جری ساینفلد و لری دیوید هم با توصیف «سریالی راجع به هیچ چیز» مخالفت میکنند.
بهترین فصلهای Seinfeld

بهنظر من بازه میانی سریال و بهطور اشکار فصلهای پنجم تا هفتم نقطه اوج Seinfeld می باشند. حتی میتوانم ادعا کنم که فصل هفتم ساینفلد احتمالا خندهدارترین فصل بین همه سیتکامهایی باشد که تا بحال دیدهام. اینجا دقیقا نقطهایست که نویسندگان به اوج پختگی خود رسیدهاند و همه جوکها یکی بعد از فرد دیگر میتوانند تماشاگر را به قهقهه وا دارند.
با این حال همانند تقریبا همه سیتکامهای دیگر، فصول ابتدایی و پایانی ساینفلد ضعیفتر از فصول میانی می باشند. در فصلهای آغازین، سوژه شوخیها سادهتر و دم دستیتر است و میتوانید حس کنید که نویسندگان تا این مدت نمیخواهند یا نمی توانند پتانسیل کامل خود را نشان دهند. از طرف دیگر در فصل هشتم و نهم، میتوانید حس کنید که نویسندگان دست و پا میزنند که مجدد به نقطه اوج خود بازگردند، اما حداقل در ۵۰٪ اوقات ناکامی میخورند. بخشی از کم شدن دو فصل نهایی ساینفلد به گمان زیاد به علت جدایی لری دیوید از سریال بعد از فصل هفتم آن است. یقیناً که در نهایت فصلهای ضعیفتر ساینفلد هم سرگرمکننده می باشند و تکههای خوب خود را دارند، اما من بهطور کل فصل پنج تا هفت سریال را در لیگ فرد دیگر نسبت به دیگر فصلها قرار میدهم.
جمعبندی Seinfeld
تماشای ساینفلد برای هر علاقهمندی به سریالهای تلویزیونی واجب است. حتی اگر از اهمیت بسیارای که این سریال در تعیین چارچوب سیتکامهای سپس از آن داشت صرف نظر کنیم، ساینفلد هم چنان سیتکامی با یک هویت منحصر بفرد و طنز خاص خود است که قیمت وقتتان را دارد. مخصوصا در این چنین روزهایی که همه ما به یک مقدار سرگرمی و قوت قلب نیاز داریم.
دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکارها
منبع